تبلیغات
حکمت با طعم درد - تخصص‌گرائی کور یا مأموریت‌گرائی آگاهانه؟ (1)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 آذر 1391 توسط محمدقائم خانی

تخصص‌گرائی کور یا مأموریت‌گرائی آگاهانه؟ (1)

میزگرد ارزیابی وضعیت انتخاب رشته دانشجویان

 

اشاره: در روز سه شنبه 25 مهر ماه میزگردی با موضوع انتخاب رشته با همکاری نشریه مهاجر در دفتر بسیج دانشجویی دانشگاه شریف برگزار شد. آقایان مصطفایی (دانشجوی دکترای مهندسی مواد دانشگاه شریف/ ورودی 84 کارشناسی رشته مواد) و روحانی (دانشجوی دکترای اقتصاد دانشگاه تهران/ ورودی 83 کارشناسی رشته برق) در این جلسه نظرات خود را در مورد انتخاب رشته بیان کردند. معیار های انتخاب رشته ی فعلی ما، ملاک ارزش گذاری رشته ها، حرکت فعلی به سمت علوم انسانی و خصوصاً MBA و مطالب دیگر مرتبط با انتخاب رشته از موضوعاتی بود که که در این جلسه مورد بحث قرار گرفت. همینجا بطور ویژه از جناب آقای مهدی انصاری مجری محترم میزگرد و مهدی اجتهادیمدیر جلسه و تهیه کننده این گزارش تشکر می‌کینم. در زیر خلاصه ای از مباحث میزگرد آورده شده است:

مجری: عنوان کلی جلسه ما ارزیابی وضعیت انتخاب رشته است. به عنوان سؤال اول لطف کنید عوامل مؤثر بر وضعیت فعلی انتخاب رشته دانش‌آموزان و دانشجویان و آسیب شناسی خودتان را از این وضعیت بیان کنید.

-         مصطفایی: در مورد سؤالی که شدیکی از علت های اساسی را اصلا باید بازگردانیم به دوران دبیرستان.اول دبیرستان تمام شده و می‌خواهیم انتخاب رشته کنیم و باتوجه به جوی که وجود دارد ریاضی-فیزیک را انتخاب می‌کنیم و معمولاً کمتر پیش می‌آید که تغییر بدهیم.این پایه‌ای می شود برای این که بچه‌ها مسیر مهندسی را انتخاب کنند.در پیش‌دانشگاهی هم هیچ دیدی نسبت به کشور و بازار کار رشته‌ها و اولویت کشور نداریم و بزرگترین ملاک انتخاب در دبیرستان و سپس پیش‌دانشگاهی ناخودآگاه هوش و نظرات پدر و مادر می‌شود.

از همینجاست که خیلی وقتها درهمین رشته‌ای که خودمان در حال تحصیل درآن هستیم به اندازه‌ی کافی شناخت روی آن نداریم که این خود منجر به تردیدهای بعدی بعضی می‌شود. مثلاً رشته‌ای که خودم آن را انتخاب کردم رشته‌ی مهندسی مواد بوده و تقریباً مثل خیلی از کسانی که در این رشته می آیند، شناخت کافی از این رشته نداشتم. در واقع اصل کار این است که ما بیایم این شناخت رو پیدا کنیم، و البته شناخت پیدا کردن کار ساده‌ای نیست. مثلاً یک جلسه بذاریم و کسی که رشته اش مثلاً  علم مواد است بیاید توضیح دهد یا کسی رشته‌ی دیگری است و حالا او بیاید آینده‌ی رشته را توضیح دهد، این شناخت همینطوری نیست، یک سری مراحلی دارد که فکر می‌کنم آدم باید سیستماتیک جلو برود، اولاً آدم باید بداند هدفش در زندگی چیست؟ واقعاً هدف خیلی مهم است. یکی می‌گوید هدف من این است که به کشور خدمت بکنم، کس دیگری هدفش این است که دنبال علاقه‌اش برود. یک آماری من از ورودی جدید در اردوی ورودی های سال گذشته فکر می‌کنم از خانم‌ها گرفتم، در آن نظر سنجی گفتم هدفتان از درس خواندن چیست؟ بیش از هفتاد درصد بلکه هشتاد درصد هدفشان این بود که دکتری بخوانند! این یعنی ما خیلی هدف مشخصی را از خواندن رشته‌ای خاص دنبال نمی‌کنیم.

-         روحانی: در مورد معیارهای موجود باید گفت که جو جامعه خیلی موثر است.خود من در ابتداکه انتخاب رشته کردم، زیاد دیدی نه نسبت به رشته برق داشتم و نه دیگر رشته ها ولی وارد این رشته شدم. حتی یادم هست با جمعی از دوستان در دوران دبیرستان افرادی که این رشته را انتخاب می کردند، می‌گفتیم که جوگیر شده‌اید! ولی نهایتا خودمان هم همین رشته را انتخاب کردیم! و البته دیدی هم به آینده‌ی این رشته نداشتیم.

در دوران دانشگاه، بعضی از ما با حرکت های خودجوشی با ارتباط برقرار کردن با چند استاد سعی کردیم بفهمیم ادامه ی رشته ی برق چیست. اصلاً ادامه تحصیل بدهیم یا وارد کار بشویم یا چیزهای دیگر.و کسی نبود که ما را راهنمایی کند که حالا ادامه ی ده سال آینده ی این رشته ای که ما انتخاب کردیم چگونه خواهد بود و چه تصویرهایی وجود دارد که ما از بین آنها یکی را انتخاب کنیم. به طور عادّی چنین راهنمایی‌هایی اصلاً وجود نداشت و هر کسی با برآیند کارهایش در دوران کارشناسی از جمله برخورد با اطرافیان، برای ارشد تصمیم میگرفت و دانشگاه نقش پررنگی در سوق دادن بچه ها به سمتی نداشت وغالباً حرکت های کاتوره ای توسط خود بچه ها بوده که منجر به یک سری از تصمیمات شده است. در حرکت های کاتوره ای هممعمولاً جو حاکم خیلی اثر دارد.

دوره‌ی ما طوری بود که آن هایی که کمی درس‌خوانتر بودند و شخصیتاً مهندس بودند، خیلی علاقه داشتند که برق را ادامه بدهند. منتها یک جوّجدی افتاده بود که بچه ها به سمت رشته ی MBA می‌رفتند که آن حرکت به سمت MBAبیشتر از اینکه بخاطر خود رشته باشد بیشتر فرار از برق بود وعلت گرایش به این رشتهچیزی بود که آنها از سال بالایی های خودشان دراین رشته دیده بودند. درمجموع مهم این است که نقش خود بچه ها انفعالی است و دانشجویان خیلی تأثیر بر انتخاب خود ندارند و مثل دوران دبیرستان با نظرات دیگران انتخاب رشته میکنند.به طور خلاصه آسیب ما انفعال نسبت به جو حاکم است.

-         روحانی:در ادامه‌ی این بحث که به آسیب‌شناسی وضعیت فعلی انتخاب رشته می‌پردازیم لازم است که یک شِمایی هم از مدل مطلوب داشته باشیم. یعنی اگر توصیه ای بخواهیم به کسی کنیم باید بگوییم که این طور انتخاب رشته نکن، و در مقابل براین اساس انتخاب رشته کن. من فکر می کنم که مدل انتخاب جهت تخصصی فعلی، چه بروند سراغ علوم انسانی چه نروند، چه جوّزده بشوند چه نشوند، این است که نهایتاً ما داریم یک تخصص و رشته رابرای خودمان انتخاب می کنیم. به عنوان مثال من برق می خوانم و خوب هم می خوانم منتها این که نهایتا می خواهم چه کار بکنم را الان نمی‌دانم، الان می‌دانم که متخصص برق می خواهم بشوم، کجا می‌خواهم کار کنم کدام درد ملت رو می‌خواهم حل کنم، می‌خواهم چه مدلی پول در بیاورم، می‌خواهم شرکت بزنم یا می‌خواهم کار دولتی کنم، این رو من نمی‌دانم. می‌گوییم برویم جلوتر و ببینیم چه می‌شود.

به نظر می‌آید مدلی که مطلوب یک جمع مسلمان است این است که ناظر به اهداف خودش، اهدافی که خودش فهمیده و اهداف جامعه ای که در آن زندگی می‌کند به معنی آرمان هایش به معنی نگاه‌های تمدنیش، ناظر به آن ها مسئله‌ها را شناسایی کند و بفهمد که مثلاً ما تو حوزه‌ی برق بیاییم بفهمیم که مسأله‌ی فعلی کشور چیست و برای این که بتوانم آن مسئله را حل کنم، چه چیزهایی نیاز دارم؟

    آن نگاه اول نگاهی است که می شود گفت تخصص‌گرا یعنی صرفاً به یک تخصص نگاه می کند، یعنی برق بخوانم و بعد مخابرات بخوانم و دکتری هم بگیرم. آن نگاهی که معتقدم نگاه درستی است نگاه مأموریت‌گراست. یک مأموریت و هدف باید تعریف بکنیم، و برای این که به آن هدف برسیم یکی از نیازهایش ممکن است خواندن رشته‌ی دانشگاهی تا مقطع دکتری باشد. یک نیاز دیگر ممکن است پیدا کردن یک سری مهارت های مدیریتی باشد، یک نیاز دیگر ارتباط با اساتید یا صنعت‌گران مختلف در آن زمینه باشد، یکی دیگر تیم درست کردن است و غیره. ببینید این ها پیشنیاز های یک مأموریت است و هیچ کدام در حیطه‌ی آن تخصص نیست، در واقع تفاوت نگاه مأموریت‌گرا و تخصص‌گرا در آن جهتی که می خواهیم حرکت کنیم به شدت زیاد است.این نگاه مأموریت‌گراخیلی نگاه بلندتری و فعالتری است تا صرفاً درس خواندن و معدل آوردن...



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم