تبلیغات
حکمت با طعم درد - پارادایم توسعه و نقش تکنولوژی در آن (1)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 بهمن 1391 توسط محمدقائم خانی

پارادایم توسعه و نقش تکنولوژی در آن (1)

 

هنگامی که میخواهیم در باب تکنولوژی گفت و گو کنیم بی شک اولین موردی که لازم است به آن بپردازیم معنا و مفهوم تکنولوژی است. غالب صاحب نظران حوزه تکنولوژی(اعم از فیلسوفان ویا سیاست گذاران تکنولوژی)کم و بیش دو تعریف مشخص از تکنولوژی ارائه داده اند، برخی آن را وسیله ای برای رسیدن به هدفی می­دانند و برخی دیگر آن را نوعی فعالیتی انسانی برمی­شمرند. البته هر دو تعریف نیز لازم و ملزوم یکدیگرند چراکه هدف و غایت طرح شده در تعریف اول چیزی نیست که فارغ از انسان قابل تعریف باشد. به بیان دیگر هنگامی یک شیئ به نام تکنولوژی شناخته می شود که بتواند وسیله ای در راستای رسیدن به مطلوبی باشد و بدون شک این مطلوبیت چیزی غیراز خواسته­های بشرِ استفاده کننده از آن، نیست. با این تعریف از تکنولوژی، به ظاهر هیچ تفاوتی میان تکنولوژی­های جدید و ابزارآلات قدیمی وجود ندارد چراکه هر یک ابزاری است برای رسیدن به هدفی. به عنوان مثال تکنولوژی مدرن میکروالکترونیک با فناوری قدیمی ای چون آسیاب بادی در این که ابزاری است در راستای دستیابی به هدفی، تفاوت ندارد.

اما این فقط صورت و ظاهر امر است. اگر بخواهیم به طور جدی تری وارد فاز تحلیل تکنولوژی­های مدرن شویم، باید علت پدید آمدن این تکنولوژی ها را و آنچه انسانها را انگیزه بخشیده تا به سمت توسعه این تکنولوژی­ها گام بردارند، مورد توجه قرار دهیم. همان طور که گفتیم تکنولوژی اساسا غایت مند است یعنی معطوف به برآوردن هدفی است و از آن رو که تکنولوژی اساسا فعالیتی انسانی است پس معنای سخن از غایات واهداف تکنولوژی را در افق اهداف وغایات توسعه دهندگان آن-یعنی انسانها- می توان درک کرد.اما از این منظر که بنگریم شاهد تفاوت بنیادینی میان تکنولوژی های قدیم و جدید هستیم و روند تحولات تکنولوژی به خوبی این تفاوت را نشان می­دهد. تحولات وسیع تکنولوژی پس از مدرنیته و در قالب محصولات نو به نو درآمدن آن تحولات، و نقش قابل توجه و بی بدیل آن در جهت دهی و تحدید حیات انسانی در این دوران، چیزی نیست که قابل انکار باشد. این در حالیست که در تمدن های پیش از دوران جدید و سیطره ماشینیسم، ابزارها به هیچ وجه چنین کارکردی در جوامع نداشتند و عمدتا به طور حاشیه ای مدنظر واقع می شدند و حداکثر در سطح تسهیل کنندگی شخصی حضور داشتند و به هیچ وجه دارای این تحولات وسیع نبوده اند.

حال سوال اصلی به این تبدیل می شود که این تفاوت درباره نقش تکنولوژی(اعم از تکنولوژیهای سخت-یعنی آنچه که برای انسان، فعلی را محقق میکند- و تکنولوژی های نرم- یعنی آنچه که بر روی فاعل های انسانی عملی انجام میدهد و خود آنها را دستخوش تغییر می کند-) میان تمدن­های قدیم و جدید ناشی از چیست؟ یا به بیان دیگر این دامنه وسیع و شدت تاثیرگذاری تکنولوژی در دوران جدید به چه چیزی برمی­گردد؟ برای پاسخ به این پرسش باید دوباره به مفهوم تکنولوژی رجوع کنیم. عنصر غایت­مندی در مفهوم تکنولوژی کاملا برجسته است و چه کسی می­تواند منکر این باشد که این غایات در پاسخ به نیازهایی که انسان برای خود متصور است به وجود می­آید.(البته در اینجا، نیاز بالمعنی الاعم مد نظر است که هم شامل نیازهای حیاتی و ضروری و هم غیر آن می­شود.) اما چه چیز باعث پدید آمدن چنین نیازهایی می­شود، نیازهایی که برآوردن آنها تنها از عهده تکنولوژی برمی­اید و آن قدر وسیع و عمیق است که تمام ابعاد زندگی امروزی ما را تحت تاثیر قرار داده و برای بسیاری از آنها یگانه پاسخگوست؟ اینجاست که باید یک گام دیگر نیز به عقب بازگردیم و از دلیل پدید آمدن این نیازها پرسش کنیم و این آن چیزی است که به عقیده نگارنده موضوع زیربنایی تمدن مدرن است و این همان آمال و آرزوهای انسان­هاست. در حقیقت آنچه باعث وسعت نیازهای معطوف به تکنولوژی در دنیای امروز شده، توسعه آمال و آرزوهای دنیوی انسان امروز است و این دقیقا همان جایی است که به توسعه به عنوان زیربنای دنیای مدرن می­رسیم.

مفهوم توسعه بر خلاف صورت به ظاهر ساده اش دارای ریشه تاریخی طولانی و مفهوم عمیقی است. ریشه تاریخی مفهوم توسعه به معنای تحریک، وسعت بخشی و رشد آمال و آرزوهای دنیوی انسان را می­توان تا فرانسیس بیکن، فیلسوف تجربه­گرای شهیر انگلیسی در قرن شانزدهم میلادی و ملقب به پدر مدرنیته، عقب برد. وی در عبارت معروفش که برخی متفکران آن را اتوپیای انسان مدرن می­دانند با اشاره به وعده حضرت مسیح(ع) به بهشت آسمانی(اخروی)، انسان­ها را به بهشت زمینی(دنیوی) با استفاده از علم و تکنولوژی، فرامی­خواند. نکته قابل توجه درباره این عبارت بیکن اینجاست که این سخن در دنیای مسیحی گفته شده و فهم می­شود، بدین معنا که مسیح در این نظام فکری نه یک پیامبر آن­گونه که ما مسلمان­ها معتقدیم، بلکه دارای مقام الوهیت است و لذا، سخن بیکن در حقیقت دعوت به خدایی کردن انسان در زمین و دستیابی به علم و قدرت لایزال از طریق علم تجربی و تکنولوژی، و در پی آن دسترسی به حظ اکبراز حیاتِ (چه بسا جاودانه) بر روی کره زمین است.



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم