تبلیغات
حکمت با طعم درد - نقد فیلم مستند میراث آلبرتا 2
حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 شهریور 1392 توسط محمدقائم خانی

نقد فیلم مستند میراث آلبرتا 2

 

وحید ضرغامی

 

بدون شک هر مستند­سازی هدفی را قبل از ساخت مستند برای مستند خودش اراده می­کند. مستند بدون هدف در واقع تلف کردن وقت خود و  ببیندگان مستند است. می­توان گفت مقدس­ترین هدف هر فیلم  مستندی نشان دادن حقیقت به طور کامل، آنچه در واقعیت می­گذرد، است آنگونه که هست نه براساس تصورات و یا پر رنگ کردن برخی از ارزش ها، چون آنچه من از کار رسانه ای فهمیدم این است که هر حرکت این مدلی تو ذوق می­زند و ببیننده را منزجر می­کند، از هر قشر و نوع فکری که می­خواهد باشد. بعضی وقت­ها مستندساز به دنبال مخاطب می­رود. برایش مهم است که مخاطب از کارش تعریف کند. متناسب با کمیت مخاطب در مورد چگونگی مستند تصمیم می­گیرد غافل از اینکه واقعیت محور حرکت کردن، فی نفسه مخاطب آور است و بیشترین مخاطب را جذب می­کند. این اشتباه استراتژیکی است که خیلی از مستندسازها می­کنند! گاهی مستندساز به دنبال حقیقت و واقعیت می­رود اما برخی از افراد و ارکانی که لازم است در مستند ظاهر شوند، طفره می­روند و همکاری نمی­کنند یا اگر همکاری می­کنند با توجه به خاصیت فیلم و دوربین، جلوی دوربین مصنوعی و شعاری ظاهر می­شوند. هنر مستندساز این است که بیشترین تلاش را در رابطه با حقیقت به کار ببرد و خلاقیت و فکر خود را برای این هدف مقدس به کار بگیرد.

آنچه از سبک و سیاق این مستند برداشت می­شود این است که میراث2 به دنبال نشان دادن وضعیت و مشکلات نخبگان در خارج از کشور در مقایسه با داخل است. سوال اصلی این است که آیا این مستند حقیقت را نشان می دهد!؟ در تحلیل وضعیت دانشجویان خارج رفته باید ببینیم آنچه در واقعیت می­گذرد چیست؟ افراد به چه دسته هایی قابل تفکیکند؟ مثلا چند درصد دچار افسردگی می شوند؟ چند درصد به دنبال علم هستند؟ چند درصد عشق وطن دارند که مورد تاکید فیلم فعلی است؟ چند درصد به آیین­های دیگر مثل یهود و . . . گرایش پیدا می کنند؟ چند درس اهل عرق و دیسکو و . . . می شوند؟ چند درصد بر می­گردند؟ تا به حال چند درصد برگشتند؟ آنهایی در خارج مانده اند چند درصد راضی­اند؟ چند درصد ناراضی اند؟ و قص علی هذا.

این سوالات دسته بندی کلی افراد را مشخص می­کند و سنس­های آماری که می­دهد یک کلیتی از واقعیت را به مستندساز و در نتیجه به مخاطب می­دهد.

بعضی از مواقع حقیقت و واقعیت خیلی گسترده می­شود و نمی­توان همه آن را در یک مستند 70-80 دقیقه­ای آورد. در عالم حرفه­ای، مطلوب آن است که آنچه مخاطب می­داند، دوباره بازگو نشود و به تصویر کشیده نشود چون رشدی در مخاطب ایجاد نمی­کند و غیر از خستگی و احساس پوچی بعد از پایان مستند به مخاطب دست نمی­دهد. هنر اصلی این است که زوایای پنهان موجود از واقعیت به تصویر کشیده شود. الان آنچه در ذهن بدنه عام دانشجویی از دانشجویانی که رفته­اند وجود دارد این است که ایرانی­ها آنجا خوب می­درخشند و به آنها هم خوب می­رسند و همه چیز خوب است که مستند میراث2 هم همین را می­گفت! خب سوال دیگری که مطرح می­شود این است که آیا هدف مستند این بوده است که آنچه دانشجویان می­دانند را به تصویر بکشد و این همه هزینه برای همین بوده است!؟

فرض کنیم براساس تحلیل های صورت گرفته از فضای ایرانی­های مقیم خارج، نصف بچه­های ما که می­روند  اتفاقا به لحاظ اعمال دینی و مذهبی بهتر هم می­شوند، آیا مستند میراث آلبرتا 2 بر این مبنا سکانس­هایی دارد؟ نماینده این قشر کجاست؟ البته دینی­تر شدن و مذهبی شدنی که اینجا مطرح شد صرفا یک گزاره ذهنی نیست. یکی از دوستان که به آمریکا رفته است این مسئله را مطرح می­کرد که آنجا دینداری برایش و دوستان دیگر، گواراتر و راحت­تر بوده است اما متاسفانه بعد از مدتی (­حدود یک سال) از این کشور دیپورت شده است. با توجه به داشتن برخی مشکلات روحی و روانی توسط ایشان و وضعیت نمرات خوب، ایشان دیپورت شده است. آیا غیر از این است به این نتیجه رسیده­اند که برای انجام پروژه­های فنی و علمی آنها شرایط مساعدی ندارد؟! سوال اصلی­تر این است که چرا با توجه به وضعیت مناسب علم پزشکی در آنجا، برای ایشان امکان درمان فراهم نکرده­اند؟ لابد بر خلاف منشور اخلاقی­شان بوده است و نظم حرف اصلی را می­زند و در نظام نظم غربی تعریف نشده است.

نماینده بچه ریشوهایی که رفته­اند و علیه اسلام و انقلاب شده­اند و به هیچ عنوان  بر نمی­گردند در این فیلم کیست؟ بچه­هایی که دچار تضاد هویتی و شخصیتی در غرب شده­اند و به دنبال فرار از  گذشته خودشان هستند کجایند؟

چرا هدف مقدس علم و علم آموزی در حاشیه مطرح شده است. آیا غیر از این بوده است که تعداد قابل توجهی از بچه­ها چنین هدفی را دنبال می­کنند. صرفا بحث­های پول و رفاه مطرح گردیده است. هر چند که کلیت داشتن رفاه بیشتر درست است اما کم هم نیستند کسانی که وضع­شان تعریفی ندارد.

چرا در مستند، در ارتباط با برخوردهای غربی ها با ایرانی ها سخنی رانده نشده است؟ آیا نخبه های ما شهروند درجه یک آنجا هستند؟ قوانینی وجود دارد یا ندارد؟ عادلانه هستند؟ البته بنده اطلاع دقیقی ندارم اما حداقل که می­توانم سوال کنم! در مستند این خوبی­ها مال ما نیست به صورت احساسی بیان شده است اما مستند باید به این سوال نیز پاسخ بدهد که اگر بخواهید که مال شما بشود آیا اصلا می­گذارند مال شما بشود یا نظام استثماری نخبگان جهان سوم برقرار است! البته قبل از آن اتفاق دیپورتی که بالاتر اشاره شد، بنده تصورم این بود که آنها خیلی خوبند و عادلانه برخورد می­کنند، اما حداقل الان به این باورم خدشه وارد شده است. به نظر شما واقعا این حرکت یعنی چی؟



درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم