تبلیغات
حکمت با طعم درد - با تبدیل طبیعت به خلقت، تعارض علم و دین حل نمی‌شود (4)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ جمعه 30 فروردین 1392 توسط محمدقائم خانی

با تبدیل طبیعت به خلقت، تعارض علم و دین حل نمی‌شود (4)

 

-         آقای دکتر بحث ظریفی اینجا وجود دارد که در داوری میان دو علمی که از دو مبنای مختلف برمی خیزند معیارصدق و کذب است یا چیز دیگری؟ یعنی به نظر می رسد شما اینجا از یک معیار فلسفی در ارزیابی نظریات استفاده می کنید. ممکن است هر دو نظریه به معنی علمی آناز نظر این که بتوانند تبیینی ارائه دهند یا پیش بینی کنند و در عمل کار کنند صادق یا کاذب باشند ولی سؤال اینجاست که چرا نظریه ای که اصطلاحاً صادق است را باید کنار گذاشت؟

-         ...

 

درباره نظر دوم که گفتید یعنی صرفاً تغییر نگاه از طبیعت به خلقت، باید در نظر بگیریم که ما در مواجهه با علم جدید در یک زمینه‌ای وارد می شویم که نمی شود گفت که من عینک سبزی به چشم می زنم و خب همه چیز سبز می شود. به این سادگی نیست. ما داریم از چه علمی صحبت می کنیم؟ علمی که سیصد سال تاریخچه دارد و آدمها در یک مسیری حرکت کردند. ما وارد این رودخانه می شویم و بنابراین وقتی وسط این رودخانه شده ایم تمام این پیش زمینه همراه علم هست. اینطور نیست که من سر کلاس فیزیک بروم و اول کلاس بگویم که خب داریم درباره آیات الهی صحبت می کنیم و بعد معادلات شرودینگر را روی تخته کلاس بنویسم و شروع کنم به حل کردن. این معادله وقتی پدید آمده یک پیش زمینهای داشته. پشت آن نگاه شرودینگر به جهان است، نگاه فیزیکدانان قرن نوزدهم به جهان است. اینها همه باعث شده این فیزیک پدید بیاید.

-         مثلاً برخی به مرحوم عبدالسلام نسبت می دهند که در پارادایم فیزیک کار می کرد اما هر لحظه می گفت که من در حال کشف آفرینش الهی هستم.

-         اصلاً با چنین نگاهی مسائلی که ما با این فیزیک داشتیم هیچکدام حل نخواهد شد. مسأله ما با علم جدید مبانی ای بود که بحران معنویت را پدید آورده،فناوریای که مرا از اصل خودم دور انداخته. آدمها را تبدیل به یک سری افراد جداافتاده و مستقل از امر قدسی کرده و روابط قدیمی مبتنی بر سنتهای الهی را تضعیف کرده. اینها همه محصولات علم و تکنولوژی جدیدند. اینها را چه کنیم؟ آیا صرفاً با یک تغییر نگاه به علم اینها حل می شود؟ تصور می‌کنم این نگاه سادهاندیشانه است.

-         درباره نظر سوم چطور؟ نظری که می گوید دین برای هدایت آمده و کاری به مسائل علمی ندارد.

-         این حرف ادامه همان حرفهایی است که دینداران مسیحی و بنیانگزاران علم نوین پس از قرون وسطی می گفتند و گالیله و نیوتن هم چنین نظراتی داشتند. برمی گردم به حرفهای قبلی. شاید برای یک دیندار این راهی باشد تا اینگونه بتواند در مقابل تهاجمی که از سوی علم جدید می شود از دینش محافظت کند. شاید بتوان دغدغه دکتر سروش را اینطور توضیح داد. ایشان برای حفظ دین یک حوزه ی کوچک حداقلی را به دین اختصاص میدهد که آن معنویت و عرفان است. با این نوع دینداری حالا هرکس خواست می تواند علوم تجربی جدید را بخواند و قبول کند. این اتفاقی است که ما به اسم سکولاریسم در غرب می شناسیم و همانطور که گفتید در جهان مسیحیت هم کاملاً سابقه داشته. آنطور که من دکتر سروش را می شناسم دغدغه ایشان حفظ دین بوده نه از بین بردن دین. اما این بخش حرف ایشان درست است که دین حداقلی با علم جدید سازگار است. اما موضوع ما دین حداکثری است.

-         آقای دکتر نگاه ابزارگرایانه با علم چطور؟ خیلی ها دعوا را می خواهند با این نگاه ابزاری حل کنند.

-         این هم قضیه مهمی است. ما باید ببینیم این ابزار برای چه تولید شده اولاً و ثانیاً آیا از یک ابزاری که برای یک هدف خاصی تولید شده ما می‌توانیم برای هدف دیگری استفاده کنیم؟

-         بخش دیگری هم هست و اینکه آیا واقعاً علم شأن ابزاری دارد یا اینکه برای خود شأن حقیقتیابی قائل است؟

-         بله. اولاً که علم تنها شأن ابزاری ندارد. یعنی تکنولوژی تنها محصول علم نیست و علم دنبال کشف حقیقت است و کشف حقیقت هم نیاز به مبانی فلسفی خودش را دارد. امَا در باب نگاه ابزارگرایانه باید پرسید ابزار در دست چه کسی؟ در دست انسان. انسان ابزار را می خواهد برای چه؟ برای حکومت بیشتر بر جهان. برای اینکه بتواند منافع مالی و مادَی اش را گسترش دهد. پس در نگاه ابزارگرایانه علم درحال گسترش است تا ابزارهایی را ایجاد کند که تمتعات مالی و رفاهی انسان را افزایش دهد. خود این هم در تعارض با دین است چون اساساً دین نیامده تا تمتعات مادی تو را افزایش دهد. دین آمده تا ما رشد معنوی کنیم. تا خدا را پرستش کنیم.

-         یعنی شما می گویید حتی اگر نگاه ابزاری به علم هم داشته باشیم علم برای اهداف خاصی است که جزو ذاتیات همین علم است؟ و برای هر هدفی نمی شود این علم را به کار برد؟

-         بله. به سختی می توان به کار برد. اینجا را من سکوت می کنم چون نمی توانم به راحتی بگویم که شما اگر هدف دیگری داشته باشی از این ابزار می‌توانی به راحتی استفاده کنی یا نه؟

-         پس در جمع بندی کل صحبت های شما می توان اینطور گفت که علی رغم نظر خیلی ها که مسأله علم و دین را مسأله حل شدهای میپندارند که اصلاً در جهان اسلام خیلی هم به عنوان یک مسأله مطرح نبوده، این مسأله نه تنها حل شده نیست بلکه خیلی هم جدی است و اصلاً هم در نظر گرفته نشده طوریکه حتی باید بگوییم ما در نقطه های شروع این مباحث هستیم.

-         یک مسأله بسیار جدی وجود دارد و آن تعارض و تضاد کامل بین جهان بینی علم مدرن و جهان بینی توحیدی است. در این موضوع هم افرادی هستند که جدی کار می کنند. دکتر گلشنی و دکتر نصر از صاحب نظران جهانی این بحث در جهان اسلام هستند. علامه جعفری هم کتابی در این موضوع دارند. برای روشن شدن بیشتر این بحث ها اخیراً پلنتینگا در غرب خیلی خوب در این زمینه کار کرده و کتاب اخیرش در همین موضوع جزو کتابهای پرفروش شد. او دقیقاً در آنجا این بحثی که ما کردیم را مطرح می کند که محل نزاع خود علم و دین نیستند بلکه محل تعارض متافیزیک آن هاست، یعنی جهان بینی طبیعتگرایانه پشتیبان علم مدرن که از دویست سیصد سال پیش حضور داشته کاملاً با توحید در تضاد است و دعوای اساسیای آنجا وجود دارد. اما طبیعتاً محصولات علم مبتنی بر این متافیزیک هم تعارضاتی را نشان خواهند داد.

-         در نهایت به عنوان سؤال آخر از نظر شما در شرایط فعلی یک دانشجو که در حال فراگیری ساینس است باید چه تعاملی با دین داشته باشد و شما چه توصیه‌ای برای دانشجویان دارید؟

-         در حال حاضر پیشنهاد اول من اینست که دانشجویان روی مبانی فلسفی اسلام و تشیع مطالعه کنند. مبانی فکری و فلسفی طوریکه وارد عمق جانشان شود. نکته دوم درباره سلوک فردیشان است. یعنی باید بحث تزکیه را جدی بگیرند. در نهایت از توی چنین آدمهایی کم کم آن علمی که ما میخواهیم جوانه خواهد زد.

-         ممنون از فرصت مبسوطی که در اختیار ما گذاشتید.



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم