حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

مشکل اساسی در سازمان روحانیت (3)


آفتی كه جامعه روحانیت ما را فلج‏ كرده و از پا درآورده است «عوام زدگی» است. حكومت عوام، منشأ رواج فراوان ریا، مجامله، تظاهر، كتمان حقایق، آرایش قیافه، پرداختن به هیكل و شیوع عناوین و القاب بالا بلند در جامعه روحانیت ما شده كه در دنیا بی‏نظیر است. حكومت عوام است كه‏ آزاد مردان و اصلاح طلبان روحانیت ما را دلخون كرده و می‏كند. راه اصلاح یك چیز است: سازمان دادن به بودجه فعلی روحانیت. راه اصلاحش منحصرا سازمان‏ دادن به این بودجه است از راه ایجاد صندوق مشترك و دفتر و حساب و بیلان‏ در مراكز روحانیت به طوری كه احدی از روحانیین مستقیما از دست مردم‏ ارتزاق نكند. هر كس به تناسب خدمتی كه انجام می‏دهد از آن صندوق كه در اختیار مراجع و روحانیین طراز اول حوزه‏های علمیه خواهد بود معاش خود را دریافت كند. بستگی معیشت یک روحانی به مردم، احساس و اندیشه تكلیف شرعی او را هم‏ عوض می‏كند. من اعتراف دارم كه افراد استثنائی همواره بوده و هستند كه علی‏رغم‏ شرائط سخت اقتصادی به وظائف خود عمل كرده و می‏كنند و از رقابت و مریدداری منزهند. ولی سخن در وضع افراد عادی و معمولی است. ضرورتی‏ ندارد كه ما وضعی به وجود آوریم كه فقط «نخبه»ها قادر بر حسن انجام وظیفه باشند. البته ایمان و تقوا بسیاری از مشكلات را حل می‏كند و جای بسیاری از محكم‏كاریها را می‏گیرد. قدرت دین و معنویت است كه با این همه بی‏نظمی و بی‏حسابی، روحانیت ما را نگهداری كرده و مانع متلاشی شدنش شده است. منتها اگر می‏بینیم كه معنویت و ایمان، بعضی از مفاسد بی‏نظمی و بی‏انضباطی را از بین برده است، باید توجه داشته باشیم كه بی‏نظمی و بی‏تشكیلاتی معیشت روحانیین به مقیاس بیشتری، اركان ایمان و معنویت را متزلزل كرده و محیط فاسد به‏ وجود آورده است. مادامی هم كه اصلاح اساسی صورت نگرفته وظیفه افراد اصلاح‏­طلب اینست كه زندگی خود را از طریق یك شغل و حرفه كه ضمنا كمتر وقت‏ آنها را بگیرد تأمین و از دسترنج خود زندگی كنند تا بتوانند آزاد فكر كنند، آزاد بگویند، در یك سنگر آزاد از اسلام حمایت كنند و مقدمات‏ یك اصلاح اساسی را فراهم نمایند .

دستگاه وعظ و تبلیغ ما به نوعی دیگر گرفتار عوام‏زدگی است. البته این دیگر به‏ وجوهات و سهم امام مربوط نیست، مربوط به اینست كه این كار رسما به صورت یك شغل و كار و كسب درآمده و عنوان اجرت و مزد پیدا كرده است. برای اصلاح، خود سازمان روحانیت گروهی خطیب و واعظ با برنامه صحیح تربیت كند و زندگی‏ آنها را اداره كند تا آنها مزد و اجری در برابر کار خود نخواهند. این عده‏ خواهند توانست آزاد بیندیشند و وابستگی نداشته باشند.

امروز این ملت تشنه اصلاحات نابسامانیها است و فردا تشنه‏تر خواهد شد.  از طرفی مدعیان اصلاح‏طلبی كه بسیاری از آنها علاقه‏ای به‏ دیانت ندارند زیادند و در كمین احساسات نو و بلند نسل امروزند. اگر اسلام و روحانیت به حاجتها و خواسته‏ها و احساسات بلند این ملت پاسخ‏ مثبت ندهند، ملت به سوی آن قبله‏های نوظهور متوجه خواهد شد . اگر سنگر اصلاحات را این افراد اشغال كنند، موجودیت اسلام و روحانیت به‏ خطر نخواهد افتاد؟

روحانیت را از لحاظ هسته اصلی‏ زنده‏ترین دستگاههاست، فقط غل و زنجیرهائی به دست و پای این موجود زنده و فعال بسته شده است روحانیت ما درخت اصیل و با ارزش و زنده اما آفت زده­ای است كه باید آن را حفظ كرد و با آفاتش مبارزه نمود. حاملان فرهنگ اصیل و عمیق و ذی قیمت اسلامی‏ تنها در میان این گروه یافت می‏شوند. آن تقواها، ایمانها، معنویتها و اخلاصها، آن جوششها و جنبشها و فداكاریهایی كه رمز اصلی بقاء ملت ماست تنها در این سرزمین مقدس سر می‏زند.


برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری





طبقه بندی: استاد مطهری،  حوزوی،  فرهنگی، 
برچسب ها: سازمان روحانیت،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

هنر و ضدفرهنگ­ها

 

کتاب «جریان­شناسی ضدفرهنگ­ها» نوشته حجۀ الاسلام خسروپناه و در ظاهر، ادامه دهنده کتاب ارزشمند «جریان­شناسی فکری معاصر ایران»، نوشته خود ایشان است. پس از آنکه در آن کتاب، جریان­های فکری معاصر به 8 بخش تقسیم شده و مورد بررسی قرار گرفتند، نویسنده با نگاهی آسیب­شناسانه به سراغ جریان­های منحرف و موثر فرهنگی در جامعه آمده و به شرح مختصر هر کدام پرداخته است. در این کتاب هر کدام از این جریان­ها، با عنوان «ضدفرهنگ» مورد اشاره قرار گرفته­اند. خود این نام­گذاری نشان­دهنده رویکرد آسیب­شناسانه مولف در کتاب حاضر است.

نکته قابل توجه در کتاب، نقش مهم هنر در بازشناخت هر کدام از این ضدفرهنگ­هاست. در بخشی از کتاب، جریان­های هنری خاصی مورد توجه قرار گرفته­اند. سه جریان ادبی، سینمایی و موسیقایی در اثر، به طور مستقیم بررسی شده و تشریح گردیده­اند. در برخی از موارد در خلال مطالعه جریانی خاص، به هنر منتسب به آنها نیز اشاره شده است. شیطان­پرستی، بهائیت و تصوف فرقه­ای از این نوع ضدفرهنگ­ها هستند. در موارد دیگر مستقیما از هنر نام برده نشده است، ولی ضرفرهنگ مورد اشاره بیشترین استفاده را از هنر کرده و مخاطبان خود را از این طریق جذب نموده است. فراماسونری، معنویت­های سکولار، فمینیسم، کثرت­گرایی دینی و ناسیونالیسم چنین ضدفرهنگ­هایی هستند.

این حضور پررنگ هنر، با وجود آنکه هدف چیزی جز آسیب­شناسی فرهنگ در جامعه نبوده است، حداقل دو نکته بسیار مهم را در خود دارد. اول اینکه دشمنان دین حق و مخالفان انسانیت حقیقی، برنامه­ریزی گسترده­ای در مورد هنر کرده­اند و برای استفاده کامل از آن تلاش فراوانی نموده­اند. این درحالی است که موافقان جببه حق کمتر وارد این جرگه شده و به طور گروهی، در بهترین حالت سعی کرده­اند از دور دستی بر آتش داشته باشند. نکته دوم توجه به اثر بی­نظیر هنر است که چنین جایگاهی را به آن بخشیده است. برخلاف فکر بسیاری از مذهبی­ها، هنر در متن خود حامل فساد و شامل انحراف نیست. بلکه این حضور پررنگ، ناشی از شدت اثرگذاری آن بر جامعه است. این توانایی عجیب باعث شده است که دشمنانی که حرف­های باطل و کثیف آنها خریداری در کشور ندارد، بدین سو توجه نموده و بدین وسیله تا حدود زیادی به موفقیت هم برسند. خوب است طرفداران جبهه حق نیز به طور جدی و نه از سر رفع تکلیف اجتماعی، به این سو رو کرده و برنامه­ریزی کامل برای عرصه هنر بنمایند.

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  اعتقادات اسلامی،  فرهنگی، 
برچسب ها: هنر و ضدفرهنگ­ها،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 فروردین 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

علامه مصباح یزدی: به مراتب بسیار بالاتر از آن سید خراسانی که در روایات آمده است، ما به مقام معظم رهبری اعتقاد داریم.

 

به گزارش جهان­نیوز حجت الاسلام روانبخش پیرامون نظر علامه مصباح یزدی در قبال مستند «ظهور بسیار نزدیک است» گفت: اتفاقاً چند روز پیش وقتی که این مستند را تماشا کردم، رفتم خدمت علامه مصباح یزدی و گفتم: حاج آقا اگه یادتان باشد حدود ۱۵ سال پیش طبق اتفاقاتی که در برخی کشورها افتاده بود، خدمت حضرتعالی رسیدم و سئوال کردم که آیا می شود این اتفاقات را از علائم ظهور تلقی کرد؟ حضرتعالی هم در جواب من فرمودید:

 

«زیاد به این مسائل نپردازید که در جلسه ای بنشینید و ببینید چه چیزی از علائم ظهور است و چه چیزی از علائم ظهور نیست. ممکن است که این حرفها و جلسات برای آدم شیرین باشد امّا آنچه که وظیفه شماست این است که خودتان را برای ظهور آماده کنید به طوری آماده شوید که انگار همین فردا آقا امام زمان(عج) ظهور خواهند کرد. حالا بحث کنیم درباره این مسائل امّا خودمان آماده نشویم هیچ فائده ای ندارد. ببینید وظیفه ما در قبال حضرت چیست؟»


حجت الاسلام روانبخش افزود: بعد از ذکر و یادآوری این مطلب، خدمت علامه مصباح عرض کردم، اکنون با توجه به اتفاقاتی که در منطقه افتاده است، نظر حضرتعالی در این باره چیست؟ علامه مصباح فرمودند: «الان هم نظر من همین است که خودتان را برای ظهور آماده کنید که گویا همین فردا آقا ظهور خواهند کرد.»


دبیر سیاسی هفته نامه پرتو در ادامه تصریح کرد که خدمت حضرت علامه مصباح عرض کردم : حاج آقا برای سخنرانی که به استانهای مختلف می رویم خیلی ها درباره این مستند «ظهور بسیار نزدیک است» سئوال می کنند و نظرمان را در این باره می­خواهند چه جواب دهیم؟


علامه مصباح در پاسخ فرمود: «امّا راجع به این بحثها توصیه نمی­کنم که به این مسائل بپردازید؛ نه در نفی آن و نه در اثبات آن، به هیچ وجه وارد این مسائل نشوید.» البته ایشان درباره برخی مصادیق این مستند فرمودند:

«اعتقادی که من به مقام معظم رهبری دارم خیلی بالاتر از آن سید خراسانی است که در روایات آمده است. لزومی ندارد ما برویم دنبال آن روایات تا تاییدی بر معظم له بگیریم. به مراتب بسیار بالاتر از آن سید خراسانی که در روایات آمده است، ما به مقام معظم رهبری اعتقاد داریم.»


حجت الاسلام روانبخش ابراز داشتند: علامه مصباح در جای دیگر فرمودند:

«مگر می‌شود که آقا امامزمان(عج)، نائب خودشان را تنها بگذارند و یاری نکنند.»


به گفته عضو هیئت علمی موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره)، ایشان همچنین درباره انگیزه عوامل سازنده این فیلم فرمودند: «فکر نکنم که تولیدکنندگان قصد خاصی داشته باشند. ممکن است قصدشان هم خیر باشد امّا پرداختن به این مسائل درست نیست.»


نکته بعدی که ایشان فرمودند این بود که:

«یکی از بزرگان نقل می کرد که آقا امام زمان(عج) به یکی از بزرگوارانی که خدمتشان رسیده بودند، گلایه کردند و فرمودند: کسانیکه سراغ ما هم می­آیند، برای ما نمی­آیند برای خودشان می­آیند و بیشتر برای رفع مشکل خودشان خدمت ما می­آیند. حتی مسأله ظهور را از این جهت دوست دارند که وضعیت خودشان خوب شود و به رفاه برسند؛ امّا آنها نگران من نیستند که من چه چیزی را می­خواهم.»

 

لینک مطلب در «جهان نیوز»




طبقه بندی: حکومت جهانی،  حضرت امام خامنه ای،  استاد مصباح،  پرسش و پاسخ،  اعتقادات اسلامی،  سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 فروردین 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی
مشکل اساسی در سازمان روحانیت (2)

طلاب استعداد یابی نمی‏شوند و در نتیجه ممكن است كسی كه استعداد فقاهت‏ یا فلسفه یا كلام یا ادبیات یا تاریخ یا تفسیر و غیره دارد، در غیر رشته‏ای كه استعداد دارد بیفتد و استفاده كامل از وجودش نشود. اخیرا رشته‏های تحصیلی علوم دینیه بسیار به محدودیت گرائیده و همه‏ رشته‏ها در فقاهت هضم شده و خود رشته فقه هم در مجرائی افتاده كه از صد سال پیش به این طرف از تكامل باز ایستاده است. یكی از نواقص دستگاه روحانیت آزادی بی‏حد و حصر لباس روحانیت است. در تشكیلات روحانی هر كسی بدون مانع و رادع‏ می‏تواند از لباس مخصوص آن استفاده كند. بسیار دیده می‏شود كه افرادی كه نه علم دارند و نه ایمان، به منظور استفاده از مزایای این لباس به این صورت در می‏آیند و موجب آبروریزی می‏گردند. در حوزه‏های علوم دینی ادبیات عرب خوانده می‏شود، اما با متد غلطی. نتیجه طلاب علوم دینی پس از سالها تحصیل ادبیات عرب با آنكه قواعد زبان عرب را یاد می‏گیرند خود زبان عرب را یاد نمی‏گیرند، نه می‏توانند با آن تكلم كنند و نه می‏توانند از عربی فصیح استفاده كنند یا به عربی‏ فصیح بنویسند. افراط در مباحثه و شیوع علم اصول در عین اینكه یك نوع قدرت و هوشیاری‏ در اندیشه طلاب ایجاد می‏كند یك نقص دارد، و آن اینست كه طرز تفكر طلاب را از واقع بینی در مسائل اجتماعی دور می‏كند ، و به واسطه اینكه حتی‏ منطق تعقلی ارسطوئی نیز به قدر كافی تحصیل و تدریس نمی‏شود، روش فكری‏ طلاب بیشتر جنبه جدلی و بحثی دارد. این بزرگترین عاملی است كه سبب‏ می‏شود طلاب در مسائل اجتماعی واقع بینی نداشته باشند.

اگر وضع اوقاف سر و صورتی پیدا كند و سازمان معقول و منظمی پیدا نماید نه تنها بودجه عادی روحانیت را تأمین خواهد كرد بلكه به طور كلی كمك‏ بزرگی به دین و فرهنگ و تربیت و اخلاق عمومی خواهد بود. در حال حاضر یگانه بودجه‏ای كه عملا سازمان روحانیت ما را می‏چرخاند و نظام روحانی ما روی آن بنا شده و روحانیت ما طرز و سبك سازمانی خود را از آن دریافته و تأثیر زیادی در همه شؤون دینی ما دارد «سهم امام» است. روحانیین و مجتهدین برای وصول این بودجه كه نوعی مالیات است هیچگونه‏ الزام و اجباری به وجود نمی‏آورند، این خود مردم مؤمن مسلمانند كه با كمال رضایت و طیب خاطر، به روحانیینی كه مورد اعتماد و اطمینانشان‏ هست مراجعه می‏كنند و این مالیات شرعی را می‏پردازند. کیفیت به مصرف رساندن سهم امام طبق سنت معمول، صد در صد بستگی دارد به نظر شخصی كه به دست او رسیده‏ است. تاكنون معمول نبوده كه دفتر و حساب و رسیدگی و بیلانی در كار باشد. خوب به مصرف رسیدن آن بستگی به میزان زهد و تقوا و خداترسی شخص مرجع وجوهات، حسن تشخیص و اشتباه نكردن او و امكانات‏ و قدرت حسن اجراء وی دارد. بودجه مستقل و اتكاء روحانیت شیعه به عقیده مردم سبب شده است که در مواقع‏ زیادی با انحراف دولتها معارضه كنند و آنها را از پای درآورند. ولی از طرف دیگر، همین نقطه قوت، نقطه ضعف روحانیت شیعه نیز هست. روحانیین شیعه اجبار و الزامی ندارند كه از دولتها اطاعت كنند اما ناگزیرند سلیقه و عقیده‏ عوام را رعایت كنند و حسن ظن آنها را حفظ نمایند. غالب مفاسدی كه در روحانیت شیعه هست از همین جا است. روحانیت متكی به مردم، قادر است با مظالم و تجاوزات دولتها مبارزه كند اما در نبرد با عقاید و افكار جاهلانه‏ مردم، ضعیف و ناتوان است. البته صرف اتكاء بودجه روحانیت ایران به عقیده مردم سبب ضعف آن‏ نشده است، بلكه سازمان نداشتن این بودجه سبب این نقص بزرگ شده است‏، و می‏توان با سازمان دادن این بودجه این نقص بزرگ را رفع كرد تا روحانیت شیعه ، هم قدرت داشته باشد و هم حریت.

برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری



طبقه بندی: استاد مطهری،  حوزوی،  فرهنگی، 
برچسب ها: سازمان روحانیت،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 فروردین 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

برای مشاهده کامل تصویر زمینه وبلاگ، باید اسکرین رزولوشن رایانه شما 960*1280 باشد...




طبقه بندی: وبلاگی جات، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

 

تقی نیام

 

اشعار منتخب

 

اشاره به فانی بودن دنیا:

دامن کشان که می رود امروزبر زمین         فردا غبار کالبدش در هوا رود

                                           *****

ای که در نعمت ونازی به جهان غره مباش                که محال است در این مرحله امکان خلود

                                         *****

دنیا آنقدر ندارد که بر او رشک برند                       با وجود و عدمش را غم بیهوده خورند

                                         *****

چه جای شکر وشکایت ز نقش نیک وبد است           چو بر صحیفه ی هستی رقم نخواهد ماند

                                         *****

           یکی پند گویم ترا از نخست                  دل از مهر گیتی باید که شست

                                        ***********

اشاره به مرگ و آخرت:

      رحم در عالم اگر هست اجل دارد وبس           کاین هم طایر روح از قفس آزاد کند

                                         ****

        ملک دنیا متعلق به کسی خواهد بود       که تعلق نکند هیچ به دنیا جایش

                                         *****

 

 

 

 

اشاره به عرفان و خدا شناسی:

 

در تو حیرانم واوصاف معانی که تو راست       واندر آن کس که بصر دارد و حیران تو نیست

                                       *****

خواب وخورت ز مرتبه ی خویش دور کرد         آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی

                                       *****

سر موییم نظر کن که من اندر تن خویش           یک سرموی ندانم که تو را ذاکر نیست

                                       *****

اشاره به کم گویی:

ز خاموشی دهن غنچه پر ز زر شده است           سکوت،جایزه داردچرا نمی گیری

                                       ***********

اشاره به اخلاق:

بد اندیش مردم به جز بد ندید            بیفتاد وعاجز تر از خود ندید

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

 

مشکل اساسی در سازمان روحانیت (1)

هرگونه صلاح و اصلاحی در كار مسلمین رخ دهد یا باید مستقیما به وسیله سازمان روحانیت كه سمت رسمی رهبری دینی مسلمین را دارد صورت بگیرد، یا لااقل این سازمان با آن هماهنگی داشته باشد. علت اصلی و ساسی نواقص و مشكلات روحانیت، نظام مالی و طرز ارتزاق روحانیین است.

تأثیر و اهمیت سازمان و تشكیلات و رژیم اجتماعی از تأثیر و اهمیت زعماء بیشتر است، در درجه اول باید درباره سازمان صالح اندیشید و در درجه دوم‏ درباره زعماء صالح. اگر نظام صالح بود، افراد ناصالح کمتر قدرت تخطی دارند و اگر نظام ناصالح بود، افراد صالح‏ كمتر قدرت عمل و اجراء منویات خود را پیدا می‏كنند و احیانا منویات و افكار خود را می‏بازند و همرنگ سازمان می‏شوند. اگر فرض كنیم زعماء صالحی در رأس سازمانهائی قرار بگیرند كه دارای‏ نواقصی می‏باشند، حدود تفاوت كار آنها با دیگران همان اندازه است كه‏ یك نفر بخواهد از میان خیابانهای پر پیچ و خم و نامنظم و كوچه و پس‏ كوچه‏های بی‏ترتیب، بهترین و نزدیكترین راهها را انتخاب كند.

محیط حوزه‏های علوم دینی، محیط صفا و صمیمیت و اخلاص و معنویت است، یعنی آن روح عمومی كه بر این حوزه‏های حكومت می‏كند همین روح است. محیط حوزه‏های علوم دینی محیط زهد و قناعت است، از اسراف و عیاشی و مجالس شب‏نشینی كه در سایر طبقات است و احیانا دانشجویان غیر رشته‏ علوم دینی در آن مجالس شركت می‏كنند ، خبری نیست ، و حتی اندیشه‏ اینگونه امور نیز در دماغ یك محصل دینی پیدا نمی‏شود. روابط استاد و شاگرد در میان طلاب، صمیمی و احترام‏آمیز است. شاگردان‏ احترام استادان خود را در حضور و غیاب با كمال ادب رعایت می‏كنند و حتی بعد از فوت آنها همواره آنها را به نیكی و دعای خیر یاد می‏كنند. عادت طلاب بر اینست كه روی درسی كه از استاد می‏گیرند بعد خودشان فكر كنند. لذا درس خود را از روی كتاب مطالعه می‏كنند. به علاوه بعد با یكی‏ از همدرسهای خود آن درسها را مباحثه می‏كنند. در درسهای عالی آنچه را از استاد در مجلس درس فرا می‏گیرند به ذهن می‏سپارند و شب می‏نویسند. بناء طلاب بر حفظ كردن و طوطی واری یاد گرفتن نیست، چنانكه عادت معمول محصلین‏ جدید است، بر تعمق و تفكر و تجزیه و تحلیل است. و چون حق تدریس انحصاری نیست و انتخاب استاد با خود شاگردان است، برای هركسی كه استعدادی داشته باشد میسر است كه كتابهای پائین‏تر را تدریس كند. از اینرو یك نفر دانشجوی‏ دینی در عین حال كه دانشجو است و درس می‏خواند ، ممكن است تدریس هم‏ بكند. طلاب، پله پله روی همین ناموس بالا می‏روند تا پله ما قبل آخرین پله كه‏ مرجعیت است. تا قبل از پله آخر، فقط ذوق و عقیده طلاب است كه اساتید را بالا می‏برد ولی همینكه پله آخر رسید پای وجوهات و سهم امام و تقسیم و شهریه به میان می‏آید، فقط در همین جا است كه گاهی حسابها بهم می‏ریزد و دیگر قانون انتخاب اصلح حكمفرما نیست.

برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری



طبقه بندی: استاد مطهری،  حوزوی،  فرهنگی، 
برچسب ها: سازمان روحانیت،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 فروردین 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

 

مرثیه­ای برای حجاب

انگار دین جدیدی تعریف شده باشد!

 

جهان: اكنون در مقابل رئیس جمهور هم روسری ها را برمی دارند؛ بلیه بدحجابی روز به روز در حال پیشرفت است. الگوهایی كه همه روزه به جامعه معرفی می‌شوند عمدتا دارای حجاب ناكامل هستند. سوپر استارهای سینما كه مدام در این سو و آن سو و به ویژه در رسانه ملی مورد توجه و تقدیر و اكرام قرار می گیرند اساسا با حجاب بیگانه و با بدحجابی كاملا آشنایند.


وضعیت رعایت حجاب در خیابان ها نیز نیازی به بیان اكمل ندارد.


انگار دین جدیدی تعریف شده باشد! دینی به نام بدحجابی كه البته گویا نه تنها مخالفان جدی و سرسختی در بدنه اجرایی و نهادهای ذیربط هم ندارد بلكه موافقینی هم دارد.


معلوم نیست به كدامین سو اینچنین شتابان در حركتیم.


سال‌ های قبل تر كه صحبت های برخی نزدیكان دولت مبنی بر اینكه حجاب در ایران اجباری نیست را می شنیدیم، می گذاشتیم به حساب اشتباه. اصلا ممكن بود ما بد فهمیده باشیم. اما نامه رئیس جمهور به وزیر كشور برای لغو گشت های ارشاد آب پاكی را ریخت روی دست بسیاری از ما.


ماجرا گذشت و به انتقاد مراجع رسیدیم. تقریبا همه گفتند اما كو گوش شنوا...؟!


هنوز هم انگار این همان دین جدید! است كه دارد در كوچه خیابان های بسیاری از شهرهای كشورمان جولان می دهد. دین جدیدی كه بسیاری از قیود پوشش برای مردان و زنان را با خود ندارد.


بحران انتقادها هنوز سرد نشده بود كه رئیس جمهورمان، هم او كه دوستش داشتیم و داریم، رسما در رسانه ملی اعلام كرد كه با برخورد با بدحجابی مخالف است.


دلمان شكست.


دوستان دولت مثل همیشه به میدان آمدند كه جبران كنند. می گفتند منظور رئیس جمهور این نبوده.

می­گفتند منظور رئیس جمهور مبارزه با بدحجابی بوده نه با بدحجاب‌ ها... می­گفتند ما می­گوییم اول فرهنگسازی.


حتی فرمانده ناجا به عنوان اصلی ترین نهاد ذیربط در زمینه برخوردها هم به صورتی كژدار و مریز با این قضیه برخورد و اظهار نظر كرد اما ادامه ماجرا نشان داد كه اساسا همان حرف های خوبشان مثل برخورد با بدحجابی و فرهنگسازی هم یك مثنوی هفتاد من كاغذ است كه تا به بار بیاید و سپس به بار بنشیند،‌ هیهات...


گفتند قانون حجاب و عفاف.


اولا كه مصوب دولت خاتمی بود و ثانیا كه در همین دولت هم به آن استشكال شد.


اما بالاخره از صافی تقنین گذشت و دست آخر به یكی از معاونان وزیر كشور برای اجرا سپرده شد. و همچنان این بدحجابی بود كه در شهر و شهرها بیداد می كرد.


و گذشت تا اینكه روسری خبرنگار خارجی در مقابل رئیس جمهورمان نیز از سرش افتاد و ولی رئیس جمهورمان به جای ترك مصاحبه، همچنان به مصاحبه ادامه داد.


كار به جاهای باریكی رسیده است. شیخ حسین انصاریان هم لب به شكوه گشود و خیلی های دیگر. كه چرا رئیس جمهور ساكت نشسته بود.


اما از ساختمان پاستور هنوز هم صدایی شنیده نمی شود. انگار از نظر پاستوری‌ها و از نظر آنها كه سینه چاك جور كردن مصاحبه شخص اول دولت با رسانه های رنگ و وارنگ خارجی هستند، ماهایی كه درد وجود بدحجابی را داریم، یك مشت اشتباه كننده و كم دان هستیم و بس.


ماهایی كه هنوز هم سال های آخر جنگ را به خوبی به یاد می آوریم و عكس كبوتری سرخ بال را كه نمادی از یك شهید بود و كنارش نوشته بود: «خواهرم حجاب تو كوبنده تر از خون من است...»

 

لینک این مطلب در سایت هفته­نامه «یالثارات الحسین»




طبقه بندی: فرهنگی،  سیاسی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی
خطابه و منبر (2)

انواع سخن و انواع خطابه در نهج‏البلاغه که مجموعه خطب امیرالمومنین (علیه السلام) است، یافت‏ می‏شود. موعظه هست، توحید و معرفت هست، خطبه سیاسی هست، حماسه‏ هست.

در كشور ما خطابه‏های دینی روی پایه عزاداری حسین بن علی (علیه السلام) است. ین خطابه و منبر كه الان در میان ما شایع است مولود حادثه‏ عاشورا و توصیه ائمه اطهار به اقامه عزای سیدالشهداء است، از بركات‏ عزاداری سیدالشهداء است.

كسی كه روی كرسی خطابه، روی كرسی حسین بن علی قرار می‏گیرد، نباید به جای اینكه هادی دین و مبلغ دین باشد دلال شخصیتها باشد، منبر را وسیله دلالی برای شخصیتها قرار دهد، حالا هر شخصیتی. شخصیتهای سیاسی باشند یا روحانی، یا شخصیت دیگر، دلال صاحب‏ مجلس و بانی مجلس باشد یا دلال پیشنماز باشد یا دلال بالاتر از پیشنماز باشد. اینها برخلاف شؤون و حیثیات منبر است. پیامبران با نقاط ضعف مردم مبارزه می‏كردند و ما از نقاط ضعف مردم‏ بهره‏برداری می‏كنیم. آنها می‏خواستند آن معایب و آن نقاط ضعف را اصلاح‏ كنند و از بین ببرند و ما معمولا می‏خواهیم از همان معایب و همان نقاط ضعف بهره‏برداری كنیم. جریانهایی در نقاط دوردست جامعه اسلامی واقع می‏شود و مردم بیخبرند و نمی‏دانند چه گذشته است، خطیب باید آنها را به مردم بگوید. اوضاع خارجی و داخلی دوردست را به مردم بگوید. دین اسلام هم باید سخنگو داشته باشد. سخنگوی دین، خطبا و اهل منبرند.


برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری



طبقه بندی: استاد مطهری،  حوزوی، 
برچسب ها: خطابه و منبر،
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

 

خطابه و منبر (1)

خطابه یك فن‏ است یعنی یك هنر است و هنر مطلقا می‏تواند به كمك یك فكر و عقیده و یا به جنگ یك فكر و عقیده بیاید. اسلام كه پیدا شد، در سه قسمت تأثیر كرد. در شعر تأثیر كرد یعنی‏ به معنای شعر وسعت داد. اشعار اسلامی با اشعار جاهلی از لحاظ معنا بسیار متفاوت است. در خطابه تحول عظیم ایجاد كرد و كتابت و نویسندگی را ابداع نمود. از طرفی در خود دین مقدس اسلام ماده ای وجود دارد كه سخنرانی جزء متن دین است، جزء نماز است . امیرالمؤمنین می‏فرماید: خطبه، نماز است. مادامی كه امام خطابه می‏خواند و مردم گوش می‏دهند، همه مردم باید سكوت بكنند و حرف او را گوش بكنند.

در نماز جمعه دو خطابه خوانده می‏شود نه یكی. به این ترتیب كه امام‏ یك خطابه انشاء می‏كند، بعد می‏نشیند و مختصری سكوت می‏كند، دو مرتبه‏ بلند می‏شود برای خطابه دوم. در خطبه جمعه علاوه بر حمد و ثنای الهی و ذكر رسول اكرم و ائمه دین و یك سوره قرآن، لازم است خطیب موعظه كند و عنداللزوم مطالب لازمی را برای مسلمین بگوید. خداوند با تشریع این‏ دستور خواسته است كه این وسیله‏ای باشد برای رئیس و پیشوای جمعیت كه‏ آنها را موعظه كند، به طاعت ترغیب كند و از معصیت و گناه، آنها را بترساند. مردم را به مصلحتهای دینی و مصلحتهای دنیائیشان آگاه كند. نچه در آفاق دور دست‏ از قضایای خوب و بد به حال مسلمین واقع می‏شود به آنها بگوید و به اطلاع‏ آنها برساند و آنها را در جریان بگذارد. علت این هم كه دو خطبه فرض شده اینست كه در یكی به حمد و ثناء و تقدیس الهی پرداخته شود و در دیگری به ذكر حوائج‏ مردم و ارشاد و موعظه آنها پرداخته شود.

خطابه اقسامی دارد، ممكن است حماسی و جنگی باشد، ممكن است‏ سیاسی باشد، ممكن است قضائی باشد، ممكن است دینی و اخلاقی باشد. وعظ و موعظه هم قسمی از خطابه است‏. موعظه در جائی گفته می‏شود كه كلماتی و جمله‏هائی به‏ منظور ردع و منع و تسكین شهوت و غضب القاء شود. موعظه یادآوری قلب است نسبت به خوبیها در اموری‏ كه موجب رقت قلب گردد. چون مجالس وعظ ابتدا از متصوفه تقلید شده و بنای صوف بر ردع و منع و زجر نفس و تهذیب و تزكیه نفس است و با وعظ سازگارتر است، خطبای ما هم با اینكه صوفی نیستند بیشتر به كلام خودشان‏ جنبه زهد و ترك و مبارزه با هوا و هوس می‏دهند. باید همیشه گروهی شایسته مردم را موعظه كنند، به یاد خدا بیاورند، از غفلتی كه از مرگ دارند بیرون بیاورند، مردم را متوجه آثار گناهانشان‏ بکنند، از قبر و قیامت به مردم بگویند و مردم را به عدل الهی متوجه نمایند.

اینكه شخص بخواهد مصالح عالیه دینی و دنیائی مردم را بگوید و آنها را به آن مصالح آگاه كند خیلی مشكل است. دو اشكال در این كار هست. یكی اینكه علم و اطلاع زیاد می‏خواهد، دیگر اینكه اخلاص بسیار لازم است كه آنچه را از مصالح عالیه دینی و دنیائی‏ می‏فهمد همانها را به مردم بگوید. پس باید علم و اطلاعش به مبانی دین كافی باشد ، باید اسلام را كاملا بشناسد، به روح تعلیمات اسلامی آگاه باشد، ظاهر اسلام و باطن اسلام، پوسته اسلام و هسته اسلام، همه را در حد خود و جای خود بشناسد تا بفهمد مصلحت دین یعنی چه؟ ثانیا تنها دانستن و شناختن دین برای‏ مصلحت‏گوئی كافی نیست، جامعه را باید بشناسد، به اوضاع دنیا باید آگاه‏ باشد، باید بفهمد كه در دنیا چه می‏گذرد و امروز مصلحت جامعه اسلامی در برابر جریانهای موجود دنیا چه اقتضا می‏كند، و مردم را به آن جریانها و مصالح واقعی آنها آگاه بكند. آدمی كه سر و كارش فقط با چند كتاب معین در یك علم بخصوص مثلا فقه، ادبیات، فلسفه و غیره باشد و در كنج مدرسه بسر برد نمی‏تواند بفهمد در جامعه چه می‏گذرد و چه باید كرد. انسان در كنج مدرسه نمی‏تواند مصالح جامعه را تشخیص بدهد. علم و اطلاع به اوضاع جاری و متغیر جهان لازم‏ است. شامه تیز می‏خواهد كه حتی حوادثی كه در آینده واقع می‏شود از حالا پیش‏بینی كند.


برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری




طبقه بندی: استاد مطهری،  حوزوی، 
برچسب ها: خطابه و منبر،
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

 

تباهی

 

زبان شکر، سستی کرد محصول فراهم را

و آخر آسمان واپس گرفت از ما همین کم را

 

در این گندم نمی دانم کدام ابلیس مخفی بود

که قابیل مجسم کرد فرزندان آدم را

 

من این فصل تباهی را از آن هنگام حس کردم

که مسجد نیز پنهان کرد در خویش ابن مجلم را

 

و سقایان این امت خداشان تشنه کش سازد-

بر اسماعیل و هاجر هم بستند آب زمزم را

 

جدا کردند دست از شانه های ما، همان قومی

که می بستیم روزی شانه های زخمی هم را

 

به جرم هفت خوان قربانی نامردمی گشتن

نکشت این چاه، ننگ آن برادر کشت رستم را

 

محمدکاظم کاظمی

خرداد 72




طبقه بندی: فرهنگی،  سیاسی،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 فروردین 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

حمیدرضا مقدم‌فر در جمع اساتید، فضلا و طلاب حوزه علمیه امام خمینیِ اهواز با تشریح ماهیت انقلاب اسلامی و بیان این نکته که اساساً‌ انقلاب ما با لیبرال دموکراسی غرب تعارض هستی‌شناسانه و ماهوی دارد، اظهار داشت: ظهور و بروز انقلاب اسلامی هویت، تفکر و اندیشه دست‌ساخت لیبرالی غرب را به چالش کشید.

وی با ذکر این نکته که انقلاب اسلامی به عنوان مدل و الگوی برای مسلمانان منطقه و بیداری خیزش اسلامی آنان قرار گرفته است، افزود: در سال90 سه پروژه جدید به منظور هجمه به انقلاب اسلامی در دستور کار دشمنان قرار گرفته است.

مدیرعامل خبرگزاری فارس در این زمینه عنوان داشت: در پروژه اول دشمن تلاش خواهد کرد موضوع قانون هدفمندی یارانه‌ها را که به عنوان یک انقلاب بزرگ اقتصادی، عرصه جدیدی از تحول را برای کشور رقم می‌زند، به چالش‌های اجتماعی مبدل کرده به نوعی در برابر جهاد عظیم اقتصادی ملت ایران ایستادگی کند.

مقدم‌فر با بیان اینکه نباید تصور کرد که با اضمحلال فتنه سال 88 و هزیمت آمریکایی‌ها در جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی این دشمن شکست خورده، ایران اسلامی را رها خواهد کرد، بیان داشت: پیش‌بینی‌ها حاکی از این است که نوع دوم هجمه دشمن با تکیه بر پروژه تحریک اقوام و مذاهب شکل خواهد گرفت.

وی تصریح کرد: در این راستا دشمنان قصد دارند پروژه قدیمی و شکست خورده دهه 60 را تکرار و عوامل خود را در مناطق خاصی از کشور فعال کنند. مقدم‌فر هدف نهایی این کار را لطمه وارد کردن به انسجام و وحدت ملی کشور و ایجاد چالش‌های قومی و مذهبی در جمهوری اسلامی دانست.

این کارشناس مسائل سیاسی در ادامه و در تشریح پروژه سوم دشمنان برای ضربه به جمهوری اسلامی گفت: دشمنان مترصدند از جریان انحرافی درون طیف اصولگرا که متأسفانه امروز در دستگاه اجرایی کشور نفوذ کرده و از امکانات و دسترسی‌های فوق‌العاده‌ای برخوردار است، نهایت بهره‌برداری را برای تحقق اهداف خود به عمل آورند.

مدیرعامل خبرگزاری فارس با بیان اینکه پروژه جداسازی و ایجاد تفرقه و شکاف میان نیروهای اصیل انقلاب اسلامی مهم‌ترین راهبرد دشمنان در این زمینه است، اظهار داشت: جریان منحرفی که ‌امروز کانون‌های مهمی از نظام را در دست دارد مبدل به فتنه‌ای شده است که با گفتار و رفتار خود موجب آشفته شدن ذهن جامعه، تحریک و ایجاد نگرانی نهادهای معنوی جامعه مثل علما، روحانیت و مراجع معظم تقلید شده است.

وی در همین زمینه عنوان داشت: ایجاد بدبینی نسبت به دولت خدمتگزار و عدالت‌طلب و در نتیجه کاهش حمایت عمومی از دولت و بالاخره فراهم کردن استناد و استشهاد برای بدخواهان و طعنه‌زنان از میان رقبا و مخالفان از جمله رهاوردهای این جریان انحرافی است که تماماً در طول خواست و اراده دشمنان تابلودار نظام قرار دارد.

مقدم‌فر خاطرنشان کرد: در سال جاری مردم بصیر و آگاه ما ضمن اینکه تمام همت و تلاش خود را برای جهاد اقتصادی به کار می‌گیرند باید با هوشیاری کامل مراقب فتنه‌های جدید و حرکت‌های پیچیده دشمن از جمله سه پروژه مذکور باشند.

 

لینک این مطلب در انجمن «اهل البصر»

 




طبقه بندی: سیاسی، 
برچسب ها: تهدیدات سال 90،
نوشته شده در تاریخ جمعه 26 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

 

رهبری نسل جوان

مسلمانان مسؤول هدایت‏ یكدیگرند. هر نسلی مسؤول هدایت نسل بعدی است. بالاخص كسانی كه سمت‏ رسمی رهبری دارند مسؤولیت بیشتری دارند.

مردم را به راه پروردگارت بخوان، آن راهی كه‏ مردم باید پرورش داده شوند و تربیت شوند به آن راه. با چه وسیله؟ «بالحكمۀ». حكمت یعنی سخن متقن و محكم كه قابل خدشه‏ و تشكیك نیست، و به اصطلاح منطقیین و حكما یعنی سخنی كه مقدماتش صد در صد یقینی است. «و الموعظة الحسنة» یعنی مردم را به راه پروردگارت بخوان به وسیله‏ موعظه خوب و پند و اندرزهای دلپسند. «و جادلهم بالتی هی احسن» اگر با كسی روبرو شدید كه غرضش كشف‏ حقیقت نیست، غرضش این نیست كه حقیقتی را بفهمد، آمده برای مجادله و حرف زدن و ایراد گرفتن، تو هم با اینچنین شخصی مجادله كن. اما تو به نحو احسن مجادله كن، در مجادله از راه حق و حقیقت خارج نشو. حدیث نبوی معروفی هست كه می گوید «ما پیغمبران‏ مأموریم كه با مردم به اندازه عقلشان سخن بگوئیم.»

وقتی كه می‏گوئیم نسل جوان، مقصود حتما طبقه جوان‏ نیست، مقصود طبقه‏ای است كه در اثر تحصیلات و آشنائی با تمدن جدید دارای طرز تفكر مخصوصی است، خواه پیر باشد یا جوان. اكثریت این طبقه را البته جوانان تشكیل می‏دهند، لهذا می‏گوئیم نسل جوان. مهمتر از اینكه طرحی برای رهبری این نسل تهیه كنیم اینست كه این فكر در ما قوت بگیرد كه مسأله رهبری و هدایت، از لحاظ تاكتیك و كیفیت‏ عمل در زمانهای متفاوت و در مورد اشخاص متفاوت، فرق می‏كند و ما باید این خیال را از كله خود بیرون كنیم كه نسل جدید را با همان متود قدیم و رهبری كنیم. اولا باید نسل جوان را بشناسیم و بفهمیم دارای چه مشخصات و ممیزاتی‏ است. فكر اساسی به اینست كه اول ما درد این نسل را بشناسیم، درد عقلی و فكری، دردی كه نشانه بیداری است یعنی آن چیزی را كه احساس می‏كند و نسل‏ گذشته احساس نمی‏كرد. نسل قدیم سنگینی بار تسلطهای خارجی را روی دوش خود احساس نمی‏كرد، و نسل جدید احساس می‏كند. سل قدیم اینقدر سطح فكرش پائین بود كه اگر یكنفر در یك مجلس ضد و نقیض حرف می‏زد كسی متوجه نمی‏شد و اعتراض نمی‏كرد، اما امروز یك بچه‏ كه تا حدود كلاس 10 و 12 درس خوانده همینكه برود پای منبر یك واعظ، پنج شش تا و گاهی ده تا ایراد به نظرش می‏رسد. باید متوجه افكار او بود و نمی‏شود گفت خفه شو، فضولی نكن. نسل جوان افكار و ادراكات و احساساتی دارد و انحرافهائی. تا به دردش یعنی به افكار و ادراكات و احساساتش رسیدگی نشود، نمی‏شود جلو انحرافاتش را گرفت. اگر در جامعه یك احساس نو و ادراك نو پیدا شد علامت یك نوع رشد است. در رهبری نسل جوان، بیش از هر چیز دو كار باید انجام شود: یكی باید درد این نسل را شناخت و آنگاه در فكر درمان و چاره شد. بدون شناختن درد این نسل هرگونه اقدامی بی‏مورد است. دیگر اینكه نسل كهن باید اول خود را اصلاح كند. نسل كهن از بزرگترین گناه خود باید توبه كند و آن مهجور قرار دادن قرآن است. همه باید به قرآن بازگردیم و قرآن را پیشاپیش خود قرار دهیم و در زیر سایه قرآن به سوی سعادت و كمال حركت‏ كنیم.


برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری

 




طبقه بندی: استاد مطهری،  حوزوی،  فرهنگی، 
برچسب ها: رهبری اجتماعی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

شهسوار ملک هستی

 

با ظهوری آسمانی آفتابی ناگهان

مشرق از مغرب برآرد تا بگرداند زمان

 

مرگ را گردن زند با تیغ عالم­گیر عشق

تا بباراند به صحرای عدم، باران جان

 

می­زند با زخمه­ های  داد بر تار وجود

آن که دارد شور رستاخیز هستی در بیان

 

خوش نوازد زهره چنگی به آهنگ طرب

با طلوع نام او در بزمگاه اختران

 

تا برافروزد چراغ مرده جان را به تن

می ­دمد در ظلمت اندیشه ­ی خورشید روان

 

شهسوار ملک هستی داد را می­گسترد

در شعاع اسم اعظم بیکران در بیکران

 

آسمان در آسمان آیینه ­باران می­کند

هر که را باشد نشانی زآن وجود بی ­نشان

 

ای من گم­گشته چشم بسته ­ی دل باز کن

تا ببینی در نگاهش گردش هفت آسمان

 

گرگ را با میش بینی در چراگاه زمین

یوسف ما چون برآرد سر ز چاه لامکان

 

آنچه خواهد آرزومندی به دوران ظهور

می­نماید در بهشت دیدگانش عین آن

 

راحت از هنگامه سخت قیامت بگذرد

هر که دارد از امام عاشقان خط امان

 

جلوه­ های تازه دارد هر زمان چون ماه نو

از درخشان خانه­ ی آیینه یار مهربان

 

عاشقان او سر از کوی مغان برداشتند

همچو حافظ مست از خمخانه­ ی پیر مغان

 

چشم ­هامان مانده بر راهش به شام انتظار

باز کی رخ می ­نماید آفتاب ناگهان

 

 

نصرالله مردانی

13 / 8 / 1380

 

 




طبقه بندی: شعر، 
برچسب ها: نصرالله مردانی،
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو