حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

جگر و زبان بسته

 

نمی دانم چه می خواهم بگویم

زبانم در دهان باز، بسته است...

خوشحال بودم و غمگین. به رقص بودم و افسرده. امیدوار بودم و مأیوس. کسی مرا نجات دهد...

هرچه پیشتر می رفت، گل از گلم می شکفت و بار غم دلم سنگین تر  می گردید. دلم به تپش می افتاد و نفسم بند می آمد. فکرم باز می شد و حالم گرفته. و من در میان همه تناقضات، تکه گوشتی بودم به دهان هایی گرسنه.

هر چه آقا بیشتر صحبت می کرد و من بیشتر در سخنان گهربارش دقت می کردم، گل از گلم می شکفت، دلم به تپش می افتاد، فکرم باز می شد و... هرچه آقا بیشتر صحبت می کرد و من بیشتر به وضعیت آموزش و پرورش و معلمان و مسئولین این وزارتخانه عظیم می اندیشیدم، بار غم دلم سنگین تر  می گردید و نفسم بند می آمد و حالم گرفته می شد و...

جلودار به پیش می رود و نرم نرمک، امتی را پشت سرش می کشاند و من... من میان خوف و رجایم گیر کرده ام. گیر کرده ام به شرمساری کم همتی و ولنگاری و کوته فکری و بی صیرتی و...

جگر می خواهد تا زبانی باز شود و با این نوع از ولایت پذیری (!)، باز هم بگوید : «یا مهدی! عجل علی ظهورک»

... ... ...

جگر نداشتم، زبانم بند آمد...

 




طبقه بندی: حضرت امام خامنه ای،  نظام آموزشی،  دل نوشته ها، 
درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات