تبلیغات
حکمت با طعم درد - پارادایم توسعه و نقش تکنولوژی در آن (2)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 بهمن 1391 توسط محمدقائم خانی

پارادایم توسعه و نقش تکنولوژی در آن (2)

 

درحقیقت توسعه، به عنوان پارادایم مسلط غرب مدرن(به معنای اصیل پارادایم یعنی حاکمیت مسلط ارزشها، قواعد و روشهای بنیادین سنجش و ارزیابی، در جامعه) دعوت به لجام گسیختگی در حوزه آمال و آرزوهای دنیوی انسان می­کند و از انسان­ها طلب می­کند به آمال بلند و به ظاهر دست نیافتنی­شان بیندیشند و با استفاده از الگوی ساینس(علم تجربی)، جهان را آن­گونه که می­خواهند تغییر داده یا بازسازی کنند و در این راستا به هیچ قیدی به جز منافع دنیوی شخصی شان پای­بند نمانند. این تقاضای اجتماعی برآمده از این پارادایم حتما نمی­تواند بی­جواب بماند. در حقیقت تمدن­ها با توجه به اینکه غایت القصوای­شان کجاست و مسئله اصلی­شان چیست، رشد می­کنند و تکامل می­یابند و در آن جهت برتری پیدا می­کنند. بی شک وقتی تمام توان یک تمدن در جهت تغییر و تبدل دنیا به صورت آرزوهای بشر غربی باشد و این تقاضا بدون هیچ گونه خویشتن­داری ای مطالبه شود نتیجه این حرکت جمعی نمی­تواند در این راستا نباشد. پارادایم توسعه با برداشتن مرزهای ارزشی و هنجاری از پیش پای آرزوها و آمال دنیوی بشر و بلکه توصیه به آن و تحریک چنین نگرشی در او، انسان را مشتاق به بسط آرزوها و در نتیجه بسط نیازهایش می­کند و این بلاشک فعالیت او(جامعه انسانی) را در این راستا به دنبال خواهد داشت و این به توسعه و بسط امکانات و ابزارآلاتِ بهره کشی از طبیعت برای رفع آن نیازها و نیل به آن آرزوها منجر می­شود. البته برای تحکیم این نظام­واره نیاز به پشتیبان­های سخت­افزاری و نرم­افزاری ای است که برکنار ماندن آن را از آسیب­ها تضمین کرده و حرکت پرشتابش در جهت نیل به آرزوهای پیش گفته را طراحی و تسهیل نمایند که این دو نیز از طرف ساختارهای بروکراتیک دولت مدرن و علوم انسانی اومانیستی برآمده از آن تامین می­شود و در صورت تحقق همه این شرایط است که گفته می­شود فرآیند توسعه یافتگی محقق شده است! استعمار سرزمین­های ماوراء بحار و غارت آنها، دست­اندازی بی حد و حصر بر محیط زیست و منابع زیرزمینی، پدید آمدن فاجعه ای همچون آلودگی محیط زیست و... تنها بخشی از تبعات چنین مطالبه جمعی ای بوده است.

اما تبعات چنین لجام گسیختگی ای در آمال و آرزوهای دنیوی انسان­ها تنها در این تبعات فیزیکی خلاصه نمی­شود. آنچه چه بسا بسیار مهمتر از این قبیل تلفات غیرقابل رفع طبیعی است، فی الواقع تبعات انسانی ای است که این نگرش برجای می­گذارد.  اما این فرآیند چه اثراتی بر وجود انسان می­گذارد؟ می­توان تبعات این نگرش را در دو بعد مشاهده کرد، یکی بعد روان­شناختی  و دیگری اجتماعی. در بعد روان­شناختی مهم­ترین اثر این لجام گسیختگی در آمال دنیوی بشر را می­توان اضطراب، ناامیدی و پوچی ای دانست که در سطوح مختلف بر وجود انسان مدرن حکمفرماست. این اضطراب و یاَس، اثر کاملا طبیعی آرزوهای بلند در دار دنیاست. در حقیقت برای دستیابی به آرزوهای بلند دنیوی، به علت بسط یابنده بودن و رو به پیچیدگی رفتن هر روزه این نیازها که خواه ناخواه منجر به تنوع منابع زیرزمینی و تکثر فرآیندهای استحصال و به کارگیری می­شود، از طرف عرضه نیاز به تولید و مشارکت جهانی برای تولید و عرضه آن وسایل و امکانات است(جهانی شدن) و از سمت تقاضاکننده نیز به دلیل قیمت بالای تمام شده، نیاز به سرمایه فراوان برای در اختیار گرفتن آن امکانات جدید است (اولویت سرمایه) و این منجر به تبعاتی از قبیل شکنندگی بی­سابقه مشاغل نسبت به انواع و اقسام تحولات و بحران­های جهانی و احساس اضطراب روزافزون، عدم کفایت نسبی درآمد نسبت به نیازها و احساس ناکامی نسبی در دستیابی به آمال دنیوی بدون مرز، در تمامی سطوح درآمدی(حتی بالاترین سطوح) و... می­شود.

اما از بعد اجتماعی نیز چنین الگوی زندگی ای منجر به تبعات بسیاری است. تبعاتی که نتیجه مستقیم دسته قبلی است. از مهمترین این نتایج میتوان به شکاف وسیع درآمدی و نقض عدالت اشاره کرد. در حقیقت به دلیل گسترش نیازهای انسان به دلیل عدم وجود سقفی برای آمال و آرزوهایش و در نتیجه نیاز روزافزون او به درآمد، غالبا هیچ حدی از درآمد کفایت مخارج رویایی انسان را نمی­کند و لذا عمدتا پولی برای انفاق یا قرض الحسنه باقی نمی­ماند چراکه به هرحال دیر یا زود خود را محتاج و متقاضی رفع نیازهایی می­بیند که چه بسا امروز برایش ناشناخته است و این دلیل کافی ای برای انسان مدرن به منظور مصرف یا پس­انداز سرمایه های بعضا کلانِ خود و خودداری از بخشش آنهاست. و لذا تکنولوژی نیز به عنوان متاع این بازار، کاملا معطوف به محصولات مصرفی و نهایتا فردگرایانه است و اگر بعضا نوع اجتماعی آن نیز حاصل آمده است(همچون رباتهای صنعتی) همان­ها نیز در نهایت معطوف به محصول فردی و در جهت نیل به آمال فردی است و در جهت بسط شکاف طبقاتی است. لذا در نظام­های مبتنی بر مدرنیته تنها راهبرد برای کاهش شکاف طبقاتی (که آن نیز در جهت منافع بلندمدت مصرفی دنبال می­شود)، از معبر دولت و با ابزارهایی چون ابزارهای مالیاتی می­گذرد و بنابراین هیچ­گاه افزایش ثروت از مسیر توسعه به طور خودکار منجر به بسط عدالت نمی­شود بلکه به تشدید آن می­انجامد.

اما مگر چه راهی در برابر این پارادایم مسلط و به ظاهر بی­رقیب وجود دارد؟ هر چند پرداختن تفصیلی به این مسئله مجالی بسیار فراتر از این مقال را می­طلبد اما در پایان به گونه ای بسیار مجمل، به این افق بدیل می­پردازیم. افقی که در آن قناعت در مصرف و کنترل آرزوهای دنیوی و کاهش حاجت­ها و نیازها ارزشمند است(نه تکاثر در مصرف) چیزی که در نهایت، بی­نیازی واقعی را در پی دارد.  تامل درباره سخنان امیرالمومنین در نهج البلاغه اوج تفاوت نگرش و روش زندگی دینی را با الگوی توسعه غربی نشان می­دهد آن جایی  که میفرماید: بزرگترین ترس من برای شما دو چیز است، پیروی از هوای نفس و آرزوهای بلند[1].  یا بسیاری دیگر از این سخنان که به راحتی می توان آنها را در سخنان پیامبر اکرم(ص) و دیگر ائمه معصومین(ع) نیز یافت. کمی تفکر درباره نتایج این سبک از زندگی می­تواند ما را به افق کاملا متفاوتی که در پی این الگو در علم، فناوری و جامعه پدید می­آید، بیشتر رهنمون سازد.



[1]نهج البلاغه- خطبه 42



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم