تبلیغات
حکمت با طعم درد - عقل گرایی شیعی در مقابل ایمان گرایی، دنیاگرایی و ظاهرگرایی (3)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 اسفند 1391 توسط محمدقائم خانی

عقل گرایی شیعی در مقابل ایمان گرایی، دنیاگرایی و ظاهرگرایی (3)

 

برداشت سوم: ظاهرگرایی

مرحوم شهید آوینی به یک نکته تکان دهنده ای در کتاب فتح خون اشاره می‌کنند که عنوان این بخش از آنجا گرفته شده است: «ظاهرِ دین،منفکّازحقیقت آن،هرگز ابا ندارد که با کفر و شرک نیز جمع شود و اصلاً وقتی که دین از باطن خویش جدا شود، لاجرم به راهی این‌چنین خواهد رفت[i]»  همچنین ایشان در همین کتاب می‌نویسد: «کسانی که اجسامشان به جانب قبله نماز می‌گزارند ، اما ارواحشان هنوز همان اصنامی را می‌پرستندکه ابراهیم شکسته بود. اجسامشان به جانب قبله نماز می‌گزارند، اما ارواحشان با باطن قبله که امامت است، پیکارمی‌کنند»[ii]

ظاهرگرایی به معنای پیشی گرفتن عمل بر نظر و تقدم اقدام بر فهم، آفت همیشگی جماعت متدین و مذهبی بوده و امروز این آفت برای جامعه مذهبی ایران از همیشه بیشتر است. اصولاً این عامل به عنوان نتیجه وقتی بروز می‌کند که دو مقدمه حاصل شود: اول اینکه نیازها و اقتضائات فضای عمومی بیشتر از نیازها و اقتضائات شخصی باشد و دوم اینکه: مبانی و اصول منبعث از دین و مکتب، بهطور کامل استخراج نشده و یا فهم نشده باشد. مثلاً فیلمی مانند «اخراجی‌ها» وقتی در سینما ساخته می‌شود که اولاً سینمای ما خالی از آثار مقوم انقلاب اسلامی باشد و ثانیاً مبانی سینمای دینی در سازنده فیلم جا نیفتاده باشد. (به تعبیر فلاسفه قابلیت قابل و فاعلیت فاعل هردو در ظهور یک پدیده دخالت دارند)

 پدیده ای مثل انقلاب اسلامی ایران نیازهای عمومی به حضور دین را همانطور که در بخش قبل اشاره شد، در اعلی درجه‌اش بالا برده بود! در کنار آن سؤال بی محتوایی همچون سؤال از «دستاوردهای انقلاب اسلامی» - که جوابش را هم غالباً انتظار است در امور عینی و ملموس داده شود- این نیاز را تشدید کرده بود؛لذامقدمه اول فراهم بود. در کنار این انتظارات زیاد، نظریه پردازی دینی در جزئیات امور مربوط به حکومت اسلامی صورت نگرفته بود و مسائلی مثل جنگ تحمیلی و تهدیدات مختلف نظامی، فرهنگی و ... این فرصت را در سال‌های بعد از جنگ هم فراهم نکرده بود. یعنی مقدمه دوم هم فراهم بود، فلذا ظهور پدیده ظاهرگرایی اصلاً دور از انتظار نبود.

ظاهرگرایی دینی سعی می‌کند خلاء ناشی از حضور حقیقی دین در جامعه را با صورتک بزک کرده ای از شعائر دینی پر کند. اگر دستش به سینمای دینی نمی‌رسد، لااقل بودجه ای را برای به تصویر کشیدن صحنه نماز در فیلم‌ها اختصاص دهد! اگر مدیریت دینی ندارد، لااقلمدیران نمازخوان و آشنا با احکام رساله را در گزینش انتخاب کند! اگر علم دینی ندارد، لااقل در دانشگاهیک مرکز معارف و حوزه دانشجویی قرار دهد! 

البته تا اینجای ماجرا مشکلی نیست، مشکل از وقتی آغاز می‌شود که به همین وضع عادت می‌شود، به همین «لااقل ها» یعنی همین شرایط حداقلی خو می‌کنیم و مجاز بکار رفته -یعنی صحنه نماز و مدیر آشنا به احکام و مرکز معارف-،جای حقیقت- یعنی سینمای دینی و مدیریت دینی و علم دینی- را می‌گیرد! و با هر حرکتی برای تغییر این وضع مقابله می‌شود.

 

جمع بندی: هم‌گرایی!

آنچه در سه بخش گذشته آمد سه جریان غالب دین‌داری در عصر حاضر و نسل حاضر است. دین‌داری غیر عقلانی، دین‌داری دنیایی و دین‌داری ظاهری ... این هرسه به رقم تفاوت‌های زیادی که دارند در چند چیز باهم مشابهند:

 اولاً هرسه، دین را حداقلی قرائت می‌کنند و به آن عمل می‌کنند. در هیچ‌کدام دین به کار دنیای شخص دین‌دار آنطور که شایسته است نمی‌آید. مسائل زندگی علمی و اجتماعی فرد دین‌دار از جایی غیر از توصیه ها و تجویزهای دینی، تمشیت می‌شود؛وبهطور خلاصه خدا در هرسه مورد از حیات شخص دین‌دار غایب است. متدین ایمان‌گرا اگرچه سعی می‌کند عمیقاً خدا را به یاد داشته باشد و او را مقدس بدارد، ولی از آنجا که این تقدس فقط برای ارضای یک حس آرامش درونی و انفسی است، و هیچ خاصیت آفاقی ندارد، غالباً با هرچیز دیگری که این آرامش درونی را ایجاد کند جایگزین می‌شود. حتی اگر یک جام شراب یا یک موسیقی آرام باشد![iii] ؛ متدین دنیاگرا خدایش دست بسته است[iv]، اصولاً یا نمی‌خواهد یا نمی‌تواند در امور دنیایی دخالتی کند. از این منظر به تعبیر مهندس بازرگان «خدا و آخرت تنها هدف بعثت انبیاء» است[v]. متدین ظاهرگرا اما می‌داند خدا دستش باز است و می‌داند دین برای همه عرصه ها برنامه دارد، ولی نمی‌داند چطور و چگونه! مثل کسی که می‌داند با چوب می‌توان میز ساخت ولی نمی‌داند چگونه باید ساخت؛  و لذا در عمل فرقی با دوگروه قبل نمی‌کند، نهایتاً کار هرسه عملاً به انکار خدا در امور دنیوی می‌رسد.

ثانیاً هرسه از منبع ارزشمندی به نام «عقل» استفاده لازم و حداکثری را نمی‌برند. عقل برای آنها نه منبع شناخت است نه ابزار شناخت. متدین ایمان‌گرا که اذعان دارد برای حصول ایمان واقعی باید از عقل فاصله گرفت، متدین دنیا گرا فقط از یک جنبه عقل که عقل تجربی باشد بهره می‌برد و از جنبه اصلی آن که ذاتی انسان است و مقوم شناخت است یعنی عقل تجریدی استفاده نمی‌کند و به خاطر همین در شناخت خود دچار لغزش می‌شود. متدین ظاهرگرا هم به شنیده ها بیشتر اعتماد می‌کند تا تفکر و تعقل شخصی، در شناخت حقایق و کسب معارف هم سعی می‌کند مقلد باشد!

ثالثاًهرسه در جهل نسبت به معارف دینی ازجمله کتاب و سنت قرار دارند. به مطالعه، فهم و تأمل در معارف اصیل و دسته اول دین گرایش ندارند. متدین ایمان‌گرا به جای کتاب و سنت، به قلبش رجوع می‌کند و وحی مُنزل را به جای مطالعه سعی می‌کند تجربه شخصی کند!؛ متدین دنیا گرا متن مقدس(!) فلاسفه و دانشمندان علوم جدید از جمله در روان شناسی و جامعه شناسی را ترجیح می‌دهد؛ و متدین ظاهرگرا شاید رجوعی به متون اصیل دین داشته باشد ولی فقط از باب تَیمّن و تبرک است، نه درک و فهم!

 



[i]سیدمرتضی آوینی، فتح خون ، فصل 4 ص52

[ii]همان ،  فصل پنجم، ص 64

[iii]برای بررسی دقیق نگاه کنید به نظریات نیچه در باب حقیقت و هنر

[iv]آیه 64 سورهمائده میفرماید: وقالتالیهودیداللهمغلوله..

[v]بنگرید مقاله "خدا و آخرت هدف بعثت انبیاء" که متن سخنرانی مهندس بازرگان در سال 1371 است.



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم