تبلیغات
حکمت با طعم درد - دین در وقت اضافه! (1)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ شنبه 26 اسفند 1391 توسط محمدقائم خانی

 دین در وقت اضافه! (1)

تأملی در فرجام آموزش دوپاره در دانشگاه و حوزه دانشجویی

مقدمه اول:

نبی اکرم (ص) می­فرمایند: أُفٍّ لِكُلِّ مُسْلِمٍ لَا یَجْعَلُ فِی كُلِّ جُمْعَةٍ یَوْماً یَتَفَقَّهُ فِیهِ أَمْرَ دِینِهِ وَ یَسْأَلُ عَنْ دِینِه‏[1]

این روایت شریف نبوی و دهها روایت دیگر با همین مضمون در کتب حدیث و مجامع روایی ما بابی را تشکیل می­دهند دال بر این معنی است که تفقّه در امر دین و سؤال از امور دینی بر هر مسلمانی فرض و واجب است. در نتیجه از باب وجوب مقدمات ضروری هر امر واجب، زمینه­سازی و مهیا کردن شرایط و لوازمی که هر گروه و دسته از مسلمین بتوانند به تعلّم و تفقّه در امور دینی بپردازند نه تنها امری پسندیده و نیکو بلکه واجب است و اگر این زمینه مهیا نباشد،آن طایفه­ای از مؤمنین که از جهت تفقّه در دین و انذار قوم خویش جهاد در میدان­های دیگر را ترک کرده و به مجاهده در این زمینه پرداخته­اند باید نسبت به قصور خود به امام عصر (عج) پاسخ­گو باشند. یک نمونه ارزش­مند از این امر مربوط به دورانی است که کسبه و تجّار در همان محل کار خود مکاسب می­خواندند و پر واضح است که علم و عمل در این قضیه می­توانست فضای تجارت و کسب و کار و در کل فضای معاش مردم را از نقض حدود الهی و آلوده شدن به حرام و شبهه مصون نگه دارد و در نتیجه جامعه را از سقوط و هلاکت نجات دهد.

مقدمه دوم:

در دوران جدید و بعد از قرون وسطی تمدنی در مغرب زمین شکل گرفت که علم مرکز و محور آن بود و این علمی که در مرکزیت این تمدن وظیفه راهبری و هدایت انسان­ها و جامعه را به مقصود و غایت مطلوبشان که تحقق بهشت زمینی بود را داشت در نسبت با علم در دیگر تمدن­ها و به خصوص تمدن اسلامی[2]صرفاً اشتراک لفظی است. این علم جدید هر چند حدوثاً وابسته و مسبوق به علوم تولید شده در دیگر تمدن­ها بود اما در بقای خود ماهیتاٌ به چیز دیگری تبدیل شد و اسلامی دانستن یا مورد تأیید اسلام بودن این علوم را اگر از جهت شرایط حدوث و منشأ و مبدأ این علوم بدانیم مرتکب همان خلط و مغالطه­ای شده­ایم که طرفداران یونانیت و الحادی بودن فلسفه و عرفان اسلامی به آن دچار هستند. علم در تمدن جدید تبدیل به دین و فلسفه و ایدئولوژی شده است و دانش­مندان پیامبران دنیای معاصر هستند و علم مدعی ارائه برنامه کامل برای حیات آدمی از آغاز تا پایان در راستای حداکثر تمتع مادی از عالم و بهینه کردن ارضای غرائز زمینی اوست. البته این بحث به این معنی نیست که در دنیای امروز و علی­الخصوص در ممالک توسعه یافته دین و انسان متدین وجود ندارد بلکه بحث بر این است که دیگر دین در مرکز این عالم نیست و به حاشیه رانده شده و غایت شکل­گیری تمدن جدید مشابه غایت فردی انسان جدید دیگر عبودیت و بندگی خدا و تحقق کلمه توحید نیست وگرنه مبرهن است که اکثریت مردمان این کشورها را متدینین مسیحی تشکیل داده­اند که هر یک­شنبه به کلیسا می­روند و حتی خیلی از دانش­مندان جهان متجدد هم اهل غسل تعمید و مناسک دینی هستند ولی این اعمال دیگر مناسک بندگی خداوند نیستند و دین­داری برای انسان امروزی متجدد عارضه­ای غیر ضروری است که با حذف آن در اصل حیات فردی و اجتماعی­اش خللی وارد نمی­شود.

نکته دیگر که در این زمینه باید به آن اشاره کرد مربوط به روابط و نهادها و ارکان دنیای متجدد است که همه در نسبت با غایت انسان مدرن شکل گرفته­اند. از آن­جا که علم مهم­ترین رکن و عنصر قوام بخش عالم متجدد است نهاد اصلی مرتبط با آن یعنی دانش­گاه هم در قلب این عالم قرار دارد و از آن­جا که دانش­گاه برای تولید علم به معنی جدید آن شکل گرفته در نسبت جدی با آن قرار دارد و اساساً نهادی مدرن است هر چند اگر ادعا شود که بعضی از معتبرترین این دانش­گاه­ها ریشه در حوزه­های علمیه داشته­اند باز هم نمی­توان قانع شد که این دانشگاه­ها مقلوب نشده و هنوز نسبتی با عهد دین­داری غربیان دارند[3].

 



[1]اف بر هر مسلمانی که در هفته­ای که از او می­گذرد روزی را برای تفقه در امر دین و سؤال از دین قرار ندهد. (المحاسن جلد1 صفحه 225 باب وجوب طلب علم)

[2]که البته از صدر اسلام هیچ وقت جریان­های کفر و نفاق اجازه نداده­اند تمدنی که به معنای حقیقی کلمه اسلامی باشد محقق شود و تلاش در جهت زمینه­سازی برای تحقق آن از اهم وظایف مؤمنین است

[3]هر چند نگارنده در صحت و مطابق با واقع بودن همه تصویر سراسر سیاهی که از عهد قرون وسطی در دوره جدید ارائه شده تردید جدی دارد اما به هیچ وجه قصد دفاع از دین ممسوخ و تحریف شده و ابزاری در دست اربابان کلیسا را ندارد و هدف صرفاً تذکر نسبت به ماهیت مدرن دانش­گاه است.



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم