حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

 

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله...

...

 

... ...

 

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله...

 




طبقه بندی: اعتقادات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 اسفند 1389 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

 

حرکت خمینی را دیدیم، صدایش را هم شنیدیم و بزرگی کارش را بارها تحلیل کردیم ... اما خامنه­ای را که ذوب در خمینی بود هیچ­گاه آنطور که بود ندیده­ایم... !

 

چه می کند این خلف صالح!

در حیرتم از این حرکت عظیم و از این فکر باز و افقهای دوردستی که نشانه رفته است؛ به دنبال ایجاد تمدنی عظیم است که صدای خرد شدن استخوان غرب در برابرش از اکنون قابل شنیدن است... آه که نفهمیدیم!

 

... برای رسیدن به قله­ها باید از گامهای کوچک در دامنه شروع کرد! این همه که به چیزهای ابتدایی و پیش پا افتاده (در نظر من) توصیه می­کند، سرّش همین است؛ باید گام برداشت، باید اولین گامها را برداشت... یعنی که ما هنوز در گامهای اول هستیم...

 

و شگفتا که چه زود ثمر داده این حرکت! چه هنوز بهار نشده، میوه­هایش چیدنی شده! و چه صدایی در جهان به پا کرده... این همان فریاد خمینی است که از گلوی خلف صالحش خامنه­ای جهان را باری دیگر تکان داده و این هر دو ندای یاران مهدی است که... ظهور نزدیک است!




طبقه بندی: حکومت جهانی،  حضرت امام خمینی،  حضرت امام خامنه ای،  دل نوشته ها، 
برچسب ها: این صدای کیست؟!، خامنه ای خمینی دیگر است!، ظهور نزدیک است!،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 29 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

سبوی عرب ها و می خم های ایران

 

 خمینی که رفت، غم رفتنش رمق از تن مردم گرفت. خمینی که رفت، دنیا سیاه شد. خمینی که رفت... مگر توصیف کردنی است غروب خورشید؟ چه شفق خونینی بود 14 خرداد!

خمینی که رفت، دنیاطلبان نیرو گرفتند. مردم انقلابی بودند اما خفاشان در پی خاموش کردن چراغ خانه بودند. خواص کم آوردند و شیطان سپاهش را گسیل داشت. کار تمام بود که...

کار تمام نشد. اصلا کار تمام شدنی نبود. خامنه ای خمینی دیگر بود و مردم همان مردم بودند. و شیطان رخنه ای به صفوف مردم نگشود...

تا اینکه سال 88 رسید. همه تبرها را برداشتند و با همه زور به تنه شجره طیبنه زدند. بزرگترین تبر هم، زهرآگین ترینشان بود. همان که ظاهر الله اکبر داشت و باطن...

آن الله اکبرها دلمان را شکست. زخمی بر دلمان نشست، از همه زخم های سی ساله کهنه تر! رنگ الله اکبر داشت کدر می شد، فروغ الله اکبر نمازهامان هم کم رنگ شده بود. ما ضعیف الایمان بودیم دیگر.

آقا و مردم ایستادگی کردند. ایستادگی کردند و ورق برگشت. ورق برگشت، چه برگشتنی!!!

حالا مصر شلوغ است، لیبی شلوغ است، یمن و بحرین شلوغ اند، اصلا تمام جهان عرب شلوغ است و شعارش هم الله اکبر است.

چه جلایی دارد این الله اکبر؟! چه شیرین است این خروش؟!! بعد فریاد خامنه ای، بعد به پا خواستن جهان اسلام، شیعه و سنی، یعد لبیک برادران عرب ما به هل من ناصر حسین (علیه السلام)، چه عطری دارد

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

چه شوری دارد نام زیبای محمد (صلی الله علیه و آله)؟!!! بعد خمینی و خامنه ای، چه رقصی دارد زبان در کام؟!!؟!

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

به هوش ای مسلمانان، خبری در راه است، صدایی می آید، چه بویی دارد، چه طنینی و چه عطری! به هوش، خمینی که ظهور کرد، خامنه ای که علم را بر دوش گرفت، جهان اسلام که به پا خاست، ظهور نزدیک است، به هوش...

 




طبقه بندی: اعتقادات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 28 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

 

مسئله ولایت عهد امام رضا (علیه السلام)

قبول ولایت­عهدی از طرف امام رضا (علیه السلام) از یک نظر شباهتی با صلح امام حسن (علیه السلام) دارد که همان کنار آمدن با طاغوت زمان است. اینکه این اقدام، ماهیتی سازشی دارد یا نه، به رفتار عباسیان با علویان مرتبط می­شود. پس از تسلط عباسیان، علویان به شدت از طرف ایشان تحت فشار قرار گرفتند و با برخوردهای خشنی مواجه شدند. با این پیشینه، سوال اصلی را باید به نیت مأمون برگرداند.

مأمون عالم­ترین خلفا و شاید سلاطین جهان است. از طرفی ظاهر امر نشان می­دهد که شیعه بوده است. با این شرایط چند نظریه در باب پیشنهاد ولایت­عهدی مأمون ارائه شده است. یکی اینکه مأمون در ابتدا حسن نیت داشته، اما بعدا پشیمان شده است. ماجرای نذر وی را حین درگیری­اش با امین، شاهدمثال می­آورند. احتمال دیگر آن است که مأمون بی­تأثیر بوده و وزیر او، فضل بن سهل مبتکر پیشنهاد بوده است. حال آیا فضل، در انتهای عمر مسلمان و شیعی شده یا هنوز بر عقاید مجوسی خود باقی بوده، سوالی دیگر است. نظر دیگر آن است که هم ابتکار از مأمون بوده و هم انگیزه، سیاسی و در جهت حفظ ملکش بوده است. جلب رضایت ایرانیان، فرونشاندن قیام­های علویون و خلع سلاح کردن امام رضا (علیه السلام) از اهداف این کار سیاسی بود.

مسلم است که امام رضا (علیه السلام) بدون مشورت و به اجبار، توسط عیسی جلودی به مرو برده شده است. در مرو هم که موضوع خلافت به حضرت پیشنهاد شد، امام (علیه السلام) به شدت امتناع کرد. نوبت به ولایت­عهدی هم که رسید، باز حضرت کوتاه نیامد. تا آنجا که ایشان را تهدید به قتل کردند. اینجا امام (علیه السلام) با شروطی پذیرفتند. اینکه در هیچ کاری دخالت نکنند، عزل و نصب ننمایند، دخالتی در کار قضاوت نکنند و مسئولیتی نپذیرند. رفتار حضرت پس از قبول هم، نشان دهنده ثابت ماندن بر چنین تصمیمی تا پایان حضورشان در مرو است.

در مورد فضل بن سهل، احتمال قوی این است که او قصد داشته ایران را به دوران قبل از اسلام برگرداند، اما اقتضای فضا این بوده که فعلاً از امام رضا (علیه السلام) حمایت کند تا بعدا به اهداف خودش برسد. در مورد مأمون هم محتمل است که از اول نیت سیاسی داشته و به فکر امام رضا (علیه السلام) نبوده است. امام (علیه السلام) در جواب محبینی که به تصمیم ایشان اشکال داشتند، خود را با یوسف (علیه السلام) مقایسه کردند که او مشتاق­تر بود به همکاری با یک کافر و من مجبور شدم با طاغوتی مسلمان همکاری کنم. حضرت با این تصمیم و در همین مدت کوتاه، دستاوردهای زیادی به دست آوردند. در همین زمان صفوف مشخص­تر شد و شخصیت علمی حضرت عیان گردید. در نهایت هم مأمون که نگران بغداد بود، ابتدا فضل بن سهل را از سر راه برداشت، سپس امام (علیه السلام) را شهید کرد و راهی بغداد شد.


برگرفته از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)




طبقه بندی: استاد مطهری،  اعتقادات اسلامی، 
برچسب ها: امام رضا (ع)،
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1389 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

تازه رسیده­ام خانه... از جایی می­آیم که گمان نمی­بردم راهم دهند؛ راستی که چه کریمانه در خانه گشوده­اند و هر بی سر و پایی را هم راه می­دهند، من که اگر بودم به هیچ وجه چنین نمی­کردم... که چه؟ که هر بار بروم و بگویم که غلط کرده­ام و بار آخر است و باز ...

اصلاً نمی­دانم که چه­م شده؟ بغض کرده­ام و حیف که وقت نبود که در حرمشان بار عقده از گلو و اشک از چشمان بردارم؛ سینه­ام سنگین است، دارم آتش می­گیرم، در دل فقط آه دارم... از تمام سالهایی که به بطالت گذشت و دل پاکی که رفت و هیچ نماند که لااقل دل را خوش کند... من جز محبت کسانی که هیچ برایشان نکرده­ام و بل که همواره مایه ننگشان بوده­ام، چه دارم؟

و البته اکنون هیچ ندارم جز آه و دردی که سینه را آزار می­دهد و بغضی که دنبال راهی می­گردد که گونه­ها را خیس کند و جاری شود و بشوید آنچه که باید! این چشمها را دیگر اشک هم نمی­تواند که بشوید... اگر فردا آمدی و زنده بودم، با چه رویی نگاهت کنم؟ چشم آلوده مگر توان دیدن شما را دارد؟

آه ... که چه حال عجیبی است شوق وصال و شرم دیدار!




طبقه بندی: دل نوشته ها، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 27 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

چه طنینی داشت صدایش

 

قرن حاضر، قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین است.

چقدر این نوای دلنشین به گوش دلم آشناست. چه کسی گفته؟ کی گفته؟

آن همه انسان گفته بودند

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

ولی اتفاقی نیفتاده بود. هنوز تا آمدن یار راه پر سنگلاخی مانده بود. هنوز... هنوز شیعه آمدن امامش را باور نداشت، از ته دل!

اما او که آمد، او که برخاست، او که فریاد کرد، او که وااسلاما گفت، یخ قلب ها آب شد. کم کمک مردم باور کردند که خبری در راه است. همو هم در ابتدای قرن پانزده هجری گفت که

قرن حاضر، قرن غلبه مستضعفین بر مستکبرین است.

آری، بعد خمینی (ره) شهادتین بوی دیگری دارد، رنگ دیگری دارد، حال دیگری دارد، عمق دیگری دارد.

بوی یار می دهد، رنگ قیام دارد، حال انتظار دارد، عمق نگاه بارانی عاشقان را به همراه دارد. بعد خمینی چقدر شیرین است گفتن

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

به هوش ای مسلمانان، خبری در راه است، صدایی می آید، چه بویی دارد، چه طنینی و چه عطری! به هوش، خمینی که ظهور کرد، چند قدم تا ظهور منجی بیشتر نمانده، به هوش...

 




طبقه بندی: اعتقادات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 26 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

 

موجبات شهادت امام موسی کاظم (علیه السلام)

همه ائمه (علیهم السلام) شهید شده­اند و با مرگ طبیعی از دنیا نرفته­اند. دلیل آن هم مبارزه دائمی همه حضرات معصومین (علیهم السلام) با طاغوت و حکام جور زمان خویش بوده است، البته با روش­هایی متفاوت. تقیه نیز به معنی ترک مبارزه نیست، به معنی مبارزه مخفیانه و مستتر کردن آن است. دو سنت همیشه در میان ائمه (علیهم السلام) رواج داشت؛ یکی عبادت و خوف از خدا و دیگری رسیدگی به محرومین.

امام موسی بن جعفر (علیهما السلام) چهار سال آخر عمر را در چندین زندان متعدد به سر بردند اما حاضر به سازش نشدند. دلیل جابه­جایی­ها در زندان­ها هم تغییر و تحولی بود که به خاطر هم­نشینی با امام (علیه السلام) در افراد مختلف ایجاد می­شد. حتی نوه منصور دوانیقی که والی بصره بود نیز تحت تأثیر قرار گرفت و درخواست کرد تا ایشان را از آنجا ببرند. این مسئله برای چند نفر دیگر هم اتفاق افتاد. حتی فرستادن آن کنیزک زیباروی عشوه­گر هم کارگر نیفتاد و او نیز مجذوب حضرت گردید. تا اینکه یحیی برمکی امام را از هارون تحویل گرفت و به سندی بن شاهک غیرمسلمان سپرد.

علت دستگیری امام (علیه السلام) هم مشکوک بودن هارون به ایشان بود. هارون می­خواست برای سه پسرش بیعت بگیرد ولی مانع اصلی وجود امام کاظم (علیه السلام) بود. البته خود هارون هم به صلاحیت امام (علیه السلام) برای احراز خلافت اعتقاد داشت. شقی بودن او هم از همین جا نمایان می­شود که بر خلاف عقیده­اش، امام (علیه السلام) را به شهادت رساند. عقیده او، از ماجرای تکریم امام هفتم (علیه السلام) که توسط مأمون نقل شده است، معلوم می­گردد. با این همه، امام (علیه السلام) نفوذ زیادی در جامعه داشت. حتی علی بن یقطین، وزیر هارون، از شیعیان حضرت بود و نیروی ایشان در دربار هارون محسوب می­گردید.

با آنکه شهید کردن ائمه (علیهم السلام) هزینه زیادی برای حکام جور داشت، ولی کار به جایی می­رسید که حس می­کردند به هیچ روشی نمی­توانند جلوی حضرات را بگیرند، از این رو به فکر چاره نهایی می­افتادند. خرمایی را زهرآگین کردند و به امام (علیه السلام) دادندو سپس همه بزرگان را جمع کردند تا از آنها برای سلامتی امام (علیه السلام) شهادت بگیرند. اما حضرت در همان­جا دروغ اینها را برملا کردند. پس از شهادت هم، بدن امام (علیه السلام) را سه روز کنار جسر بغداد گذاشتند تا مردم شاهد مرگ طبیعی حضرت باشند. اتفاقا در همان ایام، عده­ای از شیعیان، از ایران برای دیدن امامشان آمده بودند. منتهی وقتی رسیدند که موسی بن جعفر (علیهما السلام) شهید شده بود.


برگرفته از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)

 




طبقه بندی: استاد مطهری،  اعتقادات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 25 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

 

و کسی گفت سحر نزدیک است

 

دو بار گفتم اما نشد، چرا؟ اگر من مسلمانم، این چه جور زندگی کردن است؟ نگاهی که به دهه هشتاد می کنم، توان سربلند کردن ندارم. اگر پسر امام عسکری (علیه السلام) هم امام بر حق است و شهادت به امامتش، در ادامه شهادت به رسالت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) است، پس این چه جور زندگی کردن است؟ دهه هشتاد هم رو به پایان است و سیاهه زندگی من، سیاه تر از پرده شب های انتظار...

تا دیر نشده، تا دهه بعد شروع نشده، بار را محکم ببندم و بَوّاب دل بشوم که

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

به هوش ای مسلمانان، خبری در راه است، صدای پای موعود انبیاء می آید، به هوش...

 




طبقه بندی: اعتقادات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

 

امام صادق (علیه السلام)

مسئله خلافت در مورد چهار امام مطرح می­شود: امیرالمومنین، امام مجتبی، امام صداق و امام رضا (علیهم السلام). زمان حضرت جعفر بن محمد (علیهما السلام)، وقت سقوط بنی امیه بود و امکان همکاری امام (علیه السلام) با بنی عباس برای رسیدن به خلافت وجود داشت. در آن هنگام مردم تنفر شدیدی از بنی امیه داشتند، به ویژه ایرانی­ها و در میان آنها، خراسانی­ها. به خصوص بعد از قیام­های امام حسین (علیه السلام)، زید بن علی (علیه السلام) و یحیی بن زید بن علی (علیه السلام) روشن­گری­های زیادی انجام شد.

سه برادر به نام­های ابراهیم امام، ابوالعباس سفاح و ابوجعفر منصور از این جریان استفاده کردند و با شعار «الرضی من آل محمد» (صلی الله علیه و آله و سلم) یا «الرضا من آل محمد» (صلی الله علیه و آله و سلم)، از طریق دعاۀ و مبلغین مردم را به سوی خود جلب کردند. مردم خراسان نیز با زمینه گرایش به اهل بیت (علیهم السلام) به یکی از آنان (ابومسلم) پاسخ مثبت دادند. بنی عباس با تشکیلاتی محرمانه و خیلی دقیق نهضت­ها را اداره می­کردند. ابومسلم در ایران رهبر نهضت شد. دلیل آن هم لیاقت سیاسی اوست و نه چیز دیگر. او چون حجاج بن یوسف بود و به درد بنی العباس خورد. البته آنها یک فرد دیگر را هم در بغداد داشتند که ابوسلمه خلال بود.

ابراهیم امام در شام فعالیت می­کرد. وقتی احساس کرد که مروان بن محمد از مخفیگاه او اطلاع پیدا کرده است وصیتنامه­ای نوشت و به کوفه فرستاد. گفت که سفاح جانشین اوست و آنها باید از حمیمه (نزدیکی کوفه) خارج شوند و به کوفه بروند. ابوسلمه پشیمان شد و تصمیم گرفت خلافت را به آل ابی­طالب بازگرداند. نامه­ای به امام صادق (علیه السلام) نوشت و نامه­ای هم به عبدالله بن حسن بن حسن (علیه السلام) و در هر کدام پیشنهاد کرد که اگر بپذیرید، خلافت را به شما بدهم. امام صادق (علیه السلام) بی آنکه نامه را بخواند سوزاند. عبدالله محض پذیرفت و جواب داد. همزمان، از طرفی بنی عباس در عراق فعالیت می­کردند. ابومسلم هم با عموهای خلیفه جمع شد و ابوسلمه را پیش از رسیدن جواب نامه عبدالله محض کشت. بعد هم که بنی عباس پیروز شدند و به خلافت رسیدند. سال­ها قبل هم که محمد بن عبدالله محض با پرچم مهدویت قیام کرد، امام صادق (علیه السلام) با او بیعت نکرد، در حالی که ابوالعباس سفاح و منصور با او بیعت کردند!

از طرفی زمان امام (علیه السلام)، بیش از آنکه انقلاب­های سیاسی در جریان باشد، انقلاب­های فکری رو آمده بود. نهضت ترجمه افکار فرهنگ­های مختلف از زمان بنی امیه شروع شده بود و نهضت­های فکری زیادی را به راه انداخته بود که اسلام را تهدید می­کردند. یک عده حلقه­های یادگیری قرائت قرآن تشکیل می­دادند. عده­ای دیگر معانی و تفسیر قرآن را می­گفتند. برخی به حدیث­خوانی مشغول بودند. یک بازار داغ دیگر فقه بود. از همه این مباحث داغتر هم، کلام بود. خطرناک­ترین گروه هم «زنادقه» بودند. متصوفه نیز در همین زمان طلوع کردند. امام صادق (علیه السلام) هم با همه­ی این نحله­ها درگیر بودند و برای همه­ی حوزه­ها، شاگرد تربیت می­کردند. هم اوضاع به گونه­ای بود که امکان فعالیت فکری گسترده و عمیق فراهم بود و هم طول عمر بالای متوسط حضرت، این امکان را به ایشان داد تا همه­چیز را بیان کند و تعلیم دهد. در حالی که یا این شرایط برای ائمه دیگر (علیهم السلام) فراهم نبود (مانند امام حسین (علیه السلام)) و یا عمر آن امام (علیه السلام) به قدری نبود تا فرصت کافی برای نشر حقایق وجود داشته باشد (مانند امام جواد (علیه السلام)).

عوامل اصلی این نشاط علمی سه تا بود: محیط مذهبی بود و مردم انگیزه­های مذهبی  داشتند. عامل دوم ورود نژادهای مختلف، با پیشیمه علمی قوی به عالم اسلام بود. عامل سوم جهان­وطنی اسلامی بود که مرزها را برداشته و همه مسلمانان را عضو یک جامعه کرده بود.


برگرفته از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)

 




طبقه بندی: استاد مطهری،  اعتقادات اسلامی، 
برچسب ها: امام صادق (ع)،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

و کسی چیزی گفت  

بسم الله الرحمن الرحیم

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

گفتم تا یادم نرود که مسلمانم.

آری، این همان سخن دو روز پیش است. اما چه کنم؟ من خیلی زود فراموشم می شود که مسلمانم!!  باز هم که به خودم و افعال و افکار خودم نگاه می­ کنم، رنگ و بویی از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) را در آن نمی بینم! یادم رفته که مسلمانم

باز هم گفتم تا یادم نرود که مسلمانم.

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

به هوش ای مسلمانان، خبری در راه است، ولی ظاهرا ما باور نداریم...

 

 




طبقه بندی: اعتقادات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 22 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

 

سخنی پیرامون اما زین العابدین (علیه السلام)

دعا و نیایش امام زین العابدین (علیه السلام) آینه نیایش و عبادت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بود. حالت حضرت در هنگام نماز چنان بود که از خود بی­خود می­شد و چیزی از حوادث پیرامون نمی­فهمید. علاوه بر این، ویژگی­های دیگری نیز در رفتار امام سجاد (علیه السلام) دیده می­شد. حضرت، محبت عجیبی نسبت به ضعفا و محرومین داشتند. علاقه به خدمت نیز در ایشان زیاد بود تا جایی که داستان خدمتگزاری حضرت به مسافران حج معروف است. یکی دیگر از کارهای ایشان، گریه بر شهدای حادثه کربلا و زنده نگه داشتن آن حادثه بود. حضرت توجه افراد را بدین وسیله به حرکت پدر بزرگوارشان جلب می­کردند تا پیام­های عاشورا زنده بماند و به افراد گوناگون منتقل شود.


برگرفته از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)

 




طبقه بندی: استاد مطهری،  اعتقادات اسلامی، 
برچسب ها: امام سجاد (ع)،
نوشته شده در تاریخ شنبه 21 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

یادآوری

 

بسم الله الرحمن الرحیم

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

گفتم تا یادم نرود که مسلمانم.

این روزها که به خودم و افعال و افکار خودم نگاه می­ کنم، رنگ و بویی از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله) را در آن نمی بینم! گفتم نکند که یادم رفته که مسلمانم!!!!

گفتم تا یادم نرود که مسلمانم.

اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

به هوش ای مسلمانان، خبری در راه است...

 

 




طبقه بندی: اعتقادات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

 

صلح امام حسن (علیه السلام)

هم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صلح و جنگ داشته است و هم امیر مومنین (علیه السلام). امام حسن (علیه السلام) متارکه جنگ نموده و امام حسین (علیه السلام) جنگیده است. علی (علیه السلام) در ماجرای پس از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در ماجرای شورا و قتل عثمان و نبرد صفین نجنگید و کوتاه آمد.

یک جهاد، جهاد ابتدایی است که اسلام اجازه می­دهد تا مسلمین برای از بین بردن شرک در منطقه­ای به آنجا حمله کنند. افراد مجاهد آن باید بالغ و عاقل و آزاد باشند که تنها به اذن معصوم (علیه السلام) یا شخصی منصوب امام (علیه السلام) انجام می­شود. دفاع از حوزه اسلام در برابر حمله دشمن، نوع دوم است. بر هر مرد و زنی واجب است و نیازی به اجازه امام (علیه السلام) نیست. نوع سوم جهاد خصوصی است که با بقیه فرق می­کند. هرگاه در میان مسلمین نزاعی در بگیرد، وظیفه سایر مسلمین برقراری صلح است و در صورت ظلم یک طرف، جنگ علیه اوست که قتال اهل بغی خوانده می­شود. مداهنه یا مصالحه هم قرارداد ترک مخاصمه است که باید قراردادی داری مدت معین باشد. صلح حدیبیه یک قرارداد صلح ده­ساله بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با مشرکین قریش امضا کردند در حالی که پذیرش آن، برای اکثر صحابیشان بسیار گران بود.

شرایط امام حسن (علیه السلام) با شرایط امام حسین (علیه السلام) تفاوت­هایی داشت. اول آنکه امام مجتبی (علیه السلام) خود در مسند خلافت بود، اما اباعبدالله (علیه السلام) در موضع اعتراض و قیام علیه حکومت. دیگری برابری تقریبی نیروی امام حسن (علیه السلام) با سپاه معاویه بود که باعث طولانی شدن جنگ و کشته شدن مسلمانان، بدون رسیدن به نتیجه خاصی می­شد. در حالی که امام حسین (علیه السلام) یک جمع محدودی داشت و کشته شدنش اثربخش بود. قیام اباعبدالله (علیه السلام) سه عامل اساسی داشت که در مورد امام مجتبی (علیه السلام) اوضاع فرق می­کرد. یکی دستور بیعتی بود که از طرف یزید داده شده بود. اما در ماجرای صلح امام حسن (علیه السلام)، معاویه تقاضای بیعت نداشت. کوفه در زمان امام حسین (علیه السلام)، به­ظاهر آماده قیام بود، اما در زمان امام حسن (علیه السلام) متشتت و متفرق بود. مسئله سوم قیام ابی عبدالله (علیه السلام)، امر به معروف و نهی از منکر بود. چهره بنی امیه در بیست سال حکومت معاویه روشن شده بود. اما در زمان امام حسن (علیه السلام) معاویه چهره بسیار خوبی داشت و کسی از عمق فاجعه با خبر نبود.

مواد قرارداد: 1) حکومت به معاویه واگذار می­شود، به شرطی که به کتاب خدا و سنت پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و سیره خلفای شایسته عمل کند. 2) پس از معاویه حکومت متعلق به حسن (علیه السلام) است و اگر برای او حادثه­ای پیش آمد، برای حسین (علیه السلام) و معاویه حق ندارد کسی را به جانشینی خود انتخاب کند. 3) معاویه باید ناسزا به امیرالمومنین (علیه السلام) و لعنت بر او را در نمازها ترک کند و علی را جز به نیکی یاد ننماید. 4) بیت المال کوفه که موجودی آن پنج میلیون درهم است مستثنی است و «تسلیم حکومت» شامل آن نمی­شود و معاویه باید هر سالی دو میلیون درهم برای حسن (علیه السلام) بفرستند و بنی­هاشم را از بخشش­ها و هدیه­ها بر بنی­امیه امتیاز دهد و یک میلیون درهم میان بازماندگان شهدایی که در کنار امیرالمومنین (علیه السلام) در جنگ­های جمل و صفین کشته شده­اند تقسیم کند و اینها همه باید از محل خراج «دارابجرد» تأمین شود. 5) مردم در هر گوشه از زمین­های خدا، شام یا عراق یا یمن و یا حجاز، باید در امن و امان باشند و سیاه­پوست و سرخ­پوست از امنیت برخوردار باشند و معاویه باید لغزش­های آنان را نادیده بگیرد و هیچ­کس را بر خطاهای گذشته­اش مواخذه نکند و مردم عراق را به کینه­های گذشته نگیرد. اصحاب علی (علیه السلام) در هر نقطه­ای که هستند در امن و امان باشند و کسی از شیعیان علی مورد آزار واقع نشود و یاران علی بر جان و مال و ناموس و فرزندانشان بیمناک نباشند و کسی ایشان را تعقیب نکند و صدمه­ای بر آنان وارد نسازد، و حق هر حق­داری به او برسد و هرآنچه در دست اصحاب علی (علیه السلام) است از آنان باز گرفته نشود. به قصد جان حسن بن علی و برادرش حسین (علیهم السلام) و هیچ یک از اهل بیت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) توطئه­ای در نهان و آشکار چیده نشود و در هیچ یک از آفاق عالم اسلام ارعاب و تهدیدی نسبت به آنان انجام نگیرد.


برگرفته از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)

 




طبقه بندی: استاد مطهری،  اعتقادات اسلامی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

 

مشکلات علی (علیه السلام)

علی (علیه السلام) قبل از پذیرفتن خلافت به مشکلات زیاد پیش روی این راه اشاره کردند و مردم را به انتخابی دیگر تشویق نمودند. مشکل اول، کشته شدن عثمان بود که فتنه بر پا می­کرد. برخی از طرفداران عثمان، به­ویژه معاویه علاقه­مند به کشته شدن او بودند تا بتوانند از آبی که گل­آلود می­شود، ماهی بگیرند. جاسوسان او، طبق مأموریت قبلی، پیراهن خونین عثمان و انگشتان بریده زن او را به سرعت برای معاویه فرستادند. او هم با همین­ها جنگ با علی (علیه السلام) را آغاز کرد. از این رو جنگ در رکاب امیرالمومنین (علیه السلام) سخت بود، زیرا در لشکرهای مقابل هم مسلمانان حضور داشتند. اما جنگ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) با کفار بود و چنین سختی­هایی نداشت.

مشکل دیگر عادت کردن مردم به روش­های غیر اسلامی بود که در در این میان، عدالت علی (علیه السلام) بیش از همه مخالف ایجاد می­کرد. صداقت و صراحت او نیز مشکل ایجاد کرده بود. حتی برخی دوستان توصیه به سیاست­مداری و کمی دغل­بازی می­کردند، اما ایشان توجهی نمی­نمود و بر راه خود می­رفت.

اما مشکل اصلی امیرالمومنین (علیه السلام)، وجود طبقه­ای علاقه­مند به اسلام ولی ناآشنا به روح دین بود که در نهایت منجر به پیدایش خوارج شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) قبل از تشکیل حکومت افراد بسیاری را تربیت کردند. اما در دوره خلفا با وجود اضافه شدن بر جمعیت مسلمانان (در اثر فتوحات زیاد)، تربیت و تعلیم مورد توجه قرار نگرفت و طبقه­ای چسبیده به ظاهر اما دور از روح دین، پرورش پیدا کردند. همین­ها بعد از به نیزه شدنِ قرآن در صفین، دست از جنگ کشیدند و علی (علیه السلام) را تهدید به مرگ مردند و مالک را برگرداندند. در ماجرای حکمیت، ابوموسی را بر امیرالمومنین (علیه السلام) تحمیل کردند. در نهایت، هم خود و هم علی (علیه السلام) را به خاطر پذیرش حکمیت کافر خواندند و درخواست توبه حضرت را کردند، همچون خود! در عوض علی (علیه السلام) تا وقتی که اقدام مسلحانه نکردند، جلوی کار آنها را نگرفت. مدارا صورت می­گرفت تا اینکه آنها تبدیل به فرقه­ای شدند و اصول و فروعی تشکیل دادند. کار به جنگ کشید. علی (علیه السلام) ابن عباس را فرستاد تا برای ایشان صحبت کند. اما او کاری از پیش نبرد. سپس خود حضرت آمدند و صحبت کردند. با این صحبت، هشت هزار نفر از سپاه جدا شدند و کناره گرفتند، ولی چهار هزار نفر باقی ماندند.

خوارج صفاتی داشتند چون فداکاری، تنسک، جهالت و نادانی زیاد. شیاطین و جماعت منافق همواره از این طبقه برای ضربه زدن به اسلام استفاده می­کردند. در نهایت هم جمع سه نفره­ای از نه نفر باقی­مانده نهروان، در شب قدر به سراغ معاویه و عمروعاص و علی (علیه السلام) رفتند تا هرسه را بکشند، اما تنها ابن ملجم موفق شد کار خود را به انجام برساند. در نهایت هم بدن مطهر امیر مومنان علی (علیه السلام) از ترس همین­ها، شبانه تشییع و دفن شد.


برگرفته از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)

 




طبقه بندی: استاد مطهری،  اعتقادات اسلامی، 
برچسب ها: امام علی (ع)،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1389 توسط محمدقائم خانی

 


مقایسه روش امام حسین (علیه السلام) با سایر ائمه (علیهم السلام)

همواره در میان رفتارهای گوناگون ائمه (علیهم السلام)، به مواردی بر می­خوریم که در نگاه اول و به ظاهر، تناقض دارند. مثلاً موضوع تقیه، که آیا واقعاً این طور است که همه ائمه (علیهم السلام) تقیه می­کرده­اند و تنها امام حسین (علیه السلام) تقیه نکرده است؟ (ظاهرا تقیه از مختصات شیعه نیست و بقیه هم قائل به آن شده­اند.) در اینجا ممکن است عده­ای سوءاستفاده هم بکنند و هرجا که نیاز داشتند، از سیره یک امام خاص پیروی نمایند تا مشکلشان حل شود. در این صورت دیگر هیچ اصل ثابت اخلاقی نمی­ماند.

پاسخ این است که اتفاقاً این امر، نقطه قوت شیعه است که تاریخ 250 ساله عصمت را دارد، که می­تواند با وجود واکنش­های معصومین (علیهم السلام) در برابر اتفاقات گوناگون، روح کلی حاکم بر دین را استخراج کند. یک عده مسائل هست که روح تعلیمات دین است و ناشی از مصالح کلی و عالی بشریت می­باشد. پس تا بشر هست باید این دستورات را به کار بندد.


برگرفته از کتاب سیری در سیره ائمه اطهار (علیهم السلام)

 




طبقه بندی: استاد مطهری،  اعتقادات اسلامی، 
برچسب ها: امام حسین (ع)،
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات