تبلیغات
حکمت با طعم درد - وقتی همه با هم تکنولوژی را می‌پرستیم! (3)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 دی 1391 توسط محمدقائم خانی

وقتی همه با هم تکنولوژی را می‌پرستیم! (3)

 

تکنولوژی یعنی زندگی خوب: راز صفهای طولانی فروش آیفون 5 در کل جهان

ما آدمها خیلی وقتها خیلی راحت فراموش می‌کنیم که «وسیله» وسیله است یعنی اینکه وسیله خود هدف نیست بلکه ابزاری است برای رسیدن به هدفی دیگر و به خاطر همین است که وسیله همیشه باید مضاف باشد به چیز دیگری مثل زندگی تا بشود مسیری برای تحقق بهتر آن چیز دیگر یعنی مثلاً«وسیله‌ی زندگی». پل تیلیش متأله آلمانی معاصر در جایی می‌نویسد: «شعار اصلی تکنولوژی اینست: زندگی کنیم تا زیستن را ممکن سازیم. هدفی محدود و دوری که پرسش از هدف غایی را از مرکز آگاهی محو می‌کند»[1]منظور او اینست که ما ابزارها را می‌سازیم تا بهتر زندگی کنیم اما به تدریج به جایی می‌رسیم که زندگی می‌کنیم تا بهتر ابزار بسازیم. فرقی نمی‌کند این وسیله زندگی ابزار ساده‌ای مثل صندلی باشد یا ابزار پیچیده‌ای مثل موبایل، هردو ابزاری هستند در خدمت خواسته‌ها و زندگی واقعی بشری و ارزش هریک به خدمتی است که به اهداف ما در زندگی ارائه می‌دهند. این تفکیک میان «اصل زندگی» و «وسائل» آن، تفکیکی اساسی است که علی‌رغم بدیهی بودن، با ظهور «تکنولوژی»و نوع خاص زندگی دردنیای جدید در حال رنگ باختن است.

    امروز اکثر ما تصور می‌کنیم که ارتقاء ابزارهای تکنولوژیکمان یکی از نیازهای ضروری و اساسی زندگیمان است و شاید پربیراه نباشد اگر بگوئیم مهمترینشان است. در فضای ذهنی ما آپ‌تودیت یا به‌روز بودن معادل پیشرفت کردن است و اگر نتوانیم موبایل، کامیپیوتر، تلویزیون یا یخچال منزلمان را ارتقاء دهیم احساس درجازدن و پیشرفت نکردن داریم. این حس از نیاز به ارتقاء تکنولوژی و پیشرفت چیزی ازجنس همان ارزشهای عام و بنیادین است که تنها اختصاص به ما ندارد و اپیدمی فرهنگی مشترکی در سطح جهانی است. برای نمونه کافیست به تصاویر صف‌های طولانی خرید آیفون 5 در کشورهای مختلف نگاهی بیندازید تا میزان عمومی بودن ارزش تکنولوژیهای جدید را در فرهنگ عمومی جهان دریابید. دست یافتن به تکنولوژیهای جدیدتر آنچنان برای مردمان دنیا مهم است که حاضرند ثمره عمر خود را که با 6 روز کار تمام وقت در کارخانه و بازار بدست آورده‌اند با کمال میل با نسخه‌ی جدیدتری از موبایل یا تلویزیونی که دارند معاوضه کنند و شاید بهتر باشد بگوییم اصلاً به امید خرید این تکنولوژی پیشرفته‌تر زندگی می‌کنند!

    در واقع تکنولوژی با برجسته کردن ابزار زندگی و فربه کردن حوزه امور مربوط به تولید و توسعه تکنولوژی در جامعه و در مقابل کمرنگ کردن خودِ زندگی و نحیف کردن امور اصلی زندگی در جامعه، کلاه گشادی را بر سر ما آدمهای هزاره سومی گذاشته است.یادم می‌آید در تبلیغ یکی از شرکتهای بزرگ لوازم خانگی که چندوقتی کل بزرگراه های تهران را پر کرده بود، جمله‌ای با این مضمون مدام تکرار می‌شد: زندگی خوب یعنی استفاده از محصولات بوق (!). خوب به این جمله دقت کنید. موضوع جمله «زندگی» است که قلمرو وسیعی است از مقولات انسانی متکثر و پیچیده‌ای چون خانواده، دینداری، سبک زندگی، معنویات، تفریحات، تحصیل، تفکر و غیره. بالاتر از آن اینست که می‌گوید «زندگی خوب». زندگی خوب که مسأله محوری ادیان، نظام‌های فلسفی، انسان‌شناسی‌ها و ایدئولوژیهاست و شاید مهمترین پرسش معرفتی کل تاریخ بشر باشد، اینک توسط یک کمپانی چندملیتی بزرگ پاسخ داده می‌شود:زندگی خوب یعنی استفاده از تکنولوژیهای جدید این کمپانی!آیا خوب زیستن واقعاً با داشتن وسایل پیشرفته محقق می‌شود؟ در واقع اتفاق عظیمی که در اینجا بوقوع پیوسته، نشستن تکنولوژی برکرسی ایدئولوژی است. تکنولوژی که خود آمده بود تا ابزاری باشد برای اهداف اصیل انسانی اکنون خود به هدف زندگی مبدل شده است و نوعی فلسفه زندگی را تجویز می‌کند.

   برای روشنتر شدن موضوع بد نیست مثالی بزنیم. موبایل ابزاری است که برای تسهیل روابط بشری بوجود آمده است. پیش از موبایل مردم مجبور بودند برای کوچکترین دیدار و گفتگویی فرسنگها طی کنند، اما اکنون با یک تماس دست این تعامل انسانی محقق می‌شود. بنابراین موبایل «ابزاری» است در خدمت «زندگی» اصیل انسانی که همان روابط، عواطف و تعاملات میان انسانهاست. اما اکنون با حضور موبایل چه بر سر ما آمده است؟ ما تنها به این اکتفا کرده‌ایم که موبایل پرزرق و برق و آماده و پر امکاناتی در جیب خود داشته باشیم، اما چه استفاده ای از آن می‌کنیم؟ آن بخشی از وجود ما که باید متولی تعریف اهداف استفاده ما از موبایل باشد، یعنی ابعاد انسانی وجود ما و در واقع اصل زندگی ما آنچنان نحیف شده که تقریباً برنامه‌ای برای استفاده از موبایل نداریم. علاقه ای به ارتباط گرفتن با اقوام دور از شهرمان در ما نیست و انگیزه‌ای برای تماس با دوستان قدیمی یا کسانی که بر گردمان حقی دارند، نداریم. وجود انسانی ما از باورها و ارزشهای انسانی و آگاهی ما از چیزهایی مثل ایدئولوژی،‌ دین، فلسفه، اخلاق، هنر و ادبیات بسیار تهی است و تقریباً جز داشتن تکنولوژی ارزش متعالی دیگری نداریم. این همان معنای «تکنیک‌زدگی» است که برخی منتقدان ژرف‌اندیش دنیای جدید از آن سخن گفته‌اند: حوالت انسان مدرن هزاره سومی اینست که در تب دستیابی به هر تکنولوژی جدیدتری می‌سوزد بی‌آنکه ظرفیت انسانی بهره‌برداری از آنرا داشته باشد و این یعنی «اسارت انسان در سیطره ابزارها».

 



[1]به نقل از مقاله الهیات در عصر فرهنگ تکنولوژیک،‌ مروری بر آرای پل تیلیش،  نوشته آرنولد وتشتاین، ترجمه مراد فرهادپور، شماره اول نشریه ارغنون: مجموعه مقالاتی درباره«فرهنگ و تکنولوژی»، سال اول، 1373 (تجدید چاپ وزارت ارشاد در سال 83)



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم