تبلیغات
حکمت با طعم درد - ظرفیت هضم تکنولوژی غرب را پیدا کرده‌ایم (3)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 بهمن 1391 توسط محمدقائم خانی

به واسطه انقلاب اسلامی ایران

ظرفیت هضم تکنولوژی غرب را پیدا کرده‌ایم (3)

 

انقلاب اسلامی، راهی نو برای حرکت به سوی پیشرفتی متفاوت

نهایتاً به نظر شما راه مواجهه ما با مظاهر و محصولات دنیای غرب و بویژه تکنولوژی آن چگونه باید باشد؟

نظر بنده اینست که غرب سیستمی است که در مبنای خود به اصالت ماده می‌رسد. جناب آقای دکتر درخشان در ابتدای انقلاب یک مجموعه درسهایی دارد محدود که به شکل کتاب نظامهای اقتصادی چاپ شده. ایشان یک تعریفی از سیستم ارائه می‌دهد که متفاوت است. می‌گوید تعریف مرسوم از سیستم «عناصر و مؤلفه‌هایی است که در ارتباط با هم و در جهت تحقق غایت مشترکی تعامل دارند در ضمن سیستم خود با محیط در تعامل است.» ولی ایشان چیزی به این تعریف اضافه می‌کند که بنیادی است. می‌گوید همه اینها مبتنی بر یک مبنای مشترک باید باشند. بعد می‌گوید از نظر من -چون بحثش نظام اقتصادیست- مارکسیسم و کاپیتالیسم هردو در اصالت ماده به اشتراک می‌رسند. حالا اینرا مقایسه کنید با جمله امام(ره) در صحیفه نور که می‌فرمایند: «انقلاب ما صدای ملکوت بود. انقلاب ما صدای عالم غیب بود.» پس بروز و ظهور انقلاب اسلامی ایران در اینست که ما می‌خواهیم از ماده به معنا مهاجرت کنیم. از ملک به ملکوت پل بزنیم.پل زده شده، شأن خود را اینگونه محقق کنیم. خب این هم واقعیتی است دیگر که منتها ملک و ملکوت به هم وصل شده‌اند و البته اجتماعی هم وصل شده این نکته است. ما چه معتقد باشیم که غرب یک کل یکپارچه است یا نیست، که من وارد آن نمی‌شوم، ابزارش را بگیریم فرهنگ هم با آن می‌آید یا نه ما امکان گزینش داریم، نه من اصلاً می‌گویم اگر انقلاب ما صدای ملکوت بود این یک قوه هاضمه و یک ظرفیت عظیمی ایجاد می‌کند که می‌تواند همه چیز از جمله غرب را هضم کند. آن ماده است شما که ملک و ملکوتت به هم متصل شده یک ظرفیت عظیمی ایجاد شده که یک اندک ماده را نمی‌تواند در خودش هضم کند؟ من نمی‌گویم دفع کنیم نمی‌گویم بجنگیم. یکی گفت ما غرب‌ستیزیم گفتم نه ما ظلم‌ستیزیم. خب ببینید این ظرفیت به واسطه انقلاب اسلامی ایران ایجاد شده که ما اگر توجه کنیم، خود را مجهز کنیم، حرکت کنیم، بتوانیم کل غرب را هضم کنیم. غرب با اصالت ماده جلو رفته که حتی اگر یکپارچه هم باشد با اصالت ماده یکپارچه است. معنویت در غرب فرعی و فردی است، هرچند نمی‌توانند آنرا کاملاً انکار کنند. اینکه می‌گویم از ملک به ملکوت پل بزنیم یعنی ببینیم نسبت ما با معنویت چیست؟ تنها اینست که یکشنبه ها به کلیسا برویم؟ و بقیه غیر از آن جداست و اسمش زندگی است؟ معنویت ما محدود به کلیساست و در زندگی فقط زندگی می‌کنیم. یک سری اخلاقیاتی را رعایت می‌کنیم آن هم برای اینکه هم را نَدَریم. فقط قواعدی می‌گذاریم برای اینکه بتوانیم با هم تعامل کنیم. مهم گرفتن و اخذ کردن از غرب نیست مهم این ظرفیت عظیمی است که از اینطرف ایجاد شده. از این منظر چگونه باید با غرب و با کل عالم «مواجهه» پیدا کنیم؟مطلوب ما راه پنجم است. باید از ملک به ملکوت هجرت کنیم. هجرت هم معنایش آن نیست که ملک را رها کنیم. ملک را به ملکوت وصل کنیم تا ملکوت در ملکمان متجلی شود. از ابزارها و تکنولوژی تا حاکمیت، ملک ماست که باید ملکوتی شود.به عبارت دیگر غرب در مسیر عرضی (آسمان و زمین مرسوم) حرکت کرده است و ما وظیفه داریم مبتنی بر تقوا و اخلاق فردی و اجتماعی در طول (عمق) ضربدر عرض حرکت کنیم. در این خصوص تأمل در قرآن کریم بویژه آیه 133 سوره مبارکه آل‌عمران[1] می‌تواند راهگشا باشد.حضرت آیت الله شاه‌آبادی در کتاب شذرات المعارف و همینطور آیت‌الله جوادی آملی به شکلی دقیق[2] و دکتر داوری اردکانی در کتاب ما و تاریخ فلسفه اسلامی به صورت اجمالی در این مورد صحبت کرده‌اند. همچنین ما نیاز به بازتعریف برخی امور و مفاهیم از جمله تکنولوژی(فناوری) داریم. دراین خصوص دیدگاه اینجانب به اینصورت است: «فناوری، معماری شهود و منطق-توانایی تبدیل منابع به خروجیهای ارزشمند برای جامعه است که خود را در سخت‌افزار، نرم‌افزار، دانش فنی و ... متجلی می‌کند.» در این تعریف، با تأکید بر حلقه واسط بودن فناوری میان علم و نوآوری، ارزش شامل نظام ارزشهای نظام‌مند و یکپارچه‌ی مادی، فکری و معنوی است که بسط بیشتر آن خود نیازمند مجال دیگری است. در حوزه نسبت بین حکمت عملی و نظری، جمله‌ای هست که جناب آقای حجة الاسلام دکتر خسروپناه در کتاب فلسفه فلسفه اسلامی مطرح می‌کنند که عقلانیت سینوی و صدرائی و اشراقی هیچیک از بعد عملی دقیق و عمیق صحبت نکردند. به قول ایشان حکمت عملی مبتنی بر حکمت نظری طراحی و تدوین نشده است. البته ایشان در آنجا اسم فارابی را نیاوردند. فارابی یک مقدار با «مدینه فاضله» تلاش کرده چنین کاری کند که بنده تصور می‌کنم میان طرح الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت از طرف رهبر معظم انقلاب و طرح مدینه فاضله فارابی اتحاد و اشتراکی وجود دارد و من به این رسیدم که چگونه آن نگاهی که فارابی در مدینه فاضله داشت با ارکان الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت بسیار نزدیک است. در یک نگاه اجمالی فارابی ارکان مدینه فاضله را که در رهبر مدینه متجلی است چهار فضیلت نظری، عملی، خلقی و عملی می‌داند. چهار رکن الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت نیز معنویت (روح حاکم بر همه)، فکر، علم و زندگی است. این دو دسته را با دسته سومی که پنج سیاست کلی حاکم بر برنامه پنجم عدالت و پیشرفت است می‌توان تطبیق داد که در مجموع افقی نو را برای حرکت به سمت مفهوم پیشرفت اسلامی نشان می‌دهند. تطبیق دقیقتر را به عهده خوانندگان علاقه‌مند می‌گذارم.

 



[1]وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ

[2]این نظر ایشان در مقاله علم اسلامی، راهبرد فرهنگ شماره ششم آمده است.



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم