تبلیغات
حکمت با طعم درد - دانش گاه ؛ بدیهی پارادوکسیکال
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 آذر 1391 توسط محمدقائم خانی

دانش گاه ؛ بدیهی پارادوکسیکال

آیا واقعاً تلازمی میان دانشگاه و تولید علم وجود دارد؟

محمد شمس الدینی ورودی...

 

فقط آن اندیشه­ای می­تواند بر این ارض مبتلا حاکمیت ایجابی پیدا کند که بتواند نظام­های ضروری برای تضمین استقرار خود را از دل مبانی معرفتی خودش تبیین و عملیاتی کند. لذا نظام­سازی، از واجبات تمدن­سازی است. چون تمدن موجود، واجد نظام­هایی است و تمدن آینده نیز نظام­هایی خواهد داشت، لذا بررسی نظام­های کنونی که در حقیقت ستون­های بنای تمدن مدرن می­باشند، راه­گشا خواهد بود. یکی از این نظام­ها، نظام آموزشی و در واقع سیستم اِجوکیشن است.

فرایند معماری سیستم در تئوری سیستم­ها، سه گام اساسی را در بر می­گیرد:

در ابتدا، سیستم باید ایجاد و خلق شود. سپس بایستی حفظ شود. و پس از آن، بسط داده شود. یعنی سه گام خلق یا ایجاد، حفظ و بسط. در مقیاس تمدنی علاوه بر این سه، بایستی ثبات و بقا تمدن نیز به مثابه یک سیستم کلی، رقم بخورد. تمدن نیز در همین روند ساخته می­شود و هر نظامی، برای پوشش و حمایت تمدن، در حداقل یکی از این سه مرحله ایجاد می­شود. حال، منظور تبیین جای­گاه نظام آموزشی مدرن در نسبت با تمدن غرب، در این چارچوب می­باشد. یعنی مشخص شود که آیا نظام آموزشی و آکادمیک مدرن، مأموریت خلق و ایجاد تمدن دارد، مأموریت حفظ تمدن دارد، مأموریت بسط تمدن دارد یا مأموریت ثبات و یا مأموریت بقای تمدن.

آلوین تافلر معتقد است: «آماده ساختن جوانان برای نظام صنعتی بسیاری از مشکلات بعدی این نظام را به مقدار معتنابهی حل می­کرد. در نتیجه ساختار مرکزی دیگری برای جوامع موج دوم یه وجود آمد که همانا آموزش و پرورش همگانی بود.

آموزش و پرورش همگانی که بر پایه مدل کارخانه­ طرح ریزی شده بود، خواندن، نوشتن، حساب و قدری تاریخ و موضوعات درسی دیگر را یاد می­داد. این «برنامه­ی درسی آشکار» بود. اما در پشت آن یک «برنامه­ی درسی نهانی» که چندان آشکار نبود وجود داشت، که اساسی­تر بود: این برنامه که هنوز هم در اغلب کشورهای صنعتی معمول است، مشتمل بر سه درس است: درس وقت­شناسی، درس اطاعت و درس کار تکراری طوطی­وار. کار در کارخانه به کارگرانی نیاز دارد که به­خصوص در مورد کار زنجیره­ای، به موقع سر کار حاضر شوند و از مقام بالاتر دستور بگیرند و بدون چون و چرا دستورات را اجرا کنند. در نهایت، کارخانه به زنان و مردانی احتیاج دارد که غلام حلقه­به­گوش ماشین یا اداره باشند و کارهای فوق­العاده یک­نواخت و تکراری را بی­چون و چرا انجام دهند. ... اگر همه­ی مطالب فوق را با هم بررسی کنیم، به این نتیجه می­رسیم که خانواده­ی هسته­ای و مدارس به شیوه­ی کارخانه، جزئی از نظام یک­پارچه­ی واحدی را تشکیل می­دهند که جوانان را برای نقش­هایشان در جامعه­ی صنعتی آماده سازند.»[1]

مارشال مک لوهان نیز نظر جالبی دارد: «خصیصه‌ی بنیادی چنین آموزشی، در این دوره‌ی فردگرایی، تجزیه‌ی ماده و حتی زندگی به عوامل متشکله‌ی آن، به منظور تکثیر و تولید محصولات متحدالشکل به میزان دل­خواه است. به همین نحو «انسان‌های متخصص هم به صورت عوامل متشکله ماشین عظیم اجتماعی درمی‌آیند». در چنین نظامی هدف آموزش و پرورش، تربیت متخصص است نه ترغیب جوانان به کشف و یادگیری. کلیه‌ی دانش­جویان- خاصه در حوزه‌ی ادب و علوم انسانی- خود را ملزم به فراگرفتن «مجموعه‌ای از دانستنی‌های» یك‌شکل و یکنواخت می‌بیند. این نظام همه را به تقلید وامی‌دارد، به طوری که افراد برای نشان دادن خود و ابزار لیاقت باید همان کاری را بکنند که سایرین انجام می‌دهند، منتهی به­تر و سریع‌تر. هیچ­کس از آن­ها،مسئولیت واقعی در ایجاد دانستنی‌های تازه نمی‌خواهد.»[2]

با تکیه بر آراء شفاف و دقیق تافلر و مک لوهان، روشن است که نظام اجوکیشن و آموزش مدرن، یکی از اصلی­ترین نهادهای حافظ تمدن غرب است که با تربیت یک­دست متخصص­های یک­دست، بقای این تمدن را رقم می­زند. به همین دلیل است که اساساً دانش­گاه، ترجمه­ی مناسبی برای مفهوم یونیورسیتی نیست و در این مکان، هیچ علمی تولید نمی­شود؛ چون اساساً در دانش­گاه Searchصورت نمی­گیرد بلکه Researchموضوعیت دارد، یعنی بازکاوی و بررسی مجدد و مداوم مسائلی که نه جدید هستند و نه معمولاً قرار است به چیز جدیدی منتج شوند.

به همین نسبت، پرکاربردترین و پرمخاطب­ترین کتاب­ها در این نظام آموزشی نیز، نه آن کتبی است که نویسنده در گوشه­ای فارغ از فضای بیرون، به تئوری­پردازی پرداخته است بلکه آن کتاب­هایی است که نویسنده، یا به طور هم­زمان مشغول به کار و وظیفه­ای بوده است و یا آن را بر پایه­ی تجربیات عملیاتی خود نوشته است و معمول است که آدم­های تأثیرگذار در سیر ترقی علم، عمدتاً یا از این نظام آموزشی اخراج شده­اند و یا به هیچ وجه در این نظام موفق نبوده­اند. فقط کسانی در این نظام، با آسایش دکترا می­گیرند که ذلیلانه، تسلیم محض ساختار فشل و غلط به ظاهر سیستماتیک آن می­شوند.

برای تبیین بیش­تر باید ابعاد نهادی فرایند علم در غرب را شناخت. در این­جا فعلاً در مورد مفهوم علم که محتوای این نظام است، بحثی نمی­کنیم. علم باید تولید شود، برای این منظور باید ایده­ای وجود داشته باشد؛باید این علم، قابلیت کاربرد پیدا کرده و استفاده شود. لذا چند نظام و نهاد اساسی برای این حوزه­ها طراحی شده است. حوزه­ی ایده­پردازی، بر عهده سینماگران و هنرمندان و بعضی از افراد خلاق خارج از فضای دانش­گاه است. حوزه­ی سرمایه و تبدیل علوم به تکنولوژی، بر عهده­یبرخی مراکز صنعتی- نظامی و کمپانی­های چندملیتی است و حوزه­ی بررسی استفاده این علوم در قالب تکنولوژی، وظیفه­ی سرویس­های اطلاعاتی و امنیتی است. هر میزانی از این علوم و تکنولوژی­ها که در این مسیر،نتیجه­ی مثبت داده و قابلیت خروج از طبقه­بندی­های امنیتی را پیدا کرد، در قالب تکست­های ساینتیفیک، به دانش­گاه ارائه می­شود.

با این حساب، اصلاً دانش­گاه نسبتی با تولید علم ندارد و توقع تولید علم از آن، بیهوده است. دقت کنید که تولید علم با تولید علمی، فرق می­کند. تولید علم یعنی تولید علوم جدید نه سرفصل­ها و باب­های جدید در یک علم موجود و وظیفه­ی امروز ما تولید علم است، علم­های جدید. غرب برای اشراف کلی بر حوزه­ی وضعیت علم در کشورهای دیگر نیز نهادی ایجاد کرده است تا همه­ی تولیدات علمی سایر نقاط جهان، در آن متمرکز شده و تحت نظرش باشد؛ این نهاد، همان ISIاست و بیشتر شبیه به یک سرویس اطلاعاتی است تا یک انستیتوی علمی.

اما از فضای سیستمی که خارج شویم، مسئله­ی فرایند جاری در این نظام باید بررسی شود.Natureو Culture، دو مفهومی هستند که نسبت معرفتی دقیقی با هم دارند و متأسفانه این نسبت در ساختار محتوایی رشته­هایی مانند فلسفه و به خصوص فلسفه­ی علم، فلسفه­ی تعلیم و تربیت (علوم تربیتی)، فلسفه­ی تکنولوژی، جامعه­شناسی و فیزیک در دانشگاه­های کشور ما، به شدت و به طور عجیبی، مغفول و مهجور مانده است. غربی­ها به آن بخشی از خلقت که به صورت خودبه­خودی نمو می­کند، نیچر و به آن بخشی که با دخالت انسان نمو می­کند، کالچر می­گویند. لذا کشاورزی،Agricultureنامیده می­شود. چون افراد در نظام آموزشی مدرن از طریق کاشت و Cultivation، آموزش داده می­شوند، به این جماعت شاغل در این نظام می­گویند قشر فرهنگی. یعنی کسانی که کالچر (محتوای علمی تولید شده توسط بشر در طول سیر خطی زمان با یک روش خاص) را از طریق Education، Cultivate می­کنند. این فرایند جاری در این نظام است که به آن، فرهنگی­سازی (Culturalization) نیز گفته می­شود و کارکرد این فرهنگی­سازی (ساختن افراد فرهنگی)، فرهنگ­سازی (Culturization) است. در واقع گرفتن مدرک دکترا به معنای این است که فرد شرایط کشاورزی در دانش­گاه را کسب کرده است.

معرفت مدرن به مثابه انسان مدرن، یک معرفت تجزیه­شده­ی آنالیتیکال و عضوعضو است، و تکنولوژی ماهیتاً محصول همین تجزیه و تخصصی شدن افراطی است؛ حال آن­که لازمه­ی درک حقیقی و حقایق عالم، یک باور و نگاه کلی به عالم است. دکتر یعنی کسی که متخصص یک جزء است و این، حقیرانه­ترین انحراف در تاریخ معرفت­شناسی این ارض مبتلا است و وای بر جامعه­ای که معیار امتیازات اجتماعی­اش بشود این مدارک مبتذل و گمراه­کننده­ی آکادمیک. مدرک­گرایی، در واقع عطش کاذب و پست انسانی است که ساحت حیوانی وجودش، در نسبت با ساحت انسانی، اصالت پیدا کرده و سرنوشت ناگریز هر جامعه­ای است که عیار انسان­ها برای کسب شغل و اعتبار و مزایای اجتماعی و درآمد و هر چیز که فکرش را بکنید، با یک برگ کاغذ به نام مدرک سنجیده شود. مدرگ­گرایی،هم از لوازم و هم از نتایج جدایی­ناپذیر سیستم اِجوکیشن است.



[1]آلوین تافلر، موج سوم،شهیندخت خوارزمی، نشر علم، صص ٤١ و ٤٢.

[2]ژان کازنوو، تحول اجتماعی از راه وسائل ارتباط جمعی، علی اسدی، فرهنگ و زندگی، ص 14.



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم