حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی
زمین کشمکش

در این بین، یکی از مهمترین نقش ها توسط هرمندان ایفا شد. هنر و ادبیات ابزارهایی بس کارا در خدمت حاکمان و روشنفکران بودند تا دوگانه جذب- تغافل با بیشترین قدرت ممکنه پیش برود و تک صدایی مطلقی را (در عین ادعای اعتقاد به چندصدایی) ایجاد کند. این دوگانه، یک سر در میان طبقات بالاتر اجتماعی داشت و یک سر در میان عموم مردم. خود این ارتباط هم دو صورتِ به ظاهر متناقض و درواقع هم جنس داشت. یک صورت، هنر مبتذل بی بند و بار بود که به اشتباه «هنر عامه پسند» خوانده می شد و صورت دیگر، هنر روشنفکری که اصطلاح غلط «هنر فرهنگی» معادل آن قرار داده شده بود. کار دیگر هنر و ادبیات، استحکام بخشی به شبکه روشنفکران و گسترش هرچه سریعتر جمعیت این طیف در جامعه برای بسط گفتمان روشنفکری بود. در این حوزه، تنها هنر و ادبیات روشنفکری به کار می آمد که در عمل هم توانست بسیاری از اهداف مورد نظر را دنبال کند و به ویژه در انسجام بخشی به طیف های متشدد روشنفکران، موثر بیفتد. برای محقق شدن هردو هدف، تلاش بسیاری صورت گرفت و سعی بر این بود تا از همه ظرفیت های موجود همه هنرها استفاده بشود که شد. ولی در عمل برخی از انواع هنر، بیشتر در بخش «بلندگویی روشنفکران» فعال بودند و برخی دیگر، در «ترویج اباحی گری عمومی». موسیقی و گرافیک بیشتر در خدمت اباحی گری بودند و تئاتر و نقاشی و مجسمه سازی و... نیز، اغلب در خدمت تبلیغ روشنفکری. فیلم و ادبیات داستانی و شعر نیز در هر دو بخش، موثر و کارا بودند.

سینما به خاطر ماهیتی که دارد بیش از همه اهنرها توانست در خدمت هر دو جریان پیش گفته قرار بگیرد و پروژه را تکمیل کند. مشکل ما ما با سینما، از دو منظر مهم قابل بررسی است. از منظر نظری، مشکل اساسی ما وجود افکار توجیه گر وضع موجود است. یک بینش بر این اعتقاد است که صرف ایجاد چند محدودیت، به خصوص در پوشش بازیگران زن، ما را به هدف رسانده و سینما را مطلوب ما می سازد. اکثر مسئولین و روشنفکران مذهبی و غیرمذهبی بر این باورند. بینش دوم، باور ناسازگاری دورنی سینما با فرهنگ خودی را دارد و ظهور سینمایی در خدمت انقلاب اسلامی را غیر ممکن می داند. برخی از متفکران بزرگ معاصر بر این اندیشه اند و تلاش های آشتی ساز را بیهوده می خوانند. از منظر عملی، مشکل اصلی ما وجود دو مانع اصلی بر سر کار است. یکی تنبلی مشهود نیروهای حامی انقلاب برای ورود به عرصه هنر و ادبیات و راضی شدن به ماندن در سطح منتقد عامی و دیگری عدم انجام کار گروهی که از لوازم ذاتی سینماست. هر دو عامل باعث کم کاری شدید در عرصه هنر و ادبیات انقلاب گشته و عرصه را برای یکه تازی دیگران باز گذاشته است. باید توجه داشت که سینما، ترکیبی تکنولوژیک و پیچیده از چندین و چند هنر است که نیازمند وجود روحی واحد در اجزاء سازنده می باشد. البته این ترکیب، همچون کار با همزن برقی نیست. بلکه همچون دانه گیاهی است که چندین جزء دارد ولی خروجی آن موجودی مستقل و زنده است. ادبیات، تئاتر، نقاشی و گرافیک و عکس، مجسمه سازی و طراحی دکوراسیون، موسیقی، هنرهای تزئینی و حتی معماری اجزای آن دانه و فیلم، گیاه سر برآورده از آن دانه است. برخی دانه ها شعر را نیز به همراه دارند. این ترکیب خاص، مزید بر وارداتی بودن آن شده و تسلط بر این هنر را از دسترس ما دور ساخته است. البته اینها دلائل قانع کننده ای نبوده و جبران مافات نمی کند.

 





طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: هنر، سینما،
درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات