تبلیغات
حکمت با طعم درد - موزه‌ی دین، پارک دینداران یا مجتمع فراغتی دانشجویان؟! (2)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1 فروردین 1392 توسط محمدقائم خانی

موزه‌ی دین، پارک دینداران یا مجتمع فراغتی دانشجویان؟! (2)

 

ولی ای کاش مرد بودیم و بر اساس همین اعتقادی که علممان برایمان ساخته است، عمل می کردیم. ای کاش علم را بیرون در مسجد نمی گذاشتیم و با خودمان داخل می آوردیم. داخل می آوردیم تا با مسجد دعوایش شود. یا علممان ببرد یا مسجد. ای کاش...

ای کاش مسجد موزه نبود. موزه چگونه جایی است؟ موزه جایی برای نفس کشیدن سنت است. بالاخره مدرنیته هم برای نفس کشیدن و سرگرمی اوقات فراغتو اطلاعات عمومی، به سنت نیاز دارد. برای همین جایی کنترل شده به اسم موزه برایش درست می کنند. موزه عین باغ وحش است. چرا آدم های مدرن، این قدر به باغ وحش علاقه و نیاز دارند! باغ وحش به چه نیازی پاسخ می دهد؟ موزه هم همان طور است و به همان نیاز پاسخ می دهد. انسان مدرن از طبیعت بریده، نیاز به طبیعت دارد. از این رو، طبیعت را به دو شکل کاملاً مصنوعی، داخل شهر می آورد. پارک و باغ وحش. پارک که خطر تجاوز ندارد، بی حصار است ولی باغ وحش نه. در اصل کار فرقی نمی کند. هردو زندان طبیعت اند، زندانی برای نمایش! موزه هم همین طور. موزه در هر جامعه ی مدرنی، زندان سنت است. زندانی برای نمایش! زندانی که هروقت کسی دلش برای سنت تنگ شد، سری به آنجا بزند و حالی ببرد. ای کاش مسجد موزه نبود.

در جامعه مدرن دانشگاه ما، موزه سنت نمی تواند نیاز دانشجویان را پاسخ دهد. مثلاً موزه علمی درست کنند برای تفریح. نه، آن خطرناک است. دانشجو نباید هیچ چیزی از سنت علمی ما بداند، حتی در موزه، حتی در زندانی کنترل شده. برایش خطرناک است. در عوض به موزه دیگری نیاز دارد. موزه ای که در آن دین را زندانی کنند و تحت کنترل، به دانشجویان نشان بدهند. تا احساس نیازشان به دین مرتفع شود و هوس ها فروکش کند. «چرا چرت و پرت می گویی؟»

قبول دارم. حرفم درست نبود. شما که داشتید می خواندید و خیلی وقت فکر نداشتید، ولی بعضی فهمیدند. فهمیدند و اعتراض کردند. «مسجد دانشگاه خیلی هم خوب است. این همه مؤمن در آن نماز می خوانند. هیئت می‌گیرند و برای ابی عبدالله (ع) عزاداری می‌کنند. این همه بحث و حدیث و قرآن. این همه...»

قبول دارم. حرفم درست نبود. مسجد، موزه دانشگاه نیست؛ مسجد، پارک دانشگاه است. موزه فقط به درد دیدن می‌خورد، اما پارک نه. می شود در پارک راه رفت و نفس کشید و ورزش کرد و... می شود در پارک، با طبیعت حال کرد!  مسجد، پارک دانشگاه است. می شود در مسجد دانشگاه، نماز خواند و عزاداری کرد و قرآن خواند و حدیث شنید و... می شود در مسجد دانشگاه، با دین حال کرد!

پارک هم مانند جنگل، درخت دارد، بوته دارد، گل دارد، پرنده دارد، آب دارد، ... دارد. چیزهای دیگری هم دارد... اهل جنگل هستید؟ تا به حال در چند جنگل پیاده روی کرده اید؟ اگر یک بار و فقط یک بار در جنگل قدم زده و نفس کشیده بودید، می دانستید که هیچ پارکی با هیچ جنگلی قابل مقایسه نیست! جنگل تجسد طبیعت است و پارک، پیکر بیمار طبیعت تحت کنترل شهر! تا به حال مسجد واقعی دیده اید؟ از مساجد واقعی اول انقلاب، چیزی شنیده اید؟ هیچ کدام از مساجد دانشگاه ها، با هیچ کدام از مساجد واقعی اول انقلاب قابل مقایسه نیستند! در مساجد واقعی اول انقلاب دین بود و در مساجد فعلی دانشگاه ها، صورتکی رنگ پریده از دین. ای کاش علم را بیرون در مسجد دانشگاه نمی‌گذاشتیم و با خودمان داخل می آوردیم تا با دین دعوایش شود که یا علممان ببرد یا دین. کاش...

 



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم