حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

موارد مظرح شده درباره تغییر تدریجی زمان و مداومت حضور ممکن است این اشتباه را به وجود بیاورد که مدیریت اسلامی نیز چون دیگر مدیریت­ها دچار روزمرگی می­باشد. البته اصطلاح مطرح در آن مدیریت­ها به پایداری رسیدن مدیریت و ثبات در تصمیم­گیری است. اما در دیدگاه اسلام، مدیریت پایدار ملازم با روتین کار کردن و طبق پیش­بینی عمل کردن نیست. در اسلام در عین حال که برنامه به صورت تدریجی تغییر می­کند و حضور مداوم مدیر وجود دارد اقدامات مدیر، انقلابی و بدون کوچک­ترین فوت وقت خواهد بود. این انقلابی بودن هم درمورد زمان صدق می­کند، هم در مورد مکان و هم در مورد شرایط.

مهم آن است که مدیر محاسبات مادی نداشته و مدیریت را بر محاسبات الهی اتکا دهد. وقتی وظیفه انجام یک کار است، نه جمع و تفریق امکانات و نیرو مبنای تصمیم­گیری نهایی هستند و نه تقسیم­بندی زمان محدود در اختیار، عامل تصمیم راجع به فعالیت­هاست. در هر شرایطی اقدام انقلابی با تکیه بر وعده­های الهی، مبنای اصلی کار و فعالیت است.

در حوزه زمان اقدام انقلابی بدین معنی است که کار باید در همان لحظه تصمیم­گیری و در صورت عدم وجود شرایط مساعد در اولین فرصت انجام شود. در مدیریت­های معمول، این مسئله بسیار مغفول است و اقدامات به زمان­های مناسب موکول می­شود؛ زمان­هایی که معلوم نیست کی تشریف می­آورند! نمونه درخشان این مورد، تصمیم به انجام عملیات کربلای 5 در کمتر از یک ماه، بعد از انجام عملیات لورفته کربلای 4 است. در بعد مکان نیز همین­گونه است. کار باید در موقعیت دردسترس انجام شود. اگر هم شرایط تنگنا حکم­فرماست، در نزدیک­ترین مکان ممکن کار را انجام داد. باید توجه نمود که بسیاری از کارها، نیاز به دست و پا کردن جای جدید ندارند و به راحتی می­توانند با امکانات دراختیارِ مدیر انجام شوند. حضرت رسول (ص) و امیرالمونین (ع) در همان مسجد، مدیریت کل جهان اسلام را به عهده داشتند. شرایط هم چنین حالتی دارند. نیروی متخصص موجود و امکانات و ابزار دردسترس باید برای انجام کار مورد استفاده قرار بگیرند. در انتظار امکانات و نیرو نشستن، امکانات و نیرو خلق نخواهد کرد! طرح حاج احمد متوسلیان در عملیات فتح المبین برای از کار انداختن توپخانه دشمن در عمق 24 کیلومتری خاک دشمن در شرایط نبود آتش قوی در ایران، نمونه­ای از این مورد است.

همان­طور که دیده شد مهم­ترین عامل دوری مدیران از اقدامات انقلابی، باور نداشتن به لزوم اقدام انقلابی است. در صورتی که اعتقاد به کمک خدای متعال وجود داشته باشد، کمتر محدودیتی برای یک مدیر وجود خواهد داشت.




طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

پس از شروع تغییر در برنامه زندگی، یکی از عوامل اصلی موفقیت در عرصه مدیریت یک جمع و نیز مدیریت زمان، مداومت حضور است. مداومت حضور چیز پیچیده­ای نیست که نیاز به توضیح داشته باشد، اما بدین دلیل که مورد غفلت اکثر افراد قرار می­گیرد، نیاز مبرم به تذکر و تأکید احساس می­شود. اگر مدیریت عده­ای برای انجام یک کار به­خصوص به شما واگذار شده است، باید این نکته را توجه داشته باشید که با همه فکر کردن­ها و بنامه­ریزی­ها، بدون حضور شما در عرصه فعالیت کار انجام نخواهد شد. و یا حداقل درست انجام نخواهد شد. اعضایی که کار را انجام می­دهند، باید حضور مدیر را حین انجام کار حس کنند. چرا که مدیریت افراد نیز بخشی از کار است. فلذا عدم حضور مدیر به معنی ناقص ماندن بخش مهمی از عوامل ایحاد کار می­باشد. بسیاری از بسیجی­های دوران دفاع مقدس، یکی از عوامل اصلی کسب پیروزی­های آن زمان را حضور فرماندهان گردان­ها و حتی تیپ و لشکرها در شب عملیات، در خط مقدم جنگ می­دانند و در کتب مختلف به ان اشاره کرده­اند.

در مدیریت زمان نیز این مسئله وجود دارد. یعنی فرد باید در زمان حضور داشته باشد و مواظب کارهای روز و نحوه سپری شدن زمان باشد. این که طول روز را با بی­خیالی و بی­تفاوتی بگذرانیم و تنها به محاسبه آخر روز دل خوش داریم، در انجام کامل برنامه زندگی موفق نخواهیم بود. در احادیث معصومین و آیات قرآن نیز بر این نکته تأکید شده است که انسان باید همواره مراقب احولات خویش (و به عبارتی بر برنامه آن روز زندگی خویش) باشد و کمی غفلت هم می­تواند نتایج بسیار خطرناکی به بار آورد.



طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 دی 1389 توسط محمدقائم خانی
خصوصیات عمومی صنعت ایران، (بدون در نظر گرفتن استثناها):
تنها ملاک تصمیمات میزان خلق پول است
در نگاه یک صنعتگر یک انسان، با یک گاو و با یک چرخ هیچ تفاوتی نمی کند
اغلب صنایع ما در پی حل مشکلات کشور نیستند
اغلب صنایع ما تقلیدی و مونتاژی اند
نواسانات شدید در صنایع و بازار آنها زیاد است
صنایع فاقد استراتژی و برنامه ریزی بلندمدت هستند
ادامه دارد...




طبقه بندی: نظام آموزشی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 دی 1389 توسط محمدقائم خانی
 خدانشگاه صنعتی را باید در دو حوزه مورد بررسی قرار داد؛ فضای صنعت کشور و فوق برنامه دانشگاه.
صنایع استراتژیک کشور سه تا هستند:
دفاع
مخابرات
انرژی
اگر کسی کمی جلوتر از نوک بینی را می بیند و قصد خدمت به کشور را دارد، یکی از این سه صنعت را مورد توجه قرار دهد و از پرسه زدن در میان صنایع مختلف بپرهیزد.
در آینده فضای کلی صنعت را تشریح خواهیم کرد.
فضای فوق برنامه هم تقریباً دو دسته می شود:
کارهای مذهبی غیرتشکیلاتی
کارهای مرتبط با جنبش دانشجویی
باز هم در آینده به توضیحی خواهیم پرداخت.
ادامه دارد...



طبقه بندی: نظام آموزشی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 دی 1389 توسط محمدقائم خانی
افسر جنگ نرم، قبل از هر کاری باید در این حوزه مشغول جنگ باشد! و کسی که مشغول جنگیدن است، اول از همه باید دشمن را بشناسد. سلاح­های دشمن را بشناسد. سپس منطقه نبرد را بشناسد. و ... پس «شناسایی» بخشی جدایی ناشدنی از کار هفتگی او را تشکیل می­ دهد. الته نه اینکه همه باید شناختی کامل داشته باشند، ولی رها کردن این عرصه اصلاً به صلاح نیست. هر کدام از بچه­ ها باید اطلاعی نسبی از دشمن (در کلیت آن)، سلاح­های پیشرفته آنان و نیروهای جنگنده آنان داشته باشد. تصوری هرچند اجمالی نیز باید از جغرافیای نبرد در ذهن افسر جنگ نرم نقش بسته باشد. پس از این شناخت نسبی، نوبت به شناخت دقیق و جزئی از منطقه نبرد می ­رسد.

ادامه مطلب
طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 21 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

برای موفقیت در مدیریت، نیاز به برنامه­ریزی وجود دارد. این مسئله مورد اتفاق همه باشد. از طرفی برنامه باید عمل شود، وگرنه نریختن و دور انداختن آن بهتر! این هم مورد اتفاق همه است. اما مسئله اینجاست که اکثر افراد برنامه­ریزی می­کنند، اما موفق به اجرای برنامه خود نمی­شوند. در این مجال امکان بررسی روش­های درست برنامه­ریزی برای افراد و شرایط مختلف وجود ندارد. اما یک نکته هست که رعایت آن می­تواند باعث به ثمر نشستن اکثر برنامه­های ریخته شده توسط افراد معمولی گردد، حتی بدون رجوع به کارشناس آن. «یک گام بردار، اما یک گام بردار.» توضیح آنکه اگر روشی که در ادامه می­آید مورد توجه قرار گیرد، بسیاری از مشکلات در برنامه­ریزی حل می­شود. 1) وضعیت کنونی برنامه زندگی خود را دربیاور. (بهترین راه این است که کارهایی که در یک هفته از صبح تا شب انجام می­گیرد را روی یک برگه کاغذ بنویسیم. ملاحظه خواهید کرد که یک برنامه نامنظم وجود دارد!) 2) یک گام که برای انجام وظایف نیاز است را انتخاب کنید و آن را به صورت یک بخش منظم در برنامه بگنجانید. (مثلا یک ربع قرائت قرآن در هر روز. همین گام کوچک را بگنجانید، اما حتماً به آن پایبند باشید) 3) هر هفته برنامه زندگی خود را بررسی کنید. اگر انجام کار مورد نظر، دیگر برایتان سخت نیست، گام بعدی را بردارید. (اگر چندین هفته گذشته و شما هنوز عادت نکرده­اید، حتماً مشکلی در کار هست. یا آن کار وظیفه شما نیست. یا به آن وظیفه اعتقاد ندارید. یا نیاز به مهارتی دارد که شما ندارید. یا وجود صفت خاصی را می­خواهد که شما در خود ایجاد نکرده­اید. یا... و یا... و یا... ... پیدایش کنید و مشکل را رفع نمایید)

نوسندگان بزرگ، شعرا، دانشمندان، و حتی عارفان بنام، ابتدا گام اول را برداشته­اند و سپس به راه افتاده­اند. به قولی می­توان گفت: «در راه حق، رفتن رسیدن است». راستی، رمضان ماه تغییر برنامه است. از همان ابتدا محکم شروع کنیم!




طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 20 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

 
خمی خواهیم بحثی جالب و فراگیر را پیش بکشیم؛ دانشگاه. شاید به نظرتان تکراری بیاید، اما سعی می کنیم جور دیگری ارائه کنیم. این هم شما و این هم دانشگاه:
دانشگاه های کشور را می توان با خرج کمی اغماض به سه دسته تقسیم کرد:
* صنعتی
* پزشکی
* انسانی
در مورد هرکدام توضیحی خواهیم داد و سپس به سراغ جنبش دانشجویی خواهیم رفت.
ادامه دارد...




طبقه بندی: نظام آموزشی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 19 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

«آه... کلاغ سیاه و سپید! چگونه از یاد برده بودم! «آنجا که کلاغی سیاه و سپید نوک بر زمین می کوبد.» ولی کو آن کلاغ؟ اگر نیاید...؟ لیک مگر ممکن است!؟ مگر ممکن است که رویای چهاربار تکرار شود و...»

یکی از مشکلات جدی ما در جامعه انقلابی مان، ناآشنایی با تاریخ صدر اسلام است. تاریخی که هویت ما را شکل می دهد. تاریخی که پایه های معرفتی ما را در خود دارند. به ویژه جوانان و نوجوانان. به خصوص که با ورود گسترده آثار سمعی و بصری، بهانه خوبی هم برای در رفتن از زیر مطالعه پیدا کرده اند. گاهی اوقات هم می گویند که متون تاریخی کسل کننده اند و خواندنشان کار هر کسی نیست. جدای از اینکه این که این موارد چقدر واقعی هستند، ما آنها را می­پذیریم. برای بخش ابتدایی زندگانی رسول الله (ص) این مشکل حل شده است. رضا رهگذر رمانی با نام «آنک آن یتیم نظرکرده» نوشته است که هم قلم روانی دارد و هم بسیار جزئی به مسائل پرداخته است. فکر کنم حالا اگر کسی واقعا جوینده باشد، مراد خویش یافته است. حتی پیشنهاد می شود که پدر و مادر یک روز در هفته را مشخص کنند و همه را دور هم بنشانند و در مدتی کوتاه (مثلا 30 دقیقه) رمان را جمع خوانی کنند. مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) در دیداری غیر عمومی به انجام چنین کاری تشویق نموده و از چنین کارهایی استقبال نمودند. این کار اگر از باب جلب رضایت ایشان هم این کار انجام شود، رضایت حق تعالی را در پی خواهد داشت.

البته باید بگویم که رمان کمی مشکلات تاریخی هم دارد. مثلا بعضی حوادث مشکوک و سست را کامل مطرح کرده و شرح داده است؛ تقریبا مبتنی بر روایات اهل سنت و روایات غیر قابل اعتماد تشیع. موارد دیگری هم در آن هست، همچون ارائه تصویری از پیامبر (ص) که خیلی منطبق با واقعیت شخصیت ایشان و اعتقادات ما نیست. اما باید گفت که با همه این موارد، باز هم خواندن کتاب توصیه می شود. اگر پدر و مادرهای عزیز واقعا نگران این اثرات هستند، می توانند کتاب «تبار انحراف» نوشته حجت الاسلام تائب را از صفحه 193 تا 221 مطالعه کنند. در این صورت بسیاری از آن نگرانی ها بر طرف خواهد شد.


طبقه بندی: کتابخوانی،  ادبیات داستانی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

معرفی کتاب دفاع مقدس سخت است، حداقل از باب تعداد بسیار زیاد آنها. اما برخی زمان ها  فرصت مناسبی هستند که بخش­های مغفول جنگ بیشتر مورد عنایت همه قرار گیرند. شاید محرم و صفر بهانه خوبی باشند. یکی از آنها خانواده­های شهدا هستند. در این باب حرف کم زده شده است. البته در کتب زیادی از زبان ایشان به معرفی شهدا پرداخته شده ­است، اما این که به خود ایشان پرداخته شود، خب کم بوده است.

یک راه این است که شاهکار انتشارات سوره را در این حوزه معرفی کنیم؛ «دا». اما واقعیت آن است که دیگر کمتر کسی مانده که این کتاب را نخوانده باشد. پس به سراغ دیگری می ­رویم. آن هم یکی از خانواده­های عجیب، همان­ها که فقط نفس قدسی خمینی کبیر (ره) توان پرورش ایشان را داشت...

«نامه­های فهیمه»، نامه ­های دختری است با همین نام به شوهر رزمنده­ اش. که البته به فوز عظیم شهادت نائل می­ شود. نخوانید، از دستتان می­ رود... از ما گفتن بود!


طبقه بندی: کتابخوانی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 18 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

کتاب «جریان­شناسی ضدفرهنگ­ها» نوشته حجۀ الاسلام خسروپناه و در ظاهر، ادامه دهنده کتاب ارزشمند «جریان­شناسی فکری معاصر ایران»، نوشته خود ایشان است. پس از آنکه در آن کتاب، جریان­های فکری معاصر به 8 بخش تقسیم شده و مورد بررسی قرار گرفتند، نویسنده با نگاهی آسیب­شناسانه به سراغ جریان­های منحرف و موثر فرهنگی در جامعه آمده و به شرح مختصر هر کدام پرداخته است. در این کتاب هر کدام از این جریان­ها، با عنوان «ضدفرهنگ» مورد اشاره قرار گرفته­اند. خود این نام­گذاری نشان­دهنده رویکرد آسیب­شناسانه مولف در کتاب حاضر است.

نکته قابل توجه در کتاب، نقش مهم هنر در بازشناخت هر کدام از این ضدفرهنگ­هاست. در بخشی از کتاب، جریان­های هنری خاصی مورد توجه قرار گرفته­اند. سه جریان ادبی، سینمایی و موسیقایی در اثر، به طور مستقیم بررسی شده و تشریح گردیده­اند. در برخی از موارد در خلال مطالعه جریانی خاص، به هنر منتسب به آنها نیز اشاره شده است. شیطان­پرستی، بهائیت و تصوف فرقه­ای از این نوع ضدفرهنگ­ها هستند. در موارد دیگر مستقیما از هنر نام برده نشده است، ولی ضرفرهنگ مورد اشاره بیشترین استفاده را از هنر کرده و مخاطبان خود را از این طریق جذب نموده است. فراماسونری، معنویت­های سکولار، فمینیسم، کثرت­گرایی دینی و ناسیونالیسم چنین ضدفرهنگ­هایی هستند.

این حضور پررنگ هنر، با وجود آنکه هدف چیزی جز آسیب­شناسی فرهنگ در جامعه نبوده است، حداقل دو نکته بسیار مهم را در خود دارد. اول اینکه دشمنان دین حق و مخالفان انسانیت حقیقی، برنامه­ریزی گسترده­ای در مورد هنر کرده­اند و برای استفاده کامل از آن تلاش فراوانی نموده­اند. این درحالی است که موافقان جببه حق کمتر وارد این جرگه شده و به طور گروهی، در بهترین حالت سعی کرده­اند از دور دستی بر آتش داشته باشند. نکته دوم توجه به اثر بی­نظیر هنر است که چنین جایگاهی را به آن بخشیده است. برخلاف فکر بسیاری از مذهبی­ها، هنر در متن خود حامل فساد و شامل انحراف نیست. بلکه این حضور پررنگ، ناشی از شدت اثرگذاری آن بر جامعه است. این توانایی عجیب باعث شده است که دشمنانی که حرف­های باطل و کثیف آنها خریداری در کشور ندارد، بدین سو توجه نموده و بدین وسیله تا حدود زیادی به موفقیت هم برسند. خوب است طرفداران جبهه حق نیز به طور جدی و نه از سر رفع تکلیف اجتماعی، به این سو رو کرده و برنامه­ریزی کامل برای عرصه هنر بنمایند.


طبقه بندی: کتابخوانی،  فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 17 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

اما نکته­ای که باید بعد از تقوا بدان اشاره کرد. سعه صدر که همان هضم مشکلات و ناخوشایندی­ها و واکنش نشان دادن براساس تدبیر و مداراست، یکی از صفات کلیدی برای مدیریت زمان یا یک مجموعه است. اهمیت این موضوع را با توجه به مجموعه خواست­های حضرت موسی (ع) از خدای متعال، بلافاصله پس از دریافت مأموریت دعوت مصریان و فرعون سوی دین حق درمی­یابیم. «رب اشرح لی صدری» اولین خواسته ایشان شرح صدر است. حضرت رسول اعظم (ص) نیز فرموده­اند که هیچ پیامبری چون من اذیت نشده است. اما تاریخ شواهد بسیاری از برخورد کریمانه ایشان سراغ دارد. و شهید مطهری (ره) همین برخوردهای کریمانه پیامبر (ص) را به همراه اعجاز قرآن دلیل اصلی نشر سریع اسلام در جزیرۀالعرب می­داند. نمونه­های بارز زیادی هم از سعه صدر امام (ره) مقام معظم رهبری در مدیریت پس از انقلاب  وجود دارد. ناقص اجرا شدن اکثر دستورهای حضرت امام (ره) توسط بسیاری از نزدیکان ایشان و نیز بی­توجهی بخش عمده­ای از نخبگان دانشگاهی و سیاسی به فرمایشات مقام معظم رهبری، هیچ­گاه آنها را از مسیر عقل و تدبیر و مدارای با مردم و مسئولین خارج نکرد. که اگر این سعه صدرهای عجیب و شگفت­آور نبود، کنون چیزی از انقلاب اسلامی نمی­دیدیم.




طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 16 دی 1389 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

فصل امتحانات

سلام و خداحافظ!

فقط بگم که این چند روزه (تا انتهای هفته بعد) امتحان دارم و رایانه و یارانه! و وبلاگ تعطیله... بین درسها اومدم یه سر بزنم، با خودم گفتم اینو بنویسم که اونایی که درس و مشق ندارند شاکی نشوند که چرا مطلب نمی گذارم.

البته مطالب آقای خانی هم زمان داره؛ ایشون هم مشغول درس و امتحانهاست...

هم اکنون نیازمند دعای سبزتان هستیم (خنده)!!!




طبقه بندی: وبلاگی جات، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

آن سالهای اول که برای خودم «دانش­جو»یی بودم و تصور ذهنی­ام نسبت به دانشجویان خیلی مثبت بود، از این موضوع که استاد یک دانشگاه را وزیر انتخاب کند، ناراحت می­شدم. «مگر اساتید دانشگاه چه کم دارند که کسی از بالا باید برایشان استاد انتخاب کند؟» گذشت و گذشت و من با چندین دانشگاه بزرگ تهران آشنا شدم. اساتید را شناختم و جمعیت­های دانشجویی را شناختم. آدم­ها را دیدم، با همه تفاوتشان در تفکر و گرایش و جهت­گیری­ها. دیدم و دیدم و... دیدم و فکر کردم. به عبارت بهتر فکرم را اصلاح کردم. اوایل مقاومت می­کردم و حمل بر صحت می­کردم. «مگر می­شود که یک دانشجو بدخواه هم­کلاسی خود باشد؟»... «امکان ندارد یک استاد، حرفی را که می­داند اشتباه است در کلاس تبلیغ کند!» و از این دست ابعادها... ولی چه کنم که روزگار معلم صبوری است و به آرامی و در حوادث گونه­گون، چشم انسان را باز می­کند.

نه اینکه از حرف­های سال­های ابتدایی تحصیل برگشته باشم. هنوز هم می­گویم که «مگر اساتید دانشگاه چه کم دارند که کسی از بالا باید برایشان استاد انتخاب کند؟» ولی جواب را هم خودم می­دهم که «بشرطها و شروطها»!! می­بینم، می­فهمم، علنی درک می­کنم، چه کنم؟ باز هم چشم ببندم و فرض کنم که ان­شائ­الله گربه است! «اساتید محترم (!) دانشگاه کسی را انتخاب می­کنند تا با جریان­سازی و دسته­بندی دانشجویان، ایشان را سوی پذیرش ارزش­های دنیای کفر و ظلم سوق بدهد و علناً در برابر حکومت اسلامی بایستد». آخر این حکومت الهی و این سایه حضرت صاحب­الامر (عج)، چه گناهی کرده است که اساتید دانشگاه گروه­گروه و دسته­دسته در پی تضعیف آن هستند؟ این مردم تاوان چه چیزی را پس می­دهند؟ همین که دوست ندارند در راه غرب قدم بگذارند، مستحق هر گونه مجازاتی هستند؟ این چه منطقی است که اساتید با آن حرف می­زنند؟

نمی­توانم واقعیت را بپوشانم. خب وقتی این­گونه هستند، بگویم نیستند؟ اساتید حکم بر مبنای تکبر و غرور می­دهند؛ که «مگر می­شود ما تحصیل­کرده­ها کمتر از مردم عادی کوچه و خیابان بفهمیم؟» و همه گیز همین­جاست. که این برج­عاج­نشینان حاضر نیستند در برابر سخن حق گردن فرود آورند. البته یک سوال به ذهن می­رسد که «مگر خدا انسان را وادار به کاری می­کند که ما حق داشته باشیم با اساتید چنین کنیم؟» پاسخ هم بسیار ساده است: «نه».

نه، ما حق نداریم انسانی را وادار به پذیرش مسئله­ای کنیم. ما حق نداریم و حکومت هم چنین حقی ندارد. اما حکومت حق دارد این اساتید را مورد بازخواست قرار بدهد که «چه عمدی دارید که بدبینی به حکومت الهی ایران را به هر روشی شده، در میان دانشجویان پراکنده کنید؟» اساتید چه حقی دارند که به تبلیغ تفکرات غربی بپردازند؟

من هنوز هم به همان اعتقاد هستم. هنوز هم می­گویم که روسای دانشگاه­ها را «اساتید دانشگاه­ها» انتخاب کنند و وزیر در این باره تصمیم نگیرد. ولی وقتی هنوز آن اندازه بلوغ برای مشارکت در مدیریت وجود ندارد، باید دانشگله­ها را به حال خود رها کرد؟ کدام مدیر دبستانی و کودکستانی است که انتخاب برنامه و مدیریت آموزشگاه خود را در دبستان و کودکستان به رأی بگذارد؟

من دوست دارم که روسای دانشگاه­ها را «اساتید دانشگاه­ها» انتخاب کنند، ولی تا وقتی که دانشگاه­ها همان کودکستان­های بزرگ هستند، عقل اجازه اتخاذ این تصمیم را نمی­دهد. به امید دیدن هرچه سریعتر بلوغ مدیریتی در دانشگاه­ها... آمین!


طبقه بندی: نظام آموزشی، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

بعد از باور این نکته که «حتماً خداوند زمینه­های انجام همه وظایف مرا فراهم خواهد کرد» هیچ مبحثی مهم­تر از مدیریت درون نیست. فردی که می­خواهد انجام چندین کار را با هم مدیریت کند و یا مدیری که می­خواهد افراد دیگر را مدیریت نماید، ابتدا باید مهار قوای درونی را در اختیار بگیرد. باید بتواند امیال را تحت کنترل درآورد و نیروی خشم و شهوت را مهار کند.

امیرالمومنین (ع) در نامه 53 خود به مالک اشتر بعد از برشمردن سرفصل­های وظایف او، در ابتدای نامه «تقوا» را گوشزد می­کند؛ یعنی که یک مدیر ایتدا باید بتواند خود را مدیریت کند. « ...او را به ترس از خدا فرمان می­دهد، و اینکه اطاعت خدا را بر دیگر کارها مقدم دارد...» این مسئله کاملا کاربردی، جلوه تامی در شهید بزرگوار مصطفی چمران دارد. کسی که مدیریت­های بی­نظیر او از دوران دانشجویی تا آمریکا و سپس لبنان و کردستان و دست آخر جبهه جنوب، آن همه کارساز بود، چه ارتباط مستحکمی با خدا داشت. مرور حوادث زندگی او رشد حیرت­انگیز وی را در عرصه مدیریت به نمایش می­گذارد. خواندن کتاب «خدا بود و هیچ کس نبود» نیز، مراحل مختلف حرکت معنوی وی را نیز آشکارا به خواننده نشان می­دهد. به توصیه معصوم (ع) اعتماد کنیم که هر کس رابطه میان خود و خدا را اصلاح کند، خدا نیز رابطه میان او و خلق را اصلاح می­نماید...




طبقه بندی: فرهنگی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 دی 1389 توسط محمدقائم خانی

 

مدیریت زمان 2 - باور

محمد قائم خانی

 

وظیفه را که شناختیم، مهمترین بخش در مدیریت، باور این مطلب می­شود که «اگر من چند وظیفه هم­زمان دارم، حتماً خداوند خود، زمینه­های انجام آنها را فراهم خواهد کرد». اصولاً بحث مدیریت برای افرادی مطرح می­شود که چندین وظیفه با ابعاد مختلف را در طول روز به عهده دارند.

 

یک مسلمان از آن جهت که رشد همه جانبه را در زندگی مدنظر دارد، وظایف گوناگونی را در طول روز بر عهده خویش می­بیند. شاید در نگاه اول انجام این همه وظیفة چند بعدی، ممکن نباشد و خارج از طاقت حس شود. اما اعتماد ما به خدای­متعال این اطمینان را به وجود می­آورد که «حتماً امکان انجام همه این کارها وجود دارد، وگرنه بر عهدة من گذاشته نمی­شد». باور این مطلب که خدای گرداننده آسمان و زمین، حامی و پشتیبان من در انجام وظایف است، بزرگترین سرمایة کاری یک مسلمان به شمار می­رود.

 

این مسئله نه یک ادعای انتزاعی است و نه یک نظریة تجربه نشده. انسان­های زیادی وجود داشته و دارند که این­گونه زندگی کرده­اند. انجام چند کار همزمان را تحقق بخشیده­اند، کارهایی بزرگ و وقت­گیر. به عنوان نمونه تنها یک مورد از زمان معاصر را که اتفاقاً به بحث درس نیز ارتباط دارد، شاهدمثال می­آوریم؛ به نقل از صفحه 361 کتاب «بابانظر»: «...آقای مجید شاملو در رشته پزشکی قبول شده بود. او در بین همة رزمندگان رکورد شکست. چون در تمام دوران قبل از امتحانات در جبهه بود و فرصت درس­خواندن نداشت. حجم کارش خیلی بالا بود اما نفر 34 یا 35 در رشته پزشکی شد...»

 

باور کنیم که می­شود، «خدا با متّقین است»...

 




طبقه بندی: فرهنگی، 
برچسب ها: نقش باور و توکل در مدیریت زمان، تناسب بین وظایف و توانایی ها،
(تعداد کل صفحات:2)      [1]   [2]  

درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic