تبلیغات
حکمت با طعم درد - ظرفیت هضم تکنولوژی غرب را پیدا کرده‌ایم (1)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 بهمن 1391 توسط محمدقائم خانی

به واسطه انقلاب اسلامی ایران

ظرفیت هضم تکنولوژی غرب را پیدا کرده‌ایم (1)

 

اشاره: جناب آقای دکتر فاتح راد، اگرچه عضو هیئت علمی پژوهشکده آب و انرژی و پژوهشکده سیاستگذاری علم و فناوری و فارغ‌التحصیل دانشگاه شریف است و تحصیلات خود را در رشته برق و سپس مدیریت سیستمها انجام داده، امّا اغراق نیست اگر ایشان را فیلسوف-مهندسی بخوانیم که همچون کار تطبیقی‌ای که در رساله دکترایشان میان حرکت جوهری ملاصدرا و نظامات پویا(با مرجعیت دانشگاهMIT) انجام دادند[1]، تلاش دارد که دانش فلسفی و عرفانی عمیقی را که بویژه با بهره‌گیری از آثار آیت الله شاه‌آبادی استاد عرفان و اخلاق و سیاست امام خمینی(ره) بدست آورده‌اند، در برخورد با مسائل دنیای جدید به کار بگیرند. نظریه‌پردازی و نقد ایشان درباره غرب و وضع امروز ما از حیث ابتنای بر فلسفه اسلامی شباهتهایی به مباحث دکتر سیدحسین نصر می‌یابد با این تفاوت که اولاً ایشان اهتمامی جدی به اندیشه اسلامی و بویژه انقلاب اسلامی را در کانون نظریه‌پردازی خود قرار می‌دهد و ثانیاً به کمک آراء آیت الله شاه‌آبادی و فارابی در صدد درانداختن طرحی ایجابی برای حرکت حکمت‌بنیان کشور است که به تصور ایشان مرتبه‌ای از «الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت» است. مصاحبه زیر را به نوعی می‌توان نماینده معدود رویکردهایی دانست که درصدد زدن پلی از معرفت حکمی گذشته ما برای نقد جهان جدید و ارائه راه حلی برای گریز از مصائبی هستند که بواسطه انقطاع تاریخی ما از سنت گذشته و تقلید کور از غرب مدرن گریبانگیر ما شده است. گفتنی است بخشهای آمده در قلّاب توضیحانی است که توسط ما و با اجازه استاد برای روشن شدن بیشتر مطلب افزوده شده است.

محمدحسین بادامچی/ محد قائم خانی/ نیما نریمانی

ما و مواجهه با محصولات غرب

آقای دکتر تکنولوژی و توسعه فناوری آنچنان اهمیت ویژه‌ای در جامعه ما پیدا کرده که که برخی صحبت از نوعی افول عقلانیت در جامعه‌مان می‌کنند به طوری‌که همگی به شدت درگیر توسعه و ارتقای تکنولوژی در سطح فردی و اجتماعی هستیم و صرفاً در اداره جامعه به توسعه ابزارها می‌اندیشیم و درباره خود آنها نمی‌اندیشیم. منطق ما در برخورد با ابزارها و تکنولوژیهای جدیدی که از غرب می‌آید چه باید باشد؟

بله. واقعیت اینست که ما امروز از ابزارهایی استفاده می‌کنیم که به قول شما، خیلی‌هایش از جای دیگری آمده در زندگی ما. البته برخی قبلاً هم بوده اما تنوع و تکثر این ابزارها بالا رفته. بعد کم‌کم دیدیم که اینها مزاحم ما هستند، مزاحمت مثلاً وقتی هست که به عنوان مثال یک زمانی یک کانال تلویزیون شده 20 کانال خب تنوع مسأله ایجاد کرده، یا امواجی که در محیطمان ایجاد کردیم برای سلامتی ما مشکل درست کرده. محیط زیستمان را تخریب کردیم، یعنی راحتی، آسایش، سلامت، سرعت، دقت آمد از آنطرف مشکلات روحی و روانی، رقابتهای نادرست، زیر سؤال رفتن اخلاقیات، معضلات زیست‌محیطی و همه اینها. یک تقابلی اینجا می‌بینیم. آیا این تقابل چاره‌ای دارد؟ می‌شد ایجاد نشود؟ یا حالا که ایجاد شده برای برون‌رفت از این وضعیت راهی وجود دارد؟ آیا راهش اینست که ما تمام این مظاهر تمدنی را فراموش کنیم، رها کنیم و از اول دنبال چیز دیگری باشیم؟ برویم توی غار یا توی روستا زندگی کنیم؟ -روستایی در طالقان هست که ساکنان آن سعی کرده‌اند اینطور باشند- یا اینکه تسلیم شویم و بگوییم خب همین است دیگر چاره‌ای نیست. فقط سعی کنیم مضراتش را کم کنیم. برخی می‌گویند مگر ما انسان نیستیم؟ قدرت گزینش داریم. می‌گوییم چه چیز خوب است و چه چیز بد. حالا فرض می‌کنیم که به معیارهای گزینش مناسبی رسیدیم که مطلوب است اصطلاحاً. آیا اصلاً اینکار ممکن است؟ خب می‌دانیم که یک عده دیگری می‌گویند این واقعیتی که ما با آن مواجهیم و عمدتاً هم از خارج از کشور ما وارد شده مانند یک ارگانیسم است. شما نمی‌توانید ارگانیسمی را که دارد در جایی کار می‌کند یک دستش را بکَنی بگویی این دستش خوب است و بقیه بد. بعد این دست را بیاوری در کشور خودت پیوند بزنی. خب اینکه می‌میرد اگر بکنی، به خودت هم که بزنی ناسازتر می‌شود. متفکری در اینباره می‌گوید ما یا «غرب‌ستیزیم» یا «غرب‌گریزیم» یا «غرب‌باوریم» یا «غرب‌گزینیم». غرب‌گریز یعنی غارنشین، غارستیز یعنی دائماً مقابله می‌کنیم به انحای مختلف. یا «غرب‌باوریم» مثل برخی منورالفکرها در دوره قاجار و مشروطیت و پهلوی اول که برخیشان می‌گفتند که ما از فرق سر تا نوک پا غربی شویم. بعضیهایشان هم پشیمان شدند. من اسم اصلاً نمی‌آورم امّا آخر عمرشان اعلام کردند پیشمانیشان را. ممکن است این پیشیمانی خیلی معروف نشده باشد ولی رسماً اعلام کردند که پیشیمانند. الآن هم هستند کسانی که می‌گویند غرب رفته جلو پیشرفت کرده و ما هم اگر می‌خواهیم پیشرفت کنیم باید دنبالش برویم. می‌شود غرب‌باور. یک عده دیگری هم «غرب‌گزیننند» یعنی ما اینجا فرهنگ، باورها، اعتقادات و نیازهایی داریم. ابزارها را بومی کنیم یا اینکه خوب و بدش را سوا کنیم. در مقابل غرب‌گزین‌ها کسانی هستند که می‌گویند نمی‌شود و حتی معتقدند به غرب معرفتی نه غرب جغرافیایی. یعنی گرچه واقعیت عالم واحد است امّا غرب یک «تلقی» است یا مبتنی است بر یک «نحوه تلقی» از عالم و آدم و مبدأ و معادِ عالم و آدم. این تلقی و نحوه تلقی است که بنیادین با آن مسأله داریم. غرب‌گزینی می‌گوید یک سری ابزارها هست، ما اینها را می‌گیریم بعد با فرهنگ خودمان تغییراتی می‌دهیم. در مقابلشان برخی دیگر می‌گویند نمی‌شود. شما ابزار را بگیری پشت آن فرهنگی است. حالا برخی اتفاقاتی که در محیط جهانی هم افتاده اینها را تأیید می‌کند. آقای دکتر داوری اردکانی رئیس فرهنگستان علوم از کسانیست که می‌گوید نه غرب ستیز باشیم نه غرب‌گریز باشیم نه غرب‌باور باشیم و نه غرب‌گزین. راه پنجم. من با خود ایشان صحبت کردم. جایی از ایشان سؤال کردم که راه شما کدامست گفتند پنجمی. گفتم پنجمی کدامست گفتند با تدبر و تفکر و تعقل به مواجهه همه چیز از جمله غرب که مهم است برویم. این نظر ایشان است و البته بنده هم نظری در حد بضاعت خودم دارم که اجمالاً عرض می‌کنم. ایشان پارسال در دومین همایش آموزش مهندسی در اصفهان که سومیش هم در شریف است، در افتتاحیه صحبت کردند. گفتند «قرار بود تکنیک، ابزار کار ما بشود؛ محیط زیستمان شد، هوای تنفسمان شد.» اینها معقدند این نحوه تلقی که تجلیاتش شده نهادهایی مثل همین دانشگاه یا ابزارها مثل کامپیوتر اینها پشتش فرهنگی است که بخواهی نخواهی خود را تحمیل خواهد کرد. امّا برخی فکرشان این نیست. آقای رحیم پور ازغدی می‌گوید ما معتقد نیستیم که یک کلیت یکپارچه‌ای به نام غرب هست. بنابراین اختلاف نظر جدی وجود دارد.

 



[1] عنوان دقیق رساله دکترای ایشان چنین است: «طراحی الگویی مؤثر ارتباط صنعت و دانشگاه بر اساس نظریه خودساماندهی و با رویکرد سیستمهای پویا



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم