تبلیغات
حکمت با طعم درد - خاک را که کیمیا می کند؟ گوشه چشم آن یا زور بازوی این؟
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 دی 1391 توسط محمدقائم خانی

آیا واقعا ما تکنولوژی را اداره می کنیم؟

سبک زندگی و تکنولوژی، دو روی یک سکه

 

امروزه مردم به تکنولوژی به چشم ابزاری می نگرند که توانسته در خدمت انسان قرار بگیرد و زندگی او را بهبود ببخشد و رفاه، سلامت، امنیت و اقتدار بیشتری نصیب ایشان گرداند. اما این تصور ابتدایی تا چه اندازه واقعیت دارد؟ آیا تکنولوژی توانسته، به یک ابزار صرف، محدود بماند؟ آیا تکنولوژی توانسته، تسلط انسان را بر خودش بپذیرد؟ آیا تکنولوژی به خدمت انسان درآمده یا علیه خالق خود عصیان کرده و او را به خدمت گرفته است؟ آیا تکنولوژی، سبک زندگی را تغییر داده است؟ آیا سبک زندگی، تکنولوژی خاصی می‌آفریند؟ در ادامه به پاسخ برخی از این پرسش‌ها می پردازم.

اگر با دقت به متن زندگی امروز خود نگاه کنیم، به وضوح در می یابیم که به وسیله انبوهی از تکنولوژی ها و ابزارهای رنگارنگ محاصره گشته ایم. شیوه زندگی ما با ورود ابزارهای جدید، با سرعتی روز افزون در حال تغییر است و ما نه تنها قدرت مهار آن ها را نداریم که با میل خود به استقبال آن ها می رویم. برای نمونه، تلویزیون را در نظر بگیرید. ابزاری که شاید بود و نبود آن، این قدرها هم که ما جدی گرفته ایم، جدی نباشد. تلویزیون امروزه به حدی با زندگی ما عجین گشته است که تصور زندگی مشترک و خانواده بدون تلویزیون اصلاً امکان پذیر نیست. خانواده ها وقتی برای تهیه جهیزیه دخترانشان اقدام می کنند، قطعاً کالایی مانند تلویزیون را از قلم نمی اندازند. حال باید پرسید تلویزیون چه نیازی از انسان را برآورده می کند که تا این حد، برای جامعه کنونی به سر حد ضرورت رسیده است؟ آیا نیازهای اولیه ما وابسته به تلویزیون است و اگر تلویزیون نباشد حیات ما به خطر می افتد؟ اگر کارکرد خبر رسانی تلویزیون را فاکتور بگیریم آیا سایر کارکردهای آن ضروری است؟ پس چرا بخش عظیمی از زندگی روزمره ما صرف ابزاری می شود که این قدرها هم ارزش توجه ندارد؟ شاید کسی ادعا کند که می‌توان استفاده از تکنولوژی و به طور مثال این تکنولوژی را کنترل نمود. اما شواهد نشان می دهد که نه تنها در جامعه ما که در هیچ جامعه ای نتوانسته اند، میزان مصرف تکنولوژی را مهار کنند. ما در برابر تلویزیون و سایر انواع تکنولوژی منفعل هستیم و اجازه می دهیم که ساعت های زیادی بر ما حکومت نمایند. مفهوم اعتیاد، امروز به انواع تکنولوژی ها سرایت کرده است. اعتیاد اینترنتی یکی از نمونه های بارز آن است. استفاده از اینترنت تا چه حد مهار شده است؟ چقدر از وقت ما صرف دیدن وب سایت‌هایی می شود که اصلاً اراده نکرده بودیم که آن را ببینیم؟ فیس بوک و جی میل و سایر شبکه های اجتماعی، نوعی حیات مجازی پدیده آورده­اند که بدون آن که خودمان آگاه باشیم، مدت زمان مدیدی را مستغرق در آن ها هستیم.

همین پرسش ها درباره استفاده از تلفن همراه نیز وجود دارد. بر اساس چه مبنا و منطقی ما در تمام اوقات خود، کالایی به نام تلفن همراه در اختیار داریم که ما را در طول شبانه روز در دسترس سایرین قرار می دهد؟ بر اساس چه منطقی ما باید حریم خصوصی خود را تا این اندازه نقض کنیم؟

کسانی که مدعی هستند می توانند تکنولوژی را کنترل و مهار کنند، ساعاتی را تصور نمایند که نه موبایلی به همراه دارند، نه لپ تاپ، نه اینترنت، نه تلویزیون و نه سایر ابزارهای از این دست. آیا این وضعیت برایشان قابل تحمل است؟ بعید است افراد زیادی بتوانند پاسخ آری بدهند. مکرراً مشاهده کرده ایم که وقتی یک ساعت برق منزلمان می رود، دچار تحیر و سردرگمی می شویم و قادر نیستیم هیچ کار دیگری برای خودمان تعریف کنیم، به سرعت حوصله ما سر می رود و دچار پریشانی می شویم. آیا این ها همه، علائم یک اعتیاد بزرگ اجتماعی نیست؟

به تکنولوژی برق و الکتریسیته اشاره شد. اجازه دهید به زمان های دورتری باز گردیم که برق این قدرها، گسترش نیافته بود. در آن زمان مردم پس از غروب خورشید و صرف شام، به رخت خواب می‌رفتند و با سپیده دم و طلوع آفتاب کار و فعالیت روزمره را آغاز می نمودند. هماهنگی با طبیعت در بالاترین میزان خود قرار داشت. اما امروزه چه کسی را می توان یافت که زودتر ازساعت های پایانی شب به رخت خواب برود؟ در محیط دانشجویی مکرراً مشاهده کرده ایم که بسیاری از افراد تازه زندگی شان از ساعات اولیه شب آغاز می گردد، در طول شب مشغول تماشای فیلم و سریال، بازی رایانه ای، وب گردی، و در بهترین حالت درس خواندن هستند و روزها تا لنگ ظهر به امر مقدس خواب می پردازند. آیا این یک جهش تاریخی در سبک زندگی به شمار نمی رود؟ جهشی که شاید آثار آن به مراتب از جهش های ژنتیکی هم خطرناک تر باشد! بسیار ساده انگارانه است که خیال کنیم، تکنولوژی صامت و منفعل است، تکنولوژی با زبان بی زبانی با ما حرف می زند و بر ما حکومت می کند. تکنولوژی ها در باطن خود، سرشار از مفاهیم هنجاری و ارزشی هستند و انسان ها را به سمت نوع خاصی از زندگی سوق می دهند. پس آیا این همه انفعال در برابر تکنولوژی پذیرفتنی است؟

همان طور که تکنولوژی، سبک زندگی را متأثر می سازد، سبک زندگی نیز تکنولوژی مورد نیاز خویش را می آفریند. غالباً تکنولوژی ها، بر ساخته از نیازهای اجتماعی هستند. اگر از نیازهای اولیه و مشترک بین انسان ها چشم پوشی کنیم، سایر نیازها به نوعی برخواسته از یک فرهنگ و جامعه به خصوص می‌باشد و آن طورها هم که تصور می‌شود عام و جهان شمول نیستند. ورود این تکنولوژی ها که برای پاسخ به نیاز یک جامعه خاص طراحی گشته است، به سایر جوامع، موجب می‌شود تا این نیازهای کاذب در آن جوامع تحریک گردد. نیازهایی که قبلاً وجود خارجی نداشته اند.

به طور مثال در جوامع غربی، به دلیل سبک زندگی خاص خود که مبتنی بر نوعی نگاه اقتصادی است، مفهومی به نام فست فود شکل گرفته است. همان طور که از نام آن پیداست، به معنای غذایی است که سریع آماده می شود و به سرعت هم مصرف می شود. نوعی صرفه جویی در وقت و انرژی و نوعی صرفه جویی اقتصادی در این مفهوم مشاهده می گردد. بر مبنای همین نگاه، انواع و اقسام فست فودها وارد جامعه غربی شده و فناوری های پخت و پز ناظر به آن ها هم برای پاسخ به آن نیاز، تعین و تحقق یافته است. فست فود برای جامعه ای که زنان آن همپای مردان، شاغل هستند و انگیزه و فرصتی برای فعالیت­های منزل ندارند، شاید امری مطلوب باشد؛ اما ورود این فناوری های پخت و پز و اصل این مفهوم از غرب به یک جامعه دینی مثل ایران چه نتیجه ای در بردارد؟ در جامعه‌ی ما غذا خوردن، بستری برای دور هم جمع شدن اعضای خانواده است. برای طعام، آداب بسیاری در نظر گرفته شده است به طوری که نه تنها این عمل به یک عمل حیوانی تقلیل نمی یابد بلکه اگر مبتنی بر آداب اسلامی باشد، عبادت خداوند محسوب می شود. سریع غذا خوردن و تنها غذا خوردن که از لوازم فست فود است، در اسلام کراهت دارد. ورود مفهوم فست فود و به تبع آن فناوری های مربوطه و انواع و اقسام ابزارهای پخت و پز که از شبکه های ماهواره ای تبلیغ می شود، موجب دامن زدن به همان نیاز کاذبی می گردد که اصلاً در جامعه اسلامی سابقه نداشته است.  

 مکانیسم ایجاد نیاز و تولید ابزار برای پاسخ به آن، همان مکانیسمی است که در مواد مخدر به حد اعلای آن یافت می شود. هجوم افسار گسیخته تکنولوژی به تمام ساحت‌های زندگی بشر، تسلط انسان بر خویشتن را به تحلیل برده است. به همین دلیل هم امروزه خویشتن داری و تقوا به کالایی نایاب مبدل گشته است.

البته قصد نگارنده از این مقاله، نفی و طرد تکنولوژی به طور مطلق نیست بلکه صرفاً تلنگری است به تصورات ساده انگارانه ما از تکنولوژی.

نتیجه اینکه هم تکنولوژی، سبک زندگی خاص خود را می سازد و هم سبک زندگی، تکنولوژی مورد نیازش را می آفریند. این دو به حدی در هم تنیده اند که نه تنها تفکیک آن ها ممکن نیست، بلکه دو روی یک سکه می باشند.



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم