حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 30 تیر 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

سلام

در این خشکی قلم و بی­مطلبی، خوب مطلبی برایم فرستاده شده! فعلاً شما گزارش دیدار رو بخونید تا بعد کم­کم اصل بیانات آقا رو براتون بذارم...

 

دیدار مسؤولان کتابخانه­های بزرگ و عمومی

و جمعی از کتابداران سراسر کشور (29/4/1390)

 

حضرت آیت الله خامنه­ای رهبر معظم انقلاب اسلامی امروز در دیدار مسؤولان کتابخانه­های بزرگ و عمومی و جمعی از کتابداران سراسر کشور با اشاره به سابقه کهن و تاریخی ملت مسلمان ایران در تولید کتاب و کتابخوانی، شرایط کنونی تولید و نشر کتاب و آمارهای مطالعه کتاب در کشور را راضی کننده ندانستند و همه مسئولان دستگاههای فرهنگی و مرتبط با موضوع کتاب و کتابخوانی را به بازنگری جدی و حرکتی جدید و فراگیر برای ترویج کتابخوانی و مطالعه کتاب­های مفید و سالم بویژه در میان نوجوانان و جوانان فراخواندند.

حضرت آیت الله خامنه­ای در این دیدار با تشکر و قدردانی از زحمات مسئولان کتابخانه­ها و کتابداران، برگزاری چنین دیداری را اقدامی نمادین برای احترام به کتاب و کتابخوانی بیان کردند و افزودند:

«با وجود پیشرفتهای اخیر در وسایل ارتباط جمعی و ارتباطات جدید و نوظهور، کتاب هیچگاه منزوی نخواهد شد و هیچ ابزار پیشرفته ارتباطاتی و فرهنگی نمی­تواند جایگزین کتاب شود.»

 

کتابخوانی، یکی از موضوعاتی بود که رهبر انقلاب اسلامی به تبیین ابعاد مختلف آن پرداختند و لازمه اهتمام به کتاب را ترویج کتابخوانیِ همراه با تدبر دانستند.

حضرت آیت الله خامنه­ای با تأکید بر اینکه همه دستگاههای آموزشی و فرهنگی برای ترویج کتابخوانیِ همراه با تدبر، وظیفه دارند افزودند:

«از آموزش و پرورش و مدارس ابتدایی تا دستگاههای ارتباط جمعی و تبلیغاتی اعم از مطبوعات و صدا و سیما در ترویج کتابخوانی مسئول هستند.»

 

ایشان فراگیر شدن تبلیغات کتاب و کتابخوانی در دستگاههای ارتباط جمعی و تبلیغاتی را ضروری خواندند و خاطرنشان کردند:

«امروز برای برخی کالاها و محصولات کم اهمیت و حتی مضر تبلیغات گسترده­ای در صدا و سیما و مطبوعات می­شود، اما برای کتاب که محصولی با عظمت و با ارزش است، تبلیغ و تشویق مناسبی صورت نمی­گیرد.»

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند:

«کتابخوانی باید به یک عادت همیشگی در مردم بویژه جوانان تبدیل شود و در سبد کالاهای مصرفی خانواده سهمی قابل قبول پیدا کند.»

 

حضرت آیت الله خامنه­ای در ادامه سخنان خود به موضوع کتابخانه­ها و نقش مهم کتابداران برای راهنمایی کتابخوان­ها اشاره کردند و افزودند:

«مهمترین و سنگین­ترین وظیفه در کتابخانه­ها، برعهده کتابداران است.»

ایشان با تأکید بر اینکه کتابداران منبع و مرجعی برای راهنمایی مراجعین به کتاب هستند خاطر نشان کردند:

«یکی از نیازهای کنونی، نظم مطالعاتی در میان دوستدارن کتاب است که کتابداران با راهنمایی صحیح می­توانند این خلاء را برطرف کنند.»

رهبر انقلاب اسلامی نقش کتابداران در جهت­دهی به مراجعان برای کتابخوانیِ همراه با تأمل را یادآور شدند و با اشاره به اهمیت برنامه­های مطالعاتی افزودند:

«یکی از نیازهای مهم جامعه بویژه نسل نوجوان و جوان طراحی سیر مطالعاتی در موضوعات مختلف و با تنوع مناسب است.»

 

عرضه کتاب سالم و جلوگیری از ورود کتابهای مضر، یکی دیگر از محورهای سخنان حضرت آیت الله خامنه­ای بود. ایشان درباره این موضوع خاطر نشان کردند:

«لزوماً هر کتابی مفید نیست و نمی­توان بازار کتاب را آزاد گذاشت تا کتابهای مضر وارد جامعه شوند.»

رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم ترویج کتابهای خوب و سالم و جلوگیری از تغذیه معنوی ناسالم افزودند:

«گاهی در بازار کتاب، کارهایی به ظاهر فرهنگی ولی با مقاصد سیاسی و انحرافی دیده می­شوند که باید به این موضوع توجه جدی­تری شود.»

حضرت آیت الله خامنه­ای تأکید کردند:

«تولید، ترجمه، و نشر کتاب باید بر طرف کننده نیازها و خلاءهای فکری جامعه باشد.»

 

رهبر انقلاب اسلامی همه دستگاههای فرهنگی و تبلیغاتی کشور را به حرکتی جدید و فراگیر در ترویج کتاب و کتابخوانی فراخواندند و خاطرنشان کردند:

«تیراژهای چند هزاری و چاپ های مکرر کنونی کتاب، شایسته کشوری 75 میلیونی و با جمعیت گسترده جوان، نیست.»

حضرت آیت الله خامنه­ای با اشاره به درصد بسیار بالای با سوادی در کشور افزودند:

«باید از این فرصت برای گسترش توجه به کتابهای مورد نیاز جامعه و کتابخوانی همراه با فکر و تدبر استفاده شود.»

 

*

 

در ابتدای این دیدار آقای حسینی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به اقدامات انجام گرفته در عرصه کتاب و کتابخوانی گفت: «افزایش حدود 48 درصدی کتابخانه­های عمومی و 20 برابر شدن خرید کتاب در شش سال گذشته، آغاز برنامه مطالعاتی سند نهضت مطالعه مفید و سند چشم­انداز نهاد کتابخانه، برگزاری مسابقات متعدد کتابخوانی و جشنواره­های کتاب، برگزاری نمایشگاههای عمومی و تخصصی کتاب، راه اندازی شبکه کتابخوانان حرفه­ای، و آموزش و ارتقاء علمی کتابداران از جمله تلاشها و اقدامات انجام گرفته است.


آقای واعظی دبیرکل نهاد کتابخانه­های عمومی کشور نیز گزارشی از وضعیت کتابخانه­های عمومی و برنامه­های فرهنگی این نهاد ارائه کرد.




دنبالک ها: پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 تیر 1390 توسط محمدقائم خانی

م. ارشدی

 

پایان دنیا (3)

 

هم چنین این فیلم مسلما از جنبه های سیاسی نیز بی بهره نمانده است. اوباما نخستین رییس جمهور سیاه پوست امریکا است امااین فیلم درست قبل از انتخابات ریاست جمهوری امریکا ساخته شد و در آن رییس جمهور و مشاور وی افرادی سیاه پوست و بسیار صلح طلب اند .

رییس جمهور آمریکا در اخرین لحطات با وجود اینکه بلیط کشتی مذکور را دارد برای همدردی و تعهدی که نسبت به مردمش دارد، در پیامی تلویزیونی به همه آنها می گوید که من در کنار شما هستم و در نهایت با جمعیتی از مردمان عادی در برابر پایان دنیا سر تسلیم فرود می آورد.

مشاور وی که حداقل به زعم نگارنده مشخصات ظاهری وی بسیار تداعی کننده اوباما بود، فردی صلح طلب است که تمام تلاشش را برای نجات مردم کرد. رییس جمهور قبل در سیل کشته شد و او به واسطه کشتی نجات، به آینده راه یافت! ونه شاید، که حتما، رای آوردن اوباما بی تاثیر از این فیلم نبوده است.

از سوی دیگر جنجالهای سیاسی امریکا و بلوک شرق با معرفی پولدار روسی "کارپف" نمایان می گردد. پولداری منزجر کننده که تنها به واسطه پولش بلیط کشتی را دارد. در کنار آن تبتی‌ها از این واقعه آگاهند و آن را در مناسک خود جای داده‌اند و چینی‌ها قرار است پذیرای این همه آدم برگزیده باشند و در نهایت مطابق با مضامین سایر داستانهای هالیوودی این تنها آمریکاست که تمام ملل حول رهبری و اندیشمندی مردم او منجی جهان می‌شود. بر خلاف آنچه که در تمامی ادیان آمده دنیا پس از زیر و رو شدن  به مدد تفکر مردمان امریکا 400 هزار نفر نجات می یابند و دوباره به حیاتشان ادامه می دهند .

و البته بسایر بسیار جالب تر است که تنها ویژگی منجی آنها یعنی جکسون، عشق فراوان به خانوده است. در فیلم زن به معنای هویت یک ملت است. و عشق فراوان جکسون به علی الخصوص همسرامریکاییش بیانگر این است که این عشق به امریکاست که باعث منجی گری او شده است.

در اخر باید گفت این فیلم و بسیاری از فیلم های مشابه، بیانگر این است که دنیای غرب تلاش می کند تا از طریق ابزار رسانه اذهان مخاطبان خود را برای شروع وقوع آخرالزمان مطابق با تفاسیرشان آماده سازد. مویدی بر این کلام دو شاهد زیر را می توان گرفت:

چند سال پیش، هنگامی که در اثر آزمایش‌های ژنتیکی، گوساله‌ای سرخ موی به دنیا آمد، آقای «ریچارد لندز» استاد  آخرالزمان شناسی دانشگاه «بوستن» آمریکا گفت: «به دنیاآمدن این گوساله، همان چیزی است که انتظار آن رامی‌کشیدیم. حالا می‌توانیم جنگ آخرالزمان را آغاز کنیم.» هم چنین خبری در سایت‌ها منتشر شد مبنی بر این‌که کودکی عجیب الخلقه   با تنها یک چشم در پیشانی در سرزمین‌های اشغالی متولد شده است.صهیونیسم‌هاتلاش کردند تا این خبر را منطبق با پیش‌بینی ظهور دجال در آخرالزمان بر اساس باورهای اسلامی و مسیحی تفسیر کنند.            
  بی‌شک جهان غرب درصدد تغییر و تحریف معنای آخرالزمان و آماده‌سازی اذهان جهانی برای پذیرش تفسیر غربی آخرالزمان از طریق سینماست.

 




طبقه بندی: اعتقادات اسلامی،  فرهنگی، 
برچسب ها: پایان دنیا،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 تیر 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

دلخوش

محمد حسین نعمتی

 

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش

طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخوش

پایمان بر لب گور است و حریصیم هنوز

با همان هلهله شادیم که کودک دلخوش

ماهی تُنگ در اندیشه دریا دلتنگ

ما نهنگیم و به یک برکه کوچک دلخوش

جز دورویی و ریا سکه نیندوخته ایم

کودکانیم و به سنگینی قلک دلخوش

باد، حیثیت این مزرعه را با خود برد

ما کماکان به همان چند مترسک دلخوش

 




طبقه بندی: شعر، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 28 تیر 1390 توسط محمدقائم خانی

 

م. ارشدی

 

پایان دنیا (2)

 

قهرمان داستان مردی به نام جکسون است که از همسرش جدا شده و دارای دو فرزند است. وی یک نویسنده عادی و علاوه بر آن راننده یک سرمایه دار روسی است. که پس از آگاهی یافتن از نابودی زمین و پی بردن به وجود نقشه ای که محل نگهداری کشتی را نشان می دهد تمام تلاشش را برای نجات خانوداه اش می کند. جکسون پس از گذر  از خطرهای فراوان با خانواده خود مخفیانه داخل کشتی می شوند.اما آنها در بخش چرخ دنده های لولای دریچه کشتی گیر می کنند. دریچه کشتی دچار مشکل می شود و حالا نجات همه سرنشینان به عهده جکسون و پسرش نوح است.

شاید بتوان بی مبالغه فیلم برداری و جلوه های ویژه این فیلم را از شاهکارهای دنیا دانست. ایجاد شکاف ها در سطح زمین و بلعیده شدن آن .. همه نشان از سحر این چوب جادوholly wood  است که وقتی این فیلم بر روی پرده به نمایش می آید تماشا کننده را محسور و غرق در خود می کند.

و شاید بتوان به نوعی این فیلم را جهان شمول نامید، چرا که در این فیلم بسیاری از تمدن ها نماینده ای دارند. مردمان هند، تبت، چین، ژاپن، روس، آمریکا، مسیحیان، حتی کعبه... که خود این ترفندی برای افزایش مخاطبین و ایجاد ارتباط و علقه با مردمان مختلفی است که از این طریق شم اقتصادی خود را پاسخ دهند. حتی امن ترین نقطه جهان را چین مقرر کردند که مدرس عالی سینما، محمد رضا اسلام لو، این استراتژی را مستقیما با جمعیت میلیاردی چین و ایجاد حس تعلق برای چینیان مرتبط دانست تا بتوانند نسخه های بسیار بیشتری از این فیلم را به فروش برسانند.

حتی در این فیلم می بینیم که نحوه نجات قوم بشر، برگرفته از داستان معروف حضرت نوح است که در کتب مقدس ادیان الهی به آن اشاره شده است. در فیلم «2012» به جز آن 400 هزار نفری که به عنوان برگزیدگان جهان(!) انتخاب می‌شوند و یک جفت از هر حیوان که همگی به سوی کشتی مسقف گسیل داده می‌شوند، بقیه محکوم به نابودی هستند؛ حتی دانشمند هندی که موضوع را برای نخستین بار کشف کرده است. این داستان در بسیاری از ادیان مطرح شده است و از این باب بسیاری از ملتها ذهنیتی دارند که پذیرفتن ماوقع فیلم و سحر holly-woodرا بر آنان میسر می سازد.

هم چنین در 2012 همه بناهای تاریخی و دینی جهان در اثرسیل ویران می‌شوند به جز خانه کعبه و نمادهای اسلامی که کارگردان عمدا و به لحاظ حساسیت‌های موجود به سراغ آنها نرفته است. البته سرعت رشد اسلام در غرب واهمه ای بر غربیان انداخته است به گونه ای که برای مقابله با اسلام به معرفی رقیبی یعنی بودای تبتی می پردازد.

بودابیان تبتی نسبت به مسلمانان از کینه‌ای تاریخی برخوردارند؛ بوداییان تنفر خود را از مسلمانان در مراسم سالانه خود به نام «کالاچاکرا» با به آتش کشیدن نماد کعبه آشکارا نشان می‌دهند. این موضوع همواره برای صهیونیسم مورد توجه بوده است. در فیلم، هنگامی که تصاویر سرگردانی صاحبان و مؤمنان ادیان دیگر در برنامه‌های «سی.ان.ان» نمایش داده می‌شود، می‌بینیم که راهبان بودایی در ارتفاعات چین در آرامش کامل به سر می‌برند و وقتی که جکسون در کوهستان گیر می‌افتد، این بودایی جوان است که او را نجات می‌دهد و به کشتی می‌رساند. البته توجه به این نکته نیز جالب است که اگرچه جهان غرب بسیار به بودای بی‌آزار وکرنشگر درمقابل تمدن غرب علاقه‌مند است، اما این تفکر بودایی هرگز اجازه ورود به کشتی نجات و حضور در آینده بشریت را ندارد؛ بلکه تنها وظیفه او رساندن منجی به سفینه است.

 

ادامه دارد...




طبقه بندی: اعتقادات اسلامی،  فرهنگی، 
برچسب ها: پایان دنیا،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 تیر 1390 توسط محمدقائم خانی

م. ارشدی

 

پایان دنیا (1)

 

هالیوود holly wood  چوب جادوگری ای که با جادویش مخاطبان و تماشاچیان خود را سحر می کند. تاثرات فراوان حتی جهانی، شکی در سحر این این کارخانه جادو نمی گذارد. کارخانه ای که با فروش چند صد میلیاردی خود تصمیم به تسخیر دنیا دارد و از این روی است که سردمداران صهیونیسم از سالها پیش آن را هدف قرار دارند و امروزه بیش از 90 درصد از هالیوود در اختیار یهودیان است. صهیونیسم هالییود را امیدی برای احیای ارزش های خود می داند و از این رو همواره تلاش می کند تا با تولید آثار، اندیشه های خود را به مخاطب القا کند. در سالهای اخیر آنها کمر همت به مخدوش کردن و کمرنگ کردن اندیشه ی مهدویت با بیان مفاهیمی چون آرمگدون ... بسته است. این بار با فیلم 2012 که در برگیرنده زیباترین تکنیک های فیلم سازی است به این میدان ورود یافته است.
کارگردان این فیلم «رولند امریش»، یکی از کارگردانان خوش تکنیک هالیوود است. آثار او تاکنون چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفته بود (از جمله روزاستقلال، میهن پرستی، گودزیلا) اما همواره از پرفروش‌ترین فیلم‌های هالیوودی محسوب می‌شوند. این بار «امریش» نه تنها فیلمی پرفروش در مقیاس جهانی تولید کرده، بلکه در لایه‌های پنهان آن، حرف‌های فراوانی هم برای گفتن دارد.

فیلم 2012 داستان پایان دنیا است. پایانی که بر گرفته از تقویم مایا در سال 2012 میلادی به وقوع خواهد پیوست. در این سال زمین به زیر آب فرو خواهد رفت و مقامات پس از آگاهی مقرر می کنند تا 400 هزار نفر از برگزیدگان جهان همراه یک زوج از هر حیوان و آثار برجسته هنری در یک کشتی گنجانده شوند. چند روز پیش از شروع حادثه مردم دنیا خبردار می شوند. عده ای در غرب خودکشی می کنند موردی که البته در غرب چندان عجیب هم نیست و سایرین هم به دنبال راه مفر.

 

ادامه دارد...




طبقه بندی: فرهنگی،  اعتقادات اسلامی، 
برچسب ها: پایان دنیا،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 تیر 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

ما زاده اشکیم و قرین حزن ...

و هزاران داغ که بر سینه داریم ...

و دانه­های باران روحمان دائم بر صفحه گونه­هامان جاری است ...

و این غم­ها را در آغوش کشیده­ایم ...

و تا دستمان در دستان آن سفر کردة دل­برده قرار نگیرد،

دست از اندوه دائمی­مان بر نخواهیم داشت.

*

از بس که روضه خواندیم،

تندیس آه و اشکیم،

یک هیئت مجسّم

...

 

(سه­شنبه 10/12/1389، ساعت 11:47 صبح)

 




طبقه بندی: دل نوشته ها، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 26 تیر 1390 توسط محمدقائم خانی

گزارش یک جشن (13)

 

نظرسنجی از ناشرین:

 

در انتهای گزارش بد نیست تا نظر چند ناشر مطرح جریان روشنفکری را درباره حوزه نشر ایران، به صورت خلاصه بخوانید:

 

نشر نی

 

-        گرمی، عدم تهویه، کمی مشکل برنامه­ریزی کلی و عدم اختصاص داشتن مکان به این کار

-        هم­جا مشکل هست؛ عدم اطلاع­رسانی، کتاب­خوان نبودن مردم.

-        حوزه تخصصی: فلسفه، اقتصاد، جامعه­شناسی و سیاست

-        کتب پرفروش: سرگذشت فلسفه، تاریخ فلسفه سیلسی

-        شاخص کتاب خوب: ترجمه خوب، جلد کتاب. در ادبیات: کشش داستان، در کتب جدی: حرف نو زدن، هماهنگ با نیاز مخاطب بودن

 

سروش

 

-        خوب است. خیلی بهتر از اوین است. اما وضعیت تهویه، خریدار زود خسته می­کند.

-        مشکل همه­جا هست، اما مشکل اصلی در نبود اعتبارات است. نویسنده نمی­تواند کتابش را چاپ کند و مأیوس می­شود.

-        هم نویسنده خیلی به ناشر کمک می­کند و او را بالا می­برد و هم ناشر به نویسنده و کتابش اعتبار می­بخشد.

-        امروزه در شهرستان­ها مشکل زیادی برای تهیه کتاب وجود ندارد؛ پست، تلفن، اینترنت، نمایشگاه استانی.

-        کتب پرفروش: فرهنگ آثار ایرانی- اسلامی، فرهنگ آثار ملل، فرهنگ کردی، مجموعه کتب هنری.

-        شاخص کتاب خوب: نویسنده، مترجم، صحافی و طراحی جلد.

-        شعار امسال نشر: سروش، در خدمت اندیشه­های برتر.

 

لیوسا

 

-        تهویه، کتاب آوردن صبح.

-        مشکل کتاب: سلیقه­ای برخورد کردن، تبودن قانون کپی رایت، فیلتر زیاد

-        سنتی بودن توزیع مشکل اولی نیست و در رده دوم اهمیت است.

-        کتب پرفروش: قدرت (در حوزه روانشناسی)

-        شعار نشر: بهترین را از ما بخواهید.

 

 




طبقه بندی: کتابخوانی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 تیر 1390 توسط محمدقائم خانی

گزارش یک جشن (12)

 

نظرسنجی از ناشرین:

 

در انتهای گزارش بد نیست تا نظر چند ناشر مطرح جریان روشنفکری را درباره حوزه نشر ایران، به صورت خلاصه بخوانید:

 

نیلوفر

 

-        مشکل فقط در پیش­تولید و ارتباط با وزارت ارشاد است.

-        وضعیت ادبیات داستانی عالی است، ادبیات راه خود را می­رود. حتی اگر سانسور شبیه قرون وسطی باشد.

-        به هیچ­وجه ما مافیای توزیع نداریم، توهم است. کسانی که کتاب­هایشان فدوش نمی­رود، این اسم را درآورده­اند.

-        سانسور است که به دیده نشدن کتاب­های خوب ضربه می­زند.

-        کتب پرفروش: آناکارنینا، بادبادک­باز

-        شاخص کتاب خوب: محتوا البته بدون سانسور

-        مهم­ترین مشکل کتاب در ایران: سانسور

-        شعار نشر: ترجمه خوب

 

نشر چشمه

 

-        مشکلات کتاب در ایران: گرانی کاغذ، عدم تنوع موضوعات در ادبیات (فیلتر ارشاد)، عدم امکان تبلیغ کتاب در ایران

-        در سیستم توزیع فعلی، کتاب­فروشی­ها مشکلیندارند. مردم کتاب­خوان نیستند.

-        حوزه تخصصی: ادبیات

-        کتب پرفروش: عنوان خاصی نبوده است.

-        شاخص کتاب خوب: استقبال مخاطبو هر کتابی که مخاطب بخرد خوب است؛ چه «دا» باشد، چه رمان­های فهیمه رحیمی، چه...

-        مهم­ترین مشکل کتاب در ایران: کتاب نخواندن مردم

-        شعار نشر: شعار خاصی نداریم. چراکه امکان بزنامه­ریزی در ایران نیست، هم موانع اقتصادی و هم موانع سیاسی.

 

ادامه دارد...




طبقه بندی: کتابخوانی، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 تیر 1390 توسط محمدقائم خانی

گزارش یک جشن (11)

 

در آخرین بند از گزارش سری کوتاه به شاخص­های کتاب ادبی خوب می­زنیم. البته فقط از روی ادای دین، چرا که بحث مفصل است و به راحتی جمع نمی­شود. به طور خلاصه می­توان شاخص­های زیادی را برای کتاب ادبی خوب بیان کرد. در این مجال سعی می­شود تا به هرکدام از آن­ها اشارتی گردد تا مجموعه­ای کوچک از چندین معیار به دست بیاید.

اولین شاخصه کتاب ادبی خوب، قوت ادبی مولف است. او باید بر عناصر ادبیات مسلط بوده و مایه هنری کارش در سطحی بالا باشد. خیال­انگیزی، کاربرد متناسب صنایع ادبی و تسلط بر اوزان و رعایت قافیه، گستردگی دایره لغات، روانی و سادگی زبان و... مواردی است که عیار شعر را مشخص می­کنند. خط تعلیق قوی، شخصیت­پردازی و فضاسازی خوب، پیرنگ محکم، زاویه دید متناسب، نثر جذاب و روان، لغات مناسب و به­جا و... شاخص­های تشخیص داستان خوب هستند. پس شاخص مهم اول، توجه به عناصر ادبیات است.

بخش دوم، اندیشه و معرفت بارشده بر این محمل ادبی است. هم دفاتر شعر، هم مجموعه داستان­ها و هم رمان­ها، بستر انتقال معانی و مفاهیمی به خواننده هستند. مسلما هرچه که این افکار به حقیقت نزدیک­تر باشند و بیشتر بر راه درست قدم بگذارند، بر ارزش کتاب افزوده شده، قدر و قیمتش بیشتر می­گردد.

شاخص بعدی ظاهر کتاب است. طراحی جلد یکی از مهم­ترین بخش­هاست. هرچه این طراحی، هنری­تر باشد، کتاب ارزشمندتر خواهد بود. یعنی هم خود طرح باید در سطح بالایی باشد و هم تناسب زیادی با موضوع و محتوای کتاب داشته باشد. خلاقانه­تر بودن این طراحی، تأثیر زیادی بر خواننده داشته و حتی می­تواند رغبت مخاطب را برای خواندن و ادامه دادن کتاب فزونی بخشد.

بخش بعدی حائز اهمیت، چاپ خود کتاب است. استفاده از کاغذ مناسب و دقت در صفحه­بندی کتاب، سهم عمده­ای در دل­پذیر بودن کتاب و جلوگیری از ملال­آوری حین خواندن آن دارند.

در صورتی که این موارد رعایت شود، مسلما کتاب به فروش خوبی هم خواهد رسید و مخاطب خود را پیدا خواهد کرد. بنابراین در کنار این شاخص­ها، می­توان فروش بالای کتاب را هم عنوان کرد. البته باید توجه داشت که فروش بالا به تنهایی، نمی­تواند معیار خوبی باشد اما در کنار سایر موارد عرض شده، معیار خوبی برای سنجش کتاب خوب است.

آنچه که در سطور بالا عرضه شد، تنها برداشت­هایی خلاصه و کدگونه از ادبیات در نمایشگاه بین المللی و به تبع آن، ادبیات در بازار کتاب ایران بود. امید است که با بررسی دقیق هر کدام از مباحث مطرح شده، راه حل­های مناسبی برای برون­رفت از وضعیت موجود پیدا شود.

گویند که نمایشگاه بین المللی، جشن کتاب در ایران است. گزارش ما پر بود از خنده. همان خنده­های تلخی که از گریه... بگذریم. گزارش ما پر بود از خنده و کمی هم گریه داشت. چه کنیم که جشن جای گریه کردن نیست، وگرنه...

به پایان آمد این دفتر        حکایت هم­چنان باقیست

 




طبقه بندی: کتابخوانی،  ادبیات داستانی،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 تیر 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

می­توان آیا؟

· محمد علی مجاهدی

 

می­توان آیا غم یک مرد را ترسیم کرد؟

نقشه جغرافیای درد را ترسیم کرد؟

می­توان آیا به روی بوم پر نقش بهار

وسعت اندوه برگ زرد را ترسیم کرد؟

می­توان آیا به گِرد کودکی گم­کرده راه

ازدحام مردم بی­درد را ترسیم کرد؟

می­توان با دیدن دستان سرشار از تهی

سایة رنج دل یک مرد را ترسیم کرد؟

می­توان آیا در این هُرم نفس­گیری که هست

نقش دلخواهی ز آه سرد را ترسیم کرد؟

می­توان در پیش روی آینه، این چشم باز

نقش پلک نیمه­بازِ گرد را ترسیم کرد؟

می­توان در امتداد حیرت آیینگی

حیرت مجنون صحراگرد را ترسیم کرد؟

از تو می­پرسم، بگو با من که آیا می­توان

غربت دلهای غم­پرورد را ترسیم کرد؟

 




طبقه بندی: شعر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 24 تیر 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

دادخواست

100 شعر اعتراض

 

به کوشش: امید مهدی نژاد و محمد مهدی سیار

ناشر: سپیده باوران (مشهد)

چاپ اول: مرداد 1388

قیمت: 3500 تومان

مرکز پخش: مجتمع گنجینة کتاب، کتاب آفتاب

تلفن: 2222204 2238613 (0511)

www.abook.ir

 

می­خواستم مثلاً چیزی بنویسم در معرفی این کتاب -کتابی که بسیار از آن لذت برده­ام و البته بسیار با آن درد کشیده­ام!- چه بنویسم جز شعرهای این کتاب که سر تا پا گویای حقیقت خود هستند؛ شعر اعتراض... .

 




طبقه بندی: شعر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 تیر 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

دس نذار روی دلم،

دلم کبابه، داداشی!

این روزا دلا تو خطِ نون و آبه، داداشی!

حالمون رو پرسیدی، قربونِ اون معرفتت

توی این هول و وَلا خیلی خرابه، داداشی!

دل کجاس؟ دیگه باهاس دنبال بی­دلا بریم

این روزا، این طرفا بیدلی بابه، داداشی!

یه نسیمی اومد و دمید و ما عین حباب

نقشِ ما نقش بر آبه و سرابه، داداشی!

چی شد اون جوری نشد؟ کجا؟ کیا؟ کدوم طرف؟

چه سؤالایی دارم که بی جوابه، داداشی!

اگر دوس داری تو هم یه روز به رؤیات برسی،

چِش ببند و خوب بخواب؛ زندگی خوابه، داداشی!

 




طبقه بندی: شعر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 تیر 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

گلدون شکسته

 

عبدالرضا رضائی­نیا

ناشر: سپیده باوران (مشهد)

چاپ اول: شهریور 1389

قیمت: 2400 تومان

مرکز پخش: مجتمع گنجینة کتاب، کتاب آفتاب

تلفن: 2222204 2238613 (0511)

www.abook.ir

 

توجه: اگه می­بینی این همه مشخصات برات ردیف کردم برا اینه که می­خوام چند تا از این شعرها رو برات بذارم؛ اصولاً بنده اهل این نیستم که بخوام از اثر دیگران استفاده سوء بکنم، پس جدّاً و اساساً توصیه می­کنم که این کتاب را بخرید، بخوانید و به دیگران هم بدهید تا بخوانند!

 

در پیشانی­نوشتِ این کتاب آمده است:

 

دریغا!

اول حرفی که در لوح محفوظ پیدا آمد،

لفظ «محبت» بود.

پس نقطه­ی «ب» با نقطه­ی «نون» متصل شد،

یعنی «محنت» شد.

(عین القضات)

 




طبقه بندی: شعر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 23 تیر 1390 توسط محمدقائم خانی

گزارش یک جشن (10)

 

از این بحث جنجالی که بگذریم، به یکی از مهم­ترین حرف­های حول و حوش ادبیات می­رسیم. چیزی که هنوز هم جای بحث دارد و بسیار هم تعیین کننده است؛ «ادبیات، محمل اندیشه». ادبیات جهانی بزرگ­ترین محمل پخش اندیش­ها و فلسفه­های جهانی در میان مردم است. بسیاری از افکار مغلق و سنگین، هنگامی که لباس ادبیات به تن می­کنند، به راحتی از طرف مردم پذیرفته و هضم شده و بستر انتقال اندیشه­ها می­گردند. در ایران اما، این مهم کمتر صورت گرفته است و بخش عمده­ای از ادبیات سعی در گذشتن از افکار و چسبیدن به الفاظ دارد. حتی در میان روشنفکرانی که ادعای ادبیات اندیشمند و متفکر را دارند نیز، بیش از آن که اندیشه حضور داشته باشد، پز متفکر بودن وجود دارد. نویسنده، بدون آن که حرفی جدی در میان باشد، ژست سخن عمیق داشتن به خود می­گیرد و از طریق برخی تکنیک­های نویسندگی، سعی می­کند تکبر ناشی از عالم بودن و چیز فهمیدن را نشان دهد و به رخ بکشد.

در ادبیات مذهبی و انقلابی وضع بهتر است، اما در اینجا نیز، جز در مواردی استثنایی، اتفاق خاصی نیفتاده است. فقط در شعر انقلابی است که می­توان رد پای افکار واندیشه­ها را به صورتی پررنگ و عمیق مشاهده کرد. البته در کلیت آن، وگرنه اشعار بی­مغر و بی­مایه هم در این بخش بسیارند. در شعر آیینی، به علت تولید بالا، حضور اندیشه کاملا مشهود است. اما متأسفانه غلبه با شعر آیینی غیرمتفکر است. البته در این بخش، از آن جهت که رو به جانب اندیشه و معارف اسلامی است، محصولات بسیار قوی و ارزشمندی وجود دارند. در ادبیات داستانی انقلابی و مذهبی، حضور معارف واندیشه­ها جدی نیست و بیشتر ظاهری از اسلام و انقلاب حضور دارد تا مایه و جوهر آن­ها.

متأسفانه این مبحث، همواره به کلیشه «ادبیات عامیانه و روشنفکری» غلتیده و از هدف اصلی دور می­شود. عموم منتقدین، ادبیات را به دو دسته تقسیم می­کنند؛ ادبیات عامه­پسند و ادبیات روشنفکری. اولی را ادبیات مبتذل و بی­مایه و سبک می­شناسند و دومی را ادبیات متفکر و پرمغز و وزین. این دوگانگی باعث شده است که کلیشه اغلب نویسندگان و منتقدین، در همین قالب خشک مانده و هر نظری را از پس این عینک ببینند یا صادر نمایند. اما واقعیت آن است که حداقل در ایران اسلامی ما، هیچگاه چنین چیزی صادق نبوده است که ارتباط با بدنه مردم، نیازمند ابتذال و دوری از اندیشه باشد و چسبیدن به روشنفکران، متضمن شعور و درک عمیق. مسلما ادبیات مذهبی و انقلابی، هم باید محمل اندیشه و معرفت عمیق باشد و هم مخاطبی گسترده در میان عموم مردم داشته باشد. این همان راه سومی است که شعر و داستان انقلاب، باید در وادی موجود بگشاید و کلیشه­ها را بر هم بزند. تک­تلاش­هایی برای انجام این کار، توسط برخی از شعرا و داستان­نویسان برداشته شده است، اما هنوز در ابتدای مسیر بوده و تا رسیدن به موفقیتی نسبی، هرچند کوچک، راه درازی باید طی شود.

 

ادامه دارد...

 




طبقه بندی: کتابخوانی،  شعر،  ادبیات داستانی، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 22 تیر 1390 توسط محمدقائم خانی

گزارش یک جشن (9)

 

ادبیات و تبلیغ: در بسیاری از نقاط دنیا، رسانه­ها به کمک بازار کتاب می­آیند و مردم را به خواندن آن تشویق می­کنند. اما در ایران، کتاب در انزوای خاصی به سر برده و از صحنه رسانه­ها دور است. این جدایی به حدی است که احساس می­شود بعضی از رسانه­ها در ایران، کتاب را رقیب خود دانسته و از کتاب­خوان شدن مردم ناراحت می­شوند. عدم تبلیغ باعث شده است در دنیای رسانه­های متنوع، رغبت مردم به کتاب کم شده و شور لازم برای مراجعه به آن وجود نداشته باشد. این مشکل برای ادبیات هم وجود داشته و نوعی تنهایی در این حوزه دیده می­شود.

ادبیات و نقد: نقد ادبی در ایران دچار معضلات بسیاری است. شاید اولین آن­ها عدم تسلط منتقدین بر مبانی و ضرورت­های نقد ادبی صحیح باشد. البته هر منتقدی بنا بر اندیشه­های خود می­تواند مبنای متفاوتی را برگزیند، اما نقد بی­مبنا و بدون تکیه بر اصولی مشخص، نوعی هرج و مرج در این بخش ایجاد کرده است. در این میانه، سیاسی شدن نقدها، جبهه­بندی نقدهای ادبی در برابر هم، تکراری بودن حرف­های منتقدین هم­فکر و... از پیامدهای هرج و مرج به وجود آمده است. منتقد ادبی مذهبی و انقلابی هم که بسیار کم بوده و حتی به نسبت کتب کم تولیدی مرتبط با این حوزه­ها نیز، نقد و بررسی جدی قابل چشم­گیری موجود نیست.

 

ادامه دارد...




طبقه بندی: کتابخوانی،  ادبیات داستانی،  شعر، 
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic