تبلیغات
حکمت با طعم درد - قبله دانشگاه ما کجاست؟ (3)
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 توسط محمدقائم خانی

قبله دانشگاه ما کجاست؟ (3)

 

1)  دانشگاه امریکایی: علم تجاری در خدمت قلب تپنده بازار

راه دور اما زیاد نرویم. امروزی که بنده و شما درحال گفتگو درباره دانشگاه ایرانی هستیم تقریباً با خیال راحت می‌توانیم بگوئیم که علم و دانشگاهی که با آن مواجهیم هیچ ارتباطی با علم و دانشگاه اروپایی قرنهای هفدهم تا نیمه قرن بیستم ندارد، چرا که از نیمه قرن بیستم و پس از برادرکشی‌های بی‌سابقه‌ی ملل به اصطلاح مترقی اروپایی، ورق برگشت و مهد سرمایه‌داری و لیبرالیسم چنان پیشتاز دنیای جدید گشت که به کار بردن اصطلاح «تمدن امریکایی» برای توصیف وضع امروز ما و تمام دنیا کاربرد به جایی خواهد بود. در جامعه امریکایی معماری دوگانه علم-جامعه واقعاً تختِ تخت است و علم هم با نجابت تمام بر کرسی کوچک و نحیفی نشسته که فلاسفه علمی چون پوپر و خیلی قبلتر از او هیوم (و البته به درستی) برایش درنظر گرفته‌اند. در دنیای امروز ما که بی‌مسامحه یا امریکایی است یا امریکازده، اساساً خبری از دین و ایدئولوژی نیست که حالا بخواهد مسیحیت الهی باشد یا مدرنیسم بشری. در زندگی اجتماعی به سبک امریکایی کرسی دین بزرگ و ناظر و راهبر بر کل جامعه، خالیست و اساساً نیازی به آن احساس نمی‌شود، چون «دست نامرئی بازار آزاد» همه‌ی کارها را خودش می‌کند! دانشگاه در مدل امریکایی نه تنها بر جای کلیسا ننشسته، بلکه خود را خادمِ چاکرِ کمپانی و سرمایه‌دار تلقی می‌کند و این یعنی اینکه داستانهایی مثل فلسفه و عقلانیت و حقوق و هنر و دین را از سبد معارف بیرون بریزید و به جای آن دانشی بیاورید که «مشتری» داشته باشد! فیزیکی که از چیستی و حقیقت عالم بگوید اصلاً مهم نیست به جای آن علوم تکنیکی و مهندسی بیاورید که محصول داشته باشد. علوم انسانی را همه جا یکسره به زباله‌دان موهومات بیفکنید جز آن دسته که می‌تواند در اداره سازمان و کنترل مردم و استحمار رسانه‌ای و تبلیغات کالاهای مصرفی به کار بیاید: چیزهایی مثل مدیریت با رویکرد توسعه، ارتباطات با رویکرد تبلیغاتی، جامعه شناسی در حوزه توریسم، سیاست با رویکرد حفظ قدرت، حقوق با رویکرد حفظ منفعت و البته اقتصاد که گل سرسبد رشته های علوم انسانی برای حفظ نظم جامعه لیبرال-سرمایه‌داریست.

    در طرح امریکایی دین/ علم/ جامعه هیچ دانش و معرفتی نیست که جهان‌بینی و ارزشهای کلی افراد و جامعه را معین کند[i] و تنها یک گزاره است که همگی، مردم و سیاسیون،‌ باید به آن اعتقاد داشته باشند و آن نظم درست، منطقی، عقلانی و رو به پیشرفت بازار آزاد است و اساساً هر اعتقاد ایدئولوژیکی جز این نه تنها مورد نیاز نیست بلکه سم مهلک نظم اجتماعی سرمایه‌داری تلقی می‌شود.[ii] با نفی دین کلی جمعی، دانشگاه امریکایی هم از کرسی کلیسا پایین می‌آید و هم محوریت اجتماعی خویش را واگذار می‌کند. در واقع در طرح امریکایی، این جامعه مدنی و به عبارت بهتر «اقتصاد» است که کانون و محور حرکت و راهبری و نقطه پرگار کل امور اجتماعی است. علم امریکایی، گرچه بر شانه های علم اروپایی پرادعا ایستاده، اما علمی تجاری است که هیچ داعیه‌ای جز کارآمدی ندارد و با تحقق عینی عملگرایی (پراگماتیسم) در تمامی رشته های علوم، به هیچ وجه در صدد شناخت حقیقت یا تدوین نوعی جهان‌بینی و ایدئولوژی خاص برای بشر نیست و تنها سودآوری اقتصادی را مد نظر دارد. به تبع آن دانشگاه امریکایی نیز دانشگاهی تجاری است که عملاً یکی از عناصر حاشیه‌ای جامعه سرمایه‌داری تلقی می‌شود[iii]. نبض جامعه در بازار می‌زند و دانشگاه ها بعد از هایپرمارکتها، رسانه های تبلیغاتی، بانکها، بورسها، شرکتهای بزرگ، احزاب سیاسی و صنایع در مرتبه آخر اهمیت قرار دارند و اتفاقاً به همین دلیل نیروی انسانی مورد نیاز آنها از حاشیه جامعه امریکا، مهاجرین و حتی الامکان خارج از امریکا تأمین می‌شود.[iv]

 

2)  دانشگاه جهان سوم: دلداده‌ی بت بزرگ توسعه!

جامعه امریکایی اگر امروز دین ندارد و تنها با باور به یک «دست نامرئی» اموراتش را پیش می‌برد، اما برای رسیدن به این مرحله نیازمند تلفیق ده‌ها دین و مکتب و ایدئولوژی بود که انگیزه و انرژی لازم برای گردش چنین نظمی را فراهم کند. نظریات حقوقی و اخلاقی و انسان‌شناختیِ لاک و بیکن و اسمیت باید در کنار دنیاطلبی کالونیستی پروتستان قرار می‌گرفت و بی‌مدعی به قاره نو منتقل می‌شد تا نظام سرمایه‌داری تمام و کمال امریکایی را پدید آورد. چنین انرژی اولیه‌ای بسیار بعید است که به یکباره در میان قوم و تمدن دیگری، آن هم با صفات قناعت‌دوستی و زهدباوری شرقیان، پدید آید. برای چنین تحول سترگی نیاز به دینی نوست که در دست دولتی مقتدر، اداره و هدایت تحولات را به عهده بگیرد و ما آنرا «دین توسعه» می‌نامیم. وضعیت اجتماعی کشورهای در حال توسعه در واقع مدلی راهبردی‌شده از وضعیت اجتماعی امریکاست که برای دوران گذار اینگونه کشورها بومی شده است. دین توسعه همچون ادیان سنتی بر فراز جامعه می‌ایستد و علم و جامعه را به سوی هدف مورد نظر خود پیش می‌برد. دین توسعه بیشتر از آنکه نظری باشد عملی است و به همین خاطر برخلاف ادیان سنتی و دین مدرنیسم نه با نهاد علم که با دولت، وحدت می‌یابد و از طریق فرمان و دستور و سیاستگذاری و نه ترویج فکری و علمی- و درواقع مهندسی اجتماعی، جامعه و سپس دانشگاه را به سوی مقاصد خود سوق می‌دهد. دین توسعه با طرح شعار آبادانی، رفاه و پیشرفت بر کوس توسعه صنایع و تکنولوژی می‌دمد و قدرت اقتصادی و به تبع آن سیاسی را به عنوان هدف خویش مطرح کرده و بالا رفتن اقتدار اقتصادی و سیاسی ملی را مهمترین آرمان ملت و مردمی معرفی می‌کند که حاضرند در راه رسیدن به این آرمان تمامی سختیها و رنجها را به جان بخرند.

    جالب اینجاست که دینِ توسعه بسته به شرایط سیاسی و اجتماعی هر زمان و مکانی به شیوه‌ای خاص ظهور یافته است. قدرتمندترین دین توسعه در زمانه ما دین توسعه‌یچینی است که با ساختن معجونی از توسعه‌گرایی افراطی، ناسیونالیسم چینی و سوسیالیسم دولتی متمرکز به قیمت له شدن تمامی «انسان» های چینی، غول چین را با قدرت اقتصادی و سیاسی بزرگی پدید آورده است. آشناترین دین توسعه برای ما ایرانیان دین توسعه رضاخانی بود که با ترکیب توسعه‌طلبی و باستان‌گرائی پدید آمد و در دوره پهلوی دوم ادامه یافت و نهایتاً سرنگون شد. نوع معروف دیگری از آن دین توسعه اسلامی است که توسط اسلام‌گرایان ترکیه و مصر و البته تکنوکراتهای ایرانی دنبال می‌شود و با ترکیب عناصر اصلی توسعه مادی با مفاهیم دینی نظیر توصیه های اسلام بر کار وعمران و همینطور مقوله استقلال و عزت مسلمیننوعی توسعه‌گرایی جهان سومی با رنگ و بوی اسلامی را در پیش گرفته‌اند.

در مدل جهان سومی دانشگاه و حاکمیت دینِ توسعه بر این جوامع، علم دانشگاهی همان علم کم ادعا و تجاری امریکایی است، با این تفاوت که اینبار نه خدمت به شرکتهای چندملیتی خصوصی که خدمت به سازمانها و نهادهای دولتی و صنایع ملی را مقصود تلاش خود در نظر می‌گیرد. محوریت جامعه نه با علم و دانشگاه که با دولت است که ایدئولوژی توسعه را نه به صورت نظری و فکری که به صورت بسته های تبلیغاتی و رسانه‌ای با مناسک پرشوری در میان مردم ترویج می‌کند. دین توسعه ملازمت ویژه‌ای با عملگرایی کور و فاقد عقلانیت دارد.

   در کنار انتقادات متعددی همچون نگاه ابزاری به انسان، فرهنگ و اندیشه و مبانی مادی‌گرایانه که به نگاه توسعه‌طلبانه وارد است و تا حدی در شماره قبلی مهاجر مطرح شد، سؤال بنیادینی وجود دارد که توجه به آن کل فلسفه وجودی جوامع و رژیمهای توسعه گرا را به چالش خواهد کشاند و آن این پرسش است: «نهایتاً با این همه قدرت و ثروت چه خواهید کرد؟» راه توسعه‌گرایی در ازای عوارض شدیدی چون بی‌عدالتی و فقر دردناک، مصرف‌زدگی و نزول مفرط کیفیت زندگی که به جامعه تحمیل می‌کند نهایتاً به چه نقطه‌ای خواهد رسید؟ تصور من بر اینست که تجمع ثروت و قدرت و تکنولوژی در یک دولت لزوماً به میلیتاریسم و توسعه‌طلبی ارضی خواهد انجامید، سرنوشت محتوم رویکردی که کورکورانه تنها فربه کردن ابزار و نحیف کردن عقلانیت و فرهنگ و اخلاق را هدف گرفته است.

 



[i]البته برخی فیلسوف-جامعه شناسان امریکایی چون رابرت بلا و چارلز تیلور نوعی دین مدنی را برای جامعه امریکایی ضروری می دانند و وضع فعلی امریکا را بدون چنین دین اجتماعی فعال و پرنفوذی بسیار سست و شکننده تصویر می کنند. آنها می پرسند که در غیاب چنین دین عمومی و کلی ای چه چیزی می تواند موجب اتحاد عمومی مردم امریکا یا انگیزه ساز نبرد سربازان امریکایی در جنگهای احتمالی گردد؟

[ii]بدیهی است که منظور از اعتقاد ایدئولوژیک اعتقادی است که بروز و ظهور اجتماعی یابد و الا دین و دیگر عقاید اگر به اعتقادات شخصی فروکاسته شود و اصطکاکی با ارزشهای اصیل سرمایه داری نیابد نه تنها طرد نمی شود بلکه بخاطر تخلیه فشارهای روانی جامعه سرمایه داری مورد تمجید و تبلیغ هم قرار می گیرد که در رواج معنویتها و عرفانهای سکولار همساز با دنیای جدید در غرب شاهد آن هستیم.

[iii]به عقیده برخی شرکتهای تجاری و صنعتی خصوصی به قدری در امریکا عظمت یافته اند که بخشهای توسعه و تحقیقات این شرکتها خود به اندازه دانشگاه های بزرگ پژوهش و پژوهشگر دارند و عملاً نیاز علمی شان را در داخل خود و بدون اتکا به دانشگاه تأمین می کنند. به این معنا دانشگاه حتی جایگاه حاشیه ای تر و فرعیتری هم در خدمت به بازار پیدا می کند.

[iv]علی رغم محوریت و اصالت اقتصاد بازار در معماری اجتماعی امریکا نباید از نقش مهم وای فرعی «دولت» در این نظام بی اعتنا گذشت. دولت علاوه بر وظیفه اصلی اش که پاسداری از نظم بازار و تسهیل فرآیندهای آن است وظایف عمومی ای در امور نظامی و سلامت بر عهده دارد که سفارشات علمی متفاوتی را به دانشگاه عرضه می کند. بودجه هنگفت نظامی امریکا و نیازهای تکنولوژیک تسلیحاتی آن همواره یکی از سرویسهای اضطراری نجات جامعه امریکایی در بحرانها بوده است.



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم