حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 21 اسفند 1391 توسط محمدقائم خانی

عقل گرایی شیعی در مقابل ایمان گرایی، دنیاگرایی و ظاهرگرایی (2)

 

برداشت دوم: دنیا گرایی

واژه سکولار، سکولاریسم، سکولاریزاسیون و ... از پربسامدترین واژه‌هایی است که در فضای فکری ایران معاصر به گوش می‌رسد. بهترین معنایی که برای این واژه بیان کرده‌اند، «دنیایی شدن» است. ریشه یابی تاریخی و فلسفی نزاع برسر قلمرو دین مجالی دیگر می‌طلبد ولی به حتم یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخی در تحلیل ریشه این موضوع رنسانس است. رنسانس ضرورت بازتعریف قلمرو دین را نشان داد و در تعریف جدید خود سعی کرد پای دین و نقش خدا را از امور دنیوی قطع کند. در این بین عرصه سیاست و عرصه علم بیش از سایر امور دنیوی دچار دین زدایی شد و بیش از سایر امور محل نزاع گردید. عرصه سیاست را به اهلش واگذار می‌کنیم! اما در باب علم سخن بسیار است.

دکتر مهدی گلشنی در کتاب «علم، دین و معنویت در آستانه قرن بیست و یکم»می‌نویسد: «نیوتن به «خدای رخنه پوش» ایمان داشت. خدایی که وقتی فیزیک او قادر به تبیین پدیده‌ها نبود، وارد عمل می‌شد! اما آرام آرام نقش همین خدا هم در اروپا از بین می‌رود و حدود 100 سال بعد از نیوتون، وقتی لاپلاس کتاب فیزیک خود را به ناپلئون هدیه می‌دهد، با این سؤال مواجه می‌شود که چرا نامی از خدا در این کتاب برده نشده؟ و لاپلاس در جواب ناپلئون می‌گوید نیازی به استفاده از این فرض برای حل مسائلم نبود ..»

و واقعاً حق با لاپلاس بود! کاری که بیکن، دکارت و کانت در معرفت شناسی انجام دادند و شالوده ای که برای علم مدرن ریختند، علم را بهکلی از حضور خدا بی نیاز می‌کرد و این را بزرگ‌ترین دستاورد بشر امروز و جلوه تام عقلانیت می‌دانستند و معتقد بودند با فرارسیدن دوره بلوغ بشر که دوره مدرن باشد، نیاز به هرگونه شی ماوراء الطبیعی در تحلیل مسائل علمی از بین رفته است.[i]

اما ورود این علم با مبانی غیر دینی و در علوم انسانی بعضاً ضد دینی به ایران هم داستان جالبی دارد. این علوم در بدترین زمان و به بدترین شکل وارد ایران شدند. در دوران قاجار که اوج دوران سرسپردگی و افول علم و فرهنگ در سرزمین ما بود و این خود انفعال و نیاز شدید به علوم روز را در ما ایجاد کرده بود، عده‌ای از اشراف و درباریان برای آموزش علوم جدید راهی خارج از کشور شدند. حاصل این سفرها پرورش امثال میرزا ملکم خان بود که معتقد بود«در تمام صنایع از باروت گرفته تا کفش‌دوزی محتاج سرمشق غربی‌ها بوده و هستیم» . در این شرایط و به وسیله این افراد فنون نظامی و طب مدرن و بعد آرام آرام علوم انسانی و فلسفه غربی وارد ایران شد. از سوی دیگر با توفیقات علم جدید و تولیداتی که در صنعت و تکنولوژی داشت و رفاه و امنیت زیادی که فراهم آورده بود، عمدتاً از طرف مردم و حتی مذهبیون مخالفتی با ورود این علوم نمی‌شد. بعضی مانند سیدجمال‌الدین اسدآبادی که دغدغه بازگشت به تمدن شکوهمند اسلامی و قدرتمند شدن جهان اسلام را داشتند، با این علوم از این حیث موافق بودند که باعث افزایش اقتدار و شکوه اسلام می‌شود. عده‌ای از روحانیون و علما هم بنا به روایات و آیات متعددی که تشویق به فراگیری علم و حکمت می‌کنند (از جمله روایت «اطلبوا العلم ولو بالصین»)، به دانش جدید اقبال نشان دادند؛ لذا این علوم بدون کم‌ترین بازبینی، نیازسنجی داخلی و جرح و تعدیل، و با هزینه شدن دین پای آن، وارد کشورمان شد.

بعد از ورود این دانش‌ها و معلوم شدن بعضی پیامدهای آن که فقط یکی از آنها به حاشیه رفتن دین به خاطر ذات سکولار و تمامیت‌خواه علوم غربی بود، علما به تب و تاب این افتادند که در مقابل این علم چه کنند. از طرفی نقصی در این علوم نمی‌دیدند و از طرف دیگر نمی‌توانستند بنشینند و ببینندکه دین به حاشیه برود. در این فضا اولین واکنش‌ها کارهایی بود که مهندس بازرگان و عده‌ای دیگر مثل محمدتقی شریعتی انجام دادند؛ یعنی سعی در تطبیق دین بر علم جدید. بازرگان کتاب «مطهرات در اسلام» را نوشت و سعی کرد اثبات کند چیزی که علم جدید آن را میکروب می‌نامد پیش از این در قرآن بوده و... همچنین محمدتقی شریعتی در کتاب تفسیر نوین«نار الله الموقده» را بنا به قول طنطاوی به«اشعه ایکس» تفسیر کرد![ii]

این دفاع‌های نسنجیده نه تنها چیزی از ابهت از دست رفته دین را برنگرداند که بیشتر موجب انزوای آن شد. تا اینکه انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و به یک‌باره دین با تمام شکوه و عزت خود به صحنه جامعه برگشت و همه شئون زندگی مردم را پر کرد. این بار نوبت علم جدید بود که مجبور شود خود را با دین هماهنگ کند. علم به حاشیه رفت و در کنج کلاس‌ها و کتابخانه های دانشگاه ها تحت فشار قرار گرفت، تا اینکه انقلاب فرهنگی اتفاق افتاد. انقلاب فرهنگی سال 58 حاصل اختلاف و زاویه‌ای بود که بین فرهنگ عمومی و فرهنگ علمی باز شده بود. اما به خاطر اقدامات صوری و ظاهری در شورای عالی انقلاب فرهنگی آن زمان، کاری از پیش نرفت و تا امروز هرچه انقلاب جلوتر رفت فرهنگ علمی غربی‌تر و سکولارترشد ...

این فرهنگ سکولار علمی در همه عرصه های جامعه اثرات خود را نشان می‌دهد، از مدیریت و اقتصاد کشور تا رسانه و هنر و حتی ورزش و سرگرمی، اما مهم‌ترین جلوه آن همانا در دانشگاه ها و نظام آموزشی کشور است. یعنی همان‌جا که مسقط الرأس این فرهنگ بوده است!

 



[i]نگاه کنید به نظریه معروف اگوست کنت که در آن حیات بشر را به سه دوره تقسیم میکند. دوره اول دوره دبن و الهیات است، دوره دوم دوره فلسفه و دوره سوم دوره علم که انسان به بلوغ رسیده و نیاز به مفاهیم ماوراء الطبیعی ندارد.

[ii]محمد تقی شریعتی، تفسیر نوین، ص331



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات