حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 تیر 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

دلم گرفته است...

از بس تو را برای «حاجت» صدا زدیم؛

از بس گفتیم که او خواهد آمد، سوار بر اسب، با پرچمی به دست، تا به پا کند «عدالت» را ... ؛

از بس گفتیم امام «غائب» ؛

از بس تو را برای راحتی زندگی خودمان خواستیم؛

از بس با تو عهد بستیم و شکستیم؛

از بس حرمت نگاه نداشتیم؛

از بس هنوز قصه می­پنداریم تو را ؛

از بس نخواستیم و نمی­خواهیم تو را و ظهورت را (چه که به زبان آری، ولی در عمل خیر) ؛

از بس که شهرمان، خانه­هامان بلکه دل­هامان بوی گناه گرفته؛

از بس که بی­شناخت و معرفتیم نسبت به دین، وظیفه و تکلیف (انگار که تکلیفی جز نماز وصله خورده­ی آخروقت بی­حضور نداریم و البته سالی یک بار ماه رمضانی و روزه­ای، شاید!) ؛

از بس که تولّی­مان تقلید از غرب است و تبرّی­مان از بسیجی­ها به جرم شباهت به نابسیجی­ها یا بسیجی­نماها! ؛

از بس که شعار «ما اهل کوفه نیستیم» داده­ایم و «علی» را تنها گذاشته­ایم؛

از بس که فکرهامان پراکنده است؛

از بس که در حق متفرّقیم؛

از بس که جمود و بی­خردی یا جهل و روشنفکری بیچاره­مان کرده؛

از بس... که حرف زدم و عمل نکردم!

 

(چهارشنبه 5/4/1387، ساعت 4:30 صبح، بعد از برگشتن از مسجد جمکران)

 




طبقه بندی: دل نوشته ها، 
درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات