تبلیغات
حکمت با طعم درد - پیشرفت علمی... کمال دینی؟ (2)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ شنبه 7 بهمن 1391 توسط محمدقائم خانی

پیشرفت علمی... کمال دینی؟ (2)

درباره مبانی انسان شناختی مفهوم پیشرفت

 

گروه نخست هدف را قطعا هدفی مادی تعیین می کنند و شاخص هایی که برای آن لازم است را نیز شاخص هایی ملموس و قابل محاسبه ی مادی قلمداد می کنند. از جمله اموری که می توان با نگاه گروه نخست به عنوان هدف تعیین کرد، لذت، رفاه اقتصادی، آسایش در زندگی، توسعه‌ی ابزاری و... است. قابل توجه است که در این نگاه اهداف و شاخص ها باید فایده‌ی عینی و مادی داشته باشند تا بتوانند به عنوان هدف و شاخص به کار آیند و هرچه در عمل فایده ی عینی و ملموس نداشته باشد، امری پوچ و بی فایده خواهد بود، زیرا حقیقتی خارج از ماده وجود ندارد تا بتواند به عنوان هدف قرار گیرد. نکته ی جالب توجه این که چنین نگاهی حتی در رابطه با اخلاق نیز موضع و حرف دارد. برای مثال این که «امری اخلاقی است یا نه؟» را توسط چند پارامتر مانند لذت، شمول، فایده ی مادی و... با دادن ضریب و جمع جبری می توان محاسبه کرد (اخلاق فایده گرایانه)؛ ولی انگیزه از امر اخلاقی باز فایده ی مادی آن است. برای مثال این که در جامعه باید اخلاق اجتماعی رعایت شود در این نگاه نیز امری پسندیده است، لکن از این جهت که مراعات امر اخلاقی در جامعه باعث رونق کسب و کار، امنیت، و آسایش زندگی خواهد شد و نه به خاطر صرف امر اخلاقی.

نکته ی دیگر آن که عموما اهداف و شاخص هایی که در این نگاه برای جامعه تعیین می شوند، به صفت علمی بودن متصف هستند، در حالیکه بر این اتصاف اشکالاتی وارد است. از جمله‌ی آن ها این است که مادی گرایی یک پیش فرض فلسفی است و نه علمی - علاوه بر آن طبق سخن پلنتینگا فیلسوف بنام معاصر این فرض با علم در تضاد است زیرا باور و علم مادی نیستند و این فرض از بنیان ریشه علم و باور را می خشکاند- اما این پیش فرض وارد در علم این گروه شده است. اشکال بعد آن که اساسا کار علم توصیف است نه تجویز. چگونه علم تجربی می‌تواند هدفی را برای فرد یا جامعه بدون داشتن پیش فرض غیر علمی لحاظ کند؟! به این ترتیب در مقام هدف گزاری و سیاست گزاری این گروه فرض مادی گرایی خود را عوض علم جا می زنند و با رویکردی فایده گرایانه، سیاستهای مادی خود را علمی می خوانند. برای مثال پول محور شدن فرهنگ و تولیدات فرهنگی و استفاده از تمامی جذابیت ها برای فروش بیشتر و یا تئوریزه کردن خشونت و بی اخلاقی در مدیریت و یا Game Theory برای حذف رقیب و استفاده از هر روشی برای توسعه‌ بیشتر از نمونه‌ مواردی است که نه تنها در کشورهای با نگاه مادی رواج دارد بلکه در کشور ما نیز که ادعا می کند نگاهی متعالی به انسان و اهداف او دارد نیز رواج یافته و به عنوان علم ترویج می‌شود.

اما گروه دوم نگاه متفاوتی به هدف فرد و جامعه دارد. در این نگاه اصالت با امور مادی نیست، بلکه با حقایق روحانی و الهی است. به همین خاطر در این نگاه هدف فرد رسیدن به کمال فردی است و هدف جامعه نیز سعادتی جمعی است که البته میان کمال و سعادت فردی و اجتماعی رابطه‌ای عمیق وجود دارد. اما این اهداف کدامست؟ به نظر می‌رسد هدف فرد که کمال فردی است، عبارتست از تقرب الی الله و کسب کمالات اخلاقی، روحانی و معرفتی. هدف جامعه علاوه بر ایجاد شرایط مهیا برای کمال افراد، ایجاد عدالت به معنای وسیع آن که شامل عدالت اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، معرفتی و ... است نیز می باشد. نکته ی قابل توجه آن که در نگاه دینی سعادت فرد در گرو انجام تکالیف اجتماعی او برای بسترسازی سعادت جامعه است. با این نگاه آنچه باید به عنوان هدف قرار گیرد، قطعا مادی نخواهد بود، بلکه اگر قرار است هدفی مادی نیز به عنوان هدف میانی و در حقیقت واسطه ی هدف اصلی معرفی گردد، به علت نقشی است که آن عامل در ایجاد اهداف اصلی خواهد داشت. برای مثال ایجاد رفاه اقتصادی اگر هم به عنوان هدف قرار می گیرد، به این دلیل است که لازمه‌ی ایجاد عدالت در جامعه و افزایش سطح کیفیت زندگی مردم است و این، بسترساز رشد معنوی افراد خواهد بود؛ اما اگر همین رشد اقتصادی و کیفیت وضع اقتصادی فرد و یا جامعه از حدی فراتر رود که به کمال اصلی فرد یا جامعه آسیب بزند، نه تنها نمی تواند به عنوان هدف قرار گیرد، بلکه باید آن را مانعی برای رسیدن فرد و جامعه به اهداف اصلی تلقی کرد.

حال با شناخت این دو نگاه، باید بگوییم که ظاهرا در جامعه ما تکلیف خود را هنوز مشخص نکرده‌ایم. از طرفی خود را داعیه دار نگاه دوم و تعیین اهداف با این نگاه می دانیم، ولی از طرف دیگر بسیاری از اهداف و سیاست های جامعه که توجه و همت کشور را به شدت مصروف خود کرده اند، معلوم نیست که در عمل چه ارتباطی با اهداف اصلی ما دارند. به نظر می‌رسد سبب این امر مخلوط شدن این دو نگاه به صورت همزمان در افراد مختلف سیاست‌گذار و حتی گاهی در یک فرد سیاست‌گذار است که باعث چنین سردرگمی منطقی شده است، اگرچه کسی به روی خود نمی‌آورد. هزینه و توجه عجیب و غریب نسبت به فوتبال ملی و بازیکنانش، و همچنین نسبت به بازیگران سینما که عموما ارتباطی با اهداف اصلی ندارند لکن به عنوان چهره‌های فرهنگی(!!) مطرحند، اقتصاد محور شدن تولیدات فرهنگی و استفاده از جذابیت‌های نا مشروع به خصوص در سینما، رواج رفاه طلبی بدون توجه به عدالت اجتماعی در تبلیغات، راه افتادن پدیده‌های مروج فرهنگ مصرف مانند پدیده شاندیز، اهم شدن پارامترهای اقتصادی در نگاه مسئولین و مردم و بی‌توجی به ملاک‌های اخلاقی، فرهنگی و معنوی و... همه نشان دهنده ی مخلوط شدن دو نگاه در تعیین اهداف و شاخص‌ها هستند. از جمله دلایل مهم قاتی شدن این دو نگاه، ورود تئوری های مادی با نام علم در کشور ماست. برای مثال فرض بفرمایید رشته ی علمی آینده نگاری، اگرچه دارای مزیت ها و روش های کاربردی سودمند و قابل توجهی است اما بدین جا ختم نمی شود، بلکه نگاه شما به آینده و سناریو‌هایی که برای تعیین آینده می نگارید نگاه مادی را درون خود دارند و هیچ توجه و عنایتی نسبت به خدا و عوامل غیرمادی در آن لحاظ نمی‌شود.  

برای درک بهتر این دو رویکرد در یک موضوع خوب است وضعیت رسیدگی به بیماران در بیمارستان های امروز کشور را در نظر آوریم که اهمیت پول تا جایی رسیده است که گاها بیمار به علت نداشتن آن و یا تاخیر در تهیه آن جان به جان آفرین تسلیم می‌کند و نگاهی کنیم به وضعیت بیمارستان ها در همین سرزمین لکن در چندین قرن، قبل از این که تمدنی به ظاهر اسلامی در اینجا حاکم بود در کتاب کارنامه اسلام دکتر عبدالحسین زرین‌کوب؛ «در بیمارستان منصوری که سلطان قلاوون احداث کرد به غیر از وسائل و اسبابی که برای تفریح یا استفاده‌ی بیماران مختلف در بخشهای گونه‌گون حاضر بود به بیمارانی که مبتلا به بی خوابی بودند، هم موسیقی ملایم عرضه می شد هم قصه های قصه گویان. به علاوه، به بیماران بهبود یافته، در هنگام خروج مبلغی هم داده می‌شد تا بیمار بعد از خروج بلافاصله به زحمت نیفتد.»[i]

 



[i] عبدالحسین زرین کوب، کارنامه اسلام، ص 58



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم