تبلیغات
حکمت با طعم درد - فرآیند جدید جذب هیات علمی (2)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 آذر 1391 توسط محمدقائم خانی
فرآیند جدید جذب هیات علمی (2) 


فرآیند جدید جذب هیات علمیتا همین چند سال پیش که روند جذب اعضای هیات علمی به صورت متمرکز انجام شود، روالی در جذب اعضای هیات علمی حاکم بود که مشخصات آن در زیر ارایه شده است. این روال با همت مسوولان امر تا حدودی اصلاح شده است، اما هنوز مشکلاتی در این راه وجود دارد که پیادهسازی روند مطلوب را با مخاطره مواجه کرده است.

در فرآیند جدید جذب هیات علمی در دانشگاه‌های كشور روالی یك‌پارچه در نظر گرفته شده است. اما عملاً در بسیاری از دانشگاه‌ها همان روال سابق در جریان است. یعنی حاكمیت با دانشكده‌ها و گروه‌های آموزشی است. این مسأله که در در واقع خاستگاه اصلی طرح جذب كنونی بوده است،‌ از مشكلات بزرگ در راه اصلاح روند جذب در دانشگاه‌هاست. عملا در حال حاضر قبیله‌گرایی، ترجیح دانش‌آموختگان خارج از كشور و نیز تنگ‌نظری از مشكلات بزرگ جذب نخبگان در دانشگاه‌های برتر كشور است که البته با همت مسوولان بخشی از این مشکلات رفع شده و یا در حال رفع شدن است:

قبیله‌گرایی

این عامل كه متاسفانه در نهادهای مختلف حاكمیتی كشور نیز دیده می‌شود،‌ به این صورت اعمال می‌شود كه افراد سفارش شده و وابسته به باند حاكم در دانشكده،‌ حتی با وجود ضعف نسبی در سایر حوزه‌های علمی و پژوهشی، اجازه حضور به عنوان هیات علمی را خواهند داشت. این مساله با روند جذب کنونی تا حد مناسبی کاهش یافته است، اما هنوز هم پارادایمهای حاکم بر جذب اعضای هیات علمی، تعیین کننده مشخصات اعضای جدید هیات علمی دانشگاههای کشور است.

ترجیح دانش‌آموختگان خارج از كشور

این مورد كه از موارد مشدد مهاجرت نخبگان نیز محسوب می‌شود، به این صورت اعمال می‌شود كه دانش‌آموخته‌ای كه از دانشگاهی با رتبه 250 ام دنیا به دانش‌آموخته از دانشگاه رتبه 1 كشور بالاتر ارزیابی علمی می‌شود. در این مورد نیز با پیگیریهای و تلاشهای صورت گرفته، مشکل تا حدی تعدیل شده است، اما هنوز هم نمونههایی از این مشکل در جذب دیده میشود.

تنگ‌نظری

این عامل در واقع از موارد مهمی است كه به ویژه در گزینش نیروهای جوان كه به جز درس خواندن به كارهای فوق برنامه هم مشغول بوده‌اند اعمال می‌شود. مواردی مثل تعداد مقالات ISI یا معدل از مواردی است كه به سادگی چشم بسیاری از اعضای كمیته جذب در دانشكده‌ها را می‌بندد.

مورد مهم دیگر در این حوزه این مساله است كه در برخی از موارد، اساتید حاضر نیستند كسی را كه تا چند ماه یا چند سال پیش دانشجویشان بوده است را در كسوت همكار ببینند و حتی ترجیح می‌دهند كه فرد ضعیف‌تری را به عنوان هم‌كار انتخاب كنند كه از دانشگاه دیگری آمده باشد و سابقه دانشجویی در كلاسشان را نداشته باشد. این مورد با تمهید صورت گرفته در اصلاح روند ارزیابی متقاضیان، تا حد بسیار مطلوبی کاهش یافته است و امید است تا چند سال آینده مشکلی از این دست، به عنوان مشکل حاد مطرح نباشد.

یك مورد دیگر كه البته در حال كم‌رنگ شدن است،‌ منفی بودن نگاه اساتید به متقاضیانی است كه صبغه مذهبی پررنگ‌تری دارند.

رد صلاحیت عمومی

از دیرباز این مشكل در كشور وجود داشته است كه اگر كسی از نظر عمومی شایستگی تدریس به عنوان مدرس دانشگاه را ندارد،‌ اجازه حضور با این عنوان را پیدا نكند. اما عملا اتفاقی كه افتاده این است كه به جرم برخورد سلبی در گزینش به نیروهای انقلابی تهاجم لفظی صورت می‌گیرد اما عملا نیروهای انقلابی حق حذف كسانی را كه در 10 سال حضورشان در دانشگاه،‌ كسی نمازخواندنشان را ندیده هم ندارند. به بیان دیگر، در حال حاضر نزدیك به 3 تا 10 درصد از اعضای هیات علمی با معیارهای اولیه مذهبی صلاحیت تدریس ندارند. اما متاسفانه موارد بسیار كمی (كم‌تر از 1/0 درصد)‌ از متقاضیان جذب به دلیل عدم صلاحیت عمومی رد می‌شوند. در برخی از موارد هم عدم صلاحیت عمومی ایشان اعلام نمی‌شود و معمولا بهانه دیگری ارایه می‌شود. این مورد متاسفانه كار را به جایی رسانده كه اگر كسی صلاحیت نداشته باشد و بهانه‌ای برای رد ایشان حاصل نشود،‌ عملا امكان رد كردن این افراد وجود ندارد. در واقع اتفاقی كه رخ می‌دهد این است كه به دلیل تبعات روانی شدیدی كه این مساله دارد كه «فلانی به دلیل صلاحیت عمومی رد شد» در حال حاضر حتی هیات‌های جذب هم مستقیما به عدم صلاحیت فرد رای نمی‌دهند. در نتیجه كسانی كه حتی در ورود ایشان قطعیت عدم صلاحیت وجود نداشته است و پس از حضور، رفتارهای نامناسب (سیاسی، عقیدتی) دیده شده است،‌ باید رد شوند اما امكان رد عملا وجود ندارد.

در حوزه صلاحیت عمومی، یک مشکل دیگر، روند اجرایی فعلی برای تحقیق از افراد است که متاسفانه با صرف وقت اندک و اصطلاحا سرسری انجام میشود. متولیان امر هم کم بودن نیروی انسانی در دسترس را دلیل این مشکل عنوان میکنند. امید است با درک اهمیت تحقیق صحیح در روند جذب اعضای هیات علمی، این مشکل منتفی گردد.

یک مساله مهم دیگر در حوزه صلاحیت عمومی، شفاف نبودن معیارهای سنجش است. به عنوان مثال در پارامتر پایبندی و التزام به قانون اساسی، مشخص نیست که امتیاز 4 از 5 معادل چه شرایطی است و این نمرهدهی در دانشگاههای مختلف و برای افراد مختلف تفاوت دارد. به بیان دیگر، مجموع امتیاز صلاحیت عمومی 100 در ارزیابی یک فرد به هیچ عنوان با نمره 90 در ارزیابی فرد دیگر قابل مقایسه نیست و چه بسا که فرد دوم، صالحتر نیز باشد. در این مورد خوب است که معنی هر نمره و امتیازی، با شرایط واقعی تطبیق داده شود و معلوم شود که مثلا نمره 2 از 5 به چه کسی و با چه شرایطی داده میشود.

 

 

استمرار معضلات در نظام ارتقاء اساتید

فرآیند جذب ارتباط وثیقی با نظام ارتقاء اساتید دارد چون عملاً انتظارات اصلی از اساتید توسط این نظام تعیین می شود. در واقع استادان باید به گونه ای جذب شوند که توانایی انجام وظایف محول شده و ارتقاء را داشته باشند.در حال حاضر شرایط ارتقای اعضای هیات علمی در دانشگاه‌های كشور به گونه‌ای است كه اساتید را به سمت مقاله ISI و نه علم و دانش و كار صنعتی و خدمت به كشور و ... سوق می‌دهد. به بیان دیگر،‌ هنگامی كه مهم‌ترین گلوگاه ارتقای اساتید، كسب امتیازات پژوهشی است كه از طریق مقاله ISI حاصل می‌شود، و ارتقای او هم شرط لازم برای ارتزاق اوست. طبیعی است كه استاد، دانشجویان را به سمت تولید مقاله سوق خواهد داد و این جو نامطلوب مقاله‌گرایی در مقابل علم‌گرایی قوت گرفته است.

مساله دیگر این است كه پارامترهای سنجش دیگر عملا همگی ارزش اندكی در قیاس با ارزش مقاله پژوهشی دارند. مثلا ثبت اختراع بین‌المللی كه از جمله ضروریات تولید فناوری در كشور است،‌ به دلیل امتیاز پایین و زحمت زیاد مورد اقبال اساتید قرار نمی‌گیرد.

قربانی شدن كیفیت آموزش نیز از خروجی‌های دیگر نظام نامناسب ارتقای اساتید است. به این صورت كه اساتید جوان و با انگیزه، در سال‌های اول تدریس برای بهبود روش‌های تدریس تلاش می‌كنند. اما پس از مشاهده این مساله كه فاصله میان بهترین تدریس با یك تدریس خسته‌كننده و كم بازده، به سادگی با بخشی از یك مقاله پژوهشی قابل جبران است،‌ به جای تحمل زحمت به‌روز كردن دانش خود در زمینه آموزش و بهبود روش‌های تدریس،‌ به فشار به دانشجو برای تولید مقالات بیشتر روی خواهند آورد.

یك پیشنهاد عملیاتی در این حوزه، افزایش امتیاز كیفیت آموزشی در ارتقای اساتید و اعطای پایه تشویقی در این حوزه است. به علاوه تاسیس مجلاتی كه داوری علمی در آن‌ها بر اساس كاربرد در صنایع كشور است، از جمله پیشنهادهاست. پس از آن كه تعداد این مجلات به حد كافی زیاد شد، می‌توان امتیاز پژوهشی برای این مجلات را خیلی بیشتر از مجلات ISI قرار داد. در این صورت گرایش فعلی به سوی علم لاینفع كم كم به سوی علوم كاربردی تغییر خواهد كرد (ان‌شاء‌الله).

 



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم