حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 20 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

ستایش فیلسوف است؛ نه می­رقصد، نه پرواز می­کند

 

بازی خانم اسکندری در نقش همسر شهید کاملا قابل توجه بود. او در عین حال که به خاطر علاقه به همسرش، بسیاری از مسائل را پذیرفته و برای یافتنش به منطقه عملیاتی آمده بود، نسبت به فضای خاص جنگ، بسته عمل نکرد و گام در مسیر تحول درونی گذاشت. ماندگاری او در آن مکان و افتادن در مسیر داستان، منشأئی به جز شخصیت خودش نداشت که به خوبی منتقل شده بود. او قبل از آنکه همسر شهید باشد، خود و موقعیتی که در آن قرار گرفته بود را می شناخت. بازی متفاوت این بازیگر در دو مقطع زمانی، این تفاوت را محسوس کرده و جریان اتفاق افتاده در هواپیما و صحبت­های او را باور پذیر ساخته بود. مهدی هاشمی هم در نقش خود واقعا خوب ظاهر شد. این شخصیت در عین داشتن ظاهری خاص و روحیاتی خاص­تر، اصولی بسیار مشخص و محکم داشت که در جریان فیلم رفته رفته برای تماشاگر آشکارتر می­شد. فیلم آرام­آرام و کاملا محتاطانه به این شخصیت نزدیک می­شد و بازی خوب هاشمی در پنهان داشتن برخی تفکرات و احساسات در ابتدا و نمایش آهسته آنها در طول فیلم و در حوادث بعدی، کارگردان را در رسیدن به هدفش بسیار کمک کرد. حضور شهاب حسینی و بازی گرم او نیز در گره خوردن احساس بینند با شخصیت شهید داستان، بسیار مؤثر بود. البته با وجود کوتاهی نقش، نوع قصه و به ویژه صحنه مربوط به پرواز هواپیما، بازی شهاب حسینی را در یادها ماندگار کرد. انتخاب هوشمندانه او هم به فیلم کمک کرد و هم برای خود او، تجربه­ای ارزشمند و متفاوت به ارمغان آورد. در زمینه انتخاب بازیگر و نیز بازی گرفتن از شخصصیت­های محلی، متأسفانه این قوت دیده نشد و بینند با مردم خوزستان همراهی زیادی نداشت. برادر شهید چمران هم نتوانست پاسخ خوبی به انتظار تماشاگران - که چمران را یکی از اسطوره­های دفاع مقدس خود می­داند -  بدهد. اثر مونتاژ خوبی داشت. تقطیع سریع نماها یا کشدار بودن سکانس­ها به چشم نمی­آمد. این یعنی این که مجموعه مونتاژ توانسته بود قصه را به نحو قابل توجهی خوب تعریف کند، با فرازش بالا برود و با فرودش، پاییم بیاید!

ایراداتی در بخش­های جزئی و کارگردانی کار دیده می­شود حقش بود که چنین فیلم­نامه مستحکمی، بهتر از اینها از آب درآید. اما نکته­ای قابل توجه وجود دارد که توانسته است اکثر ضعف­ها را بپوشاند. کارگردان توانسته بود چیزی را به وجود بیاورد که در بسیاری از فیلم­های ما دیده نمی­شود؛ «هماهنگی بخش­های گوناگون و سهیم بودن هر کدام از عوامل در موفقیت محصول». این مورد نشان دهنده آن است که کارگردان موفق شده به جمعِ دست اندر کار ساخت این سریال، یک روح بدمد و با روایت ساده اما گیرا و معما گونه خود، تماشاگر را با قصه همراه سازد. ساخت چنین سریالی با این حد از اختلاف نسبت به سریال­های معاصر در این ژانر، به خوبی نشان می­دهد که می توان کارهای تلویزیونی را هم با کیفیتی بالا ساخت و بهانه­های موجود در ساخت سریع و بدون تسلط بر تکنیک و هنر، فقط و فقط به منظور پوشاندن ضعف­های جامعه هنری در زمینه تولید فیلم است.

در آخر کار می­ماند یک انتظار، که حتماً (!) بی­جاست! برگزاری جلسات نقد چنین سریالی حتما توقع زیادی است! سریال پخش شد وتمام، دیگر نقد آن به چه کار می­آید؟ جواب سوال، ساخت سریال «ستایش» است... شاید اگر آدم­های با سواد، به نقد «رقص پرواز» می­نشستند و ضعف­ها و قوت­های سریال را به بحث می­گذاشتند، اکنون به گنجینه­ای ارزشمند برای ساخت سریال­های دفاع مقدس می­رسیدیم و احتمال ساخت و نمایش «ستایش» را در تلویزیون کم­تر می­کرد؛ البته فقط شاید...!

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: سینما،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 19 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

ستایش فیلسوف است؛ نه می­رقصد، نه پرواز می­کند

 

بسیاری در سیما فیلم جنگی می سازند. یک چیزی مثلا در ژانر دفاع مقدس یا جنگ یا ضد جنگ یا از این جور چیزها. می سازند و می سازند و آنتن پر می کنند و البته در اکثر موارد هم اسمی در می کنند و سابقه دار می شوند! یکیش هم فیلم اخیر پخش شده که انصافا ته هنر را درآورد و دست ما به «ته­دیگ» فیلم دفاع مقدس هم رسید! می­شود به سراغ چنین اثر فاخری نرفت! این همه فیلسوف در جبهه جنگ باشند، کم چیزی است؟ خب برویم سراغ... اما من نمی­توانم. سرم را درد بیاورم که کجای «ستایش» را بستایم؟ اصلاً کجایش را بزنم؟ آن­وقت جای سالمی برایش می­ماند. نه فقط ستایش، که اغلی تولیدات سیما در این ژانر، چنین­اند. چند خط نوشتن از ایشان هم اسراف است. در میان تمام فیلم ها و سریال­ها، کمتر آثاری هستند که در دستیابی به این حد از ابتذال و بی مایگی این قدر موفق باشند و شاهد مطلوب در آغوش بگیرند! راستش را بخواهید من اصلا حوصله دیدنشان را ندارم، چه رسد به نقدشان را. ولی این­طور که نمی­شود. بعد یک بند، رها کنم و بروم؟ چاره­ای نیست که سفری در زمان کنم و چند سالی عقب بروم. بروم تا شاید اثری در خور بیابم. بعد عبور از چند سال، به چیزی می­رسم که نمی­توانم در قماش دیگرانش به حساب آرم و به راحتی از کنارش بگذرم. همان را می­چسبم و قلم به حرکت درمی­آورم؛ «رقص پرواز».

برای نقد سریال از فیلم­نامه شروع می­کنم، از ماده خام کارگردان برای ساخت فیلم. علیرضا طالب­زاده نشان داد که می­توان یک فیلم­نامه بسیار حرفه­ای و متناسب با واقعیت حادثه نوشت و بینندگان بسیاری را هم پای جعبه جادو نشاند. شاید اولین ویژگی فیلم­نامه ریسک بالائی بود که در انتخاب شیوه­ی غیرخطی پیش­برد داستان وجود داشت. دلیل آن هم در خود شیوه نیست، در کارنامه افتضاح هم­قطاران بود. معمول سریال­های سال­های گذشته این ژانر، از همین شیوه قصه­گوئی بهره برده­اند و تقریبا همه هم خراب کرده­ و سر از سوبژکتیویته مشمئزکننده و شعار زدگی در آورده­اند. نویسنده با وجود چنین سابقه­ای در سریال­های سیما، باز هم به سراغ این شیوه رفت و انصافا آن را خوب از آب در آورد. انتخاب این شیوه و پرداختن به دو مقطع زمانی متفاوت، مضمونی بسیار عالی را وارد میدان کرد. رابطه فرزندان شهدا با نسل گذشته و پایداری اعتقادات خانواده­های ایثار گران. البته این موضوع در محصولات دیگر هم وارد شده بود، اما یا به پشیمانی از گذشته منتهی می­شد یا در دیالوگ­هایی شعاری، به بیانیه سیاسی تبدیل می­گردید. از نقاط قوت دیگر فیلم­نامه دیالوگ­های محکم و متین و در عین حال ساده و متناسب با هر شخصیت بود. سخنانی که در بسیاری از موارد حاوی پند و حکمت بودند، بی آنکه تصنعی و ریاکارانه باشند. حرف­ها به شخصیت­ها منگنه نشده بودند، بلکه از دل حوادث و سیر داستان بیرون می­آمدند. شخصیت­پردازی کاراکتر های اصلی، مخصوصا دکتر یاوری و همسر شهید، خوب از آب درآمده و بینندگان را با خود همراه ساخته بودند. شخصیت شهید هم نه دور از دسترس و فرشته صفت بود که تماشاگر را از همراهی باز دارد و نه آنکه آن قدر سطح پائین و دور از اهداف بلند دینی و انسانی، که سریال را به ابتذال کشاند.

به صحنه­ها هم که توجه کنیم، به نقاط قوت بیشتری در فیلم پی می­بریم، مخصوصا اگر با نمونه­های مشابه تلویزیونی مقایسه شوند. صحنه­های خرابی شهرها و نیز مسائل مربوط به مجروحان و بیمارستان هم خوب شده بودند. جلوه­های ویژه هم به روند فیلم کمک کرد. البته نه اینکه نمونه­ای عالی باشد، اما در اغلب صحنه­ها القای حس صحنه­های پرتنش را در تماشاگر داشت. ماجرای مربوط به داخل هواپیما هم از این لحاظ واقعا نمونه موفقی بود که توانست به کارگردان در همراه کردن تماشاچی کمک کند و با کم کردن گفتگو و مکالمه و رساندن پیام را مطمئن­تر سازد.

فیلم­برداری هم مناسب بود و همراه فیلم. البته انظار می رفت که با این فیلم­نامه پرکشش، بسیاری از صحنه­ها فیلم­برداری خاص خود را داشته باشند و اختلافی مشهود بین صحنه­های پرتنش و پرحادثه با صحنه­های آرام­تر و پردیالوگ­تر دیده شود. اما در مجموع، باید اذعان کرد که فیلم­برداری در اختیار قصه­گویی فیلم بود و توانست بدون پرداختن به حرکات اضافی نامتعارف و القای کاذب برخی احساس­ها، بیننده را به دل صحنه­های فیلم ببرد.

 

ادامه دارد...

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: سینما،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

هنوز و شاید همچنان...

 

امید مهدی‌نژاد

 

ای گیاهِ برآمده! ابتری، بی‌بری هنوز

ای درختِ خزان‌زده! از گیاهان سری هنوز

می‌پرید ای پرندگان روزی از قیدِ آشیان

مانده بر شانه‌های‌تان اثری از پری هنوز

ای دل، ای تودۀ هوس! کی می‌آیی به راه پس؟

صبح شد، ظهر شد، ولی لازمِ بستری هنوز

بعدِ عمری رفو شدن، نو شدن، زیر و رو شدن

در همان کاری، ای فلک! سفله می‌پروری هنوز...

*

آسمانا! به خون بخوان ماجرا را به گوشِ ابر

تشنه مانده‌ست بر زمین نخلِ بارآوری هنوز

دشنه‌ای در غلافِ خون، بیرقی سبز سرنگون

می‌درخشد در آفتاب تیغۀ خنجری هنوز

لاله‌ها سبز می‌کنند خونِ گرمِ حسین را

آتشی سرخ روشن است زیرِ خاکستری هنوز

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

موسیقی ، خوب یا بد؟

 

مجید عارف خانی

 

موسیقی از نگاه قرآن ،احادیث و روایات اسلامی

        همان طور که در هنر شعر ، اشعار جوششی و کوششی داریم و از قدیم می گوییم هرآنچه از دل برآید بر دل نشیند ، در موسیقی نیز این مطلب صدق می کند و موسیقی و آهنگی دلنشین است که برآمده از دل باشد.این جاست که باید دل پاک باشد ، رقیق ولطیف باشد واز همه مهمتر مأمن وجایگاه خداوند باشد تا مثمر ثمر باشد.پس اینجاست که اهمیت تقوا درآهنگ و موسیقی فرد نمود وشکل پیدا می کند.

در سوره لقمان آیه 6  داریم:

        (و من الناس من یشتری لهوالحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم ویتخذها هزوا اولئک لهم عذاب مهین.) و برخی از مردم سخنان بیهوده را می خرند تا مردم را از روی نادانی از راه خدا گمراه سازند وآیات الهی را به استهزاء بگیرند، برای آنان عذابی خوارکننده است.لهوالحدیث در این آیه به هر گونه سخن،آهنگ سرگرم کننده و غفلت زا گردیده ودر احادیث آمده است که منظور از لهو الحدیث غناست(فروع کافی جلد 4 صفحه 433).همین طور در آیه31 سوره حج داریم ((فاجتنبو الرجس من الأوثان و اجتنبو قول الزور )) پس از بت های پلید اجتناب کنید واز سخن باطل بپرهیزید.در این آیه نیز قول الزور به گفتار باطل و بی واقعیت گفته می شود که در احادیث از آن به غنا یاد شده است.(تفسیر قمی جلد 2 صفحه84) همچنین در آیات دیگری داریم((والذین هم عن الغو معرضون)) و آنها  مؤمنان از لغو وبیهودگی روی گردانند و همچنین آیه ی و اذا سمعو الغو أعرضو عنه که در تفسیر قمی ذیل آیه 12 آمده است که منظور از لغو غناست.

موسیقی در احادیث وروایات

     استاد شیخ علی اکبر تهرانی درباره حرمت موسیقی  فرموده اند((ما یک آیه و یا حدیث درباره حلال بودنش در هیچ کدام از کتب شیعه نداریم وهمچنین هم حدیث وهم آیه فراوان درباره حرام بودن موسیقی داریم)) WWW.ALIAKBAR.IR

پیامبر(ص)فرموده اند:الغناء رقیة الزناء غنا نردبان فحشاء و زنا می باشد.(ترجمه المیزان جلد 9 صفحه 420) ویا در حدیث دیگری فرموده اند ((...ایاکم و الغناء فإنه ینقص الحیاء ویزید فی الشهوه از غنا و موسیقی بترسید واز آن دوری کنید ، زیرا موسیقی حیای انسان را کم می کند وشهوت وغریزه جنسی را تحریک وزیاد می کند(الدرالمنثور جلد 5 صفحه 308)

در مورد موسیقی غنا و انواع آن در بخش احکام مراجع پیرامون موسیقی بحث خواهیم کرد.شهید مطهری در کتاب تعلیم وتربیت در اسلام نوشته است: موسیقی قدرت عظیم و فوق العادی دارد مخصوصا در جهت از بین بردن حریم عفت و تقوا .در زمان امام صادق (غ)

شخصی به امام صادق(ع)عرض کرد :پدر و مادرم فدایت وقتی در منزل به مستراح می روم از خانه همسایه ام نوای موسیقی و آوازه خوانی به گوشم می رسد و من گاهی برای آنکه صدای موسیقی آنها را بشنوم نشستن در مستراح را طول می دهم .پس امام (ع)فرمود :ای مرد شنیدن موسیقی و خوانندگی را ترک کن آن مرد گفت ای مولای من آخر من که به مجلس آنها نرفته ام بلکه فقط صدای آوازی از آنها را می شنوم پس امام (ع)فرمودند:آیا گفتارخدای متعال سوره اسری آیه 17را نخوانده ای  همانا چشم و گوش و قلب نسبت به آن چیزی که کسب کده اند مسئول هستند .آن مرد پس از شنیدن این آیه گفت:به خدا این آیه از کتاب خدا را تا کنون از هیچ عرب و عجم نشنیده بودم ودیگر این عمل را تکرار نخواهم کرد .پس امام فرمودند :برخیز و غسل توبه کن زیرا بر گناه بزرگی مداومت می کردی

 .                                 منبع :من لا یحضر الفقیه ج1 صفحه 73

این ها آیات ،احادیث وروایاتی پیرامون موسیقی بود،منتظر مقالات بعدی ماکه ان شاءالله علمی و دقیق خواهد بود،باشید.

ومن الله توفیق 

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: موسیقی،
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

موسیقی ، خوب یا بد؟

مجید عارف خانی

1-    موسیقی از نگاه قرآن، احادیث و روایات اسلامی

2-    حکم مراجع پیرامون موسیقی

3-    أثیرات موسیقی بر ضمیر ناخودآگاه

4-      آیا شیطان در بعضی موسیقی ها دیده می شود؟(برگردان موسیقی وشیطان پرستی در موسیقی

5-    موسیقی از دیدگاه علمی وفیزیولوژی

6-    موسیقی از نگاه متخصصان اعصاب و روان (موسیقی درمانی ، هارمونی و نویز در صدا)

7-    موسیقی از دیدگاه فلسفه و عرفان

8-    تأثیر موسیقی در زندگی ، روان و شخصیت موسیقی دانان و نوازندگان

9-    موسیقی از دیدگاه مقام معظم رهبری

10-  ارگ وجاز در جشن ها و عروسی ها

11-  موسیقی کلاسیک

 

سلام

       همان طور که می دانیم موسیقی یکی از تأثیر گذارترین هنر ها در جهان می باشد که امروزه تبدیل به یک صنعت عظیم شده است.به دلیل اهمیت و تأثیرگذاری فراوان آن ، ادیان و علوم وفنون مختلف  نقد و بررسی  شده است.سؤال این است که آیا واقعا هنر برای هنر است؟ سعی بر این است در این مقالات چهره های پنهان موسیقی برایمان آشکار شود تا بتوانیم به خوبی به این سؤال پاسخ گوییم.

        نحوه ارائه مقالات بدین گونه خواهد بود که مطالب در قالب چند مقاله ودر چند نشریه پیاپی چاپ خواهد شد ودر هر نشریه یک یا چند عنوان از عناوین ذکر شده مطرح خواهد شد . در این مقالات سعی شده است مباحث به صورت کاملا علمی و به روز بحث و بررسی شود و در عین اختصار کاملا ساده ، مفید و جامع باشند و امیدوارم با توجه به سابقه وتجربه بنده در زمینه ی موسیقی مقالات از بار علمی وفنی کاملی بر خوردار باشند. در این مقالات نتیجه گیری به عهده خود خواننده می باشد و سعی شده است حتی المقدور سند ومنبع مطالب ذکر شود.ان شاءالله که مثمر ثمر باشد.

 

ادامه دارد...

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: موسیقی،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

مرگ­ناقوس مسجد و منبر و محراب

 

مشرق­نیوز

 

در حوزه هنر ، همه هنرمندان قائل به این امر هستند که پشت هر اثر هنری، یک پیام مستتر است که به واسطه ی آن اثر به طریقه غیرمستقیم به مخاطب خویش القاء می گردد. و در میان هنرها ، معماری به دلیل وسعت و گستردگی آن و القائ سبک و شیوه زندگی، به جای یک پیام، گستردگی یک فلسفه را درخود نهان دارد.

پس هر اثر معماری گویای یک فلسفه است. حال با این فرض چنانچه در مواجهه با معماری غرب، رویکرد تقلید و تاثیرپذیری صرف و یکسویه را در پیش بگیریم باید بدانیم که انسان مسلمان ایرانی را به پارادایم فلسفی غرب احاله داده ایم و به هیچ .که البته این فلسفه ی پشت آن آثار معماری یقینا با اعتقادات اسلامی و شاخصه های فرهنگ ایرانی در تناقض کامل است. زیرا انسان ایرانی در پارادایم خداگرایی تنفس می کند و معماری غرب اسیر پارادایم انسان گرایی است.

پروژه ای که قصد بررسی و تحلیل آن را داریم ، مسجد امام رضا (علیه السلام) واقع در تقاطع خیابان انقلاب اسلامی با خیابان شهید نامجو است که درحال ساخت (مرحله ساخت اسکلت) می باشد.

اگر چه در بنای حاضر موتیو هایی از معماری ایرانی- اسلامی بکار رفته ، از جمله این المان های ایرانی ، می توان به گودال باغچه ، گره چینی ، و یا استفاده از عدد 8 (مسجد امام رضا ع هشتمین امام) در قطعه بندی و یا حتی استفاده از عنصر آب می باشد، اما روح حاکم بر این بنا (با وجود یک فرم دینامیک و جذاب) یک معماری فرم گرا و حجمی است که در نهایت دچار برونگرایی است و دعوت به خودش می کند نه دعوت به خداوند، چرا که بنای حاضر که به صراحت به سبک معماری پست مدرن دیکانستراکشن/ فولدینگ/ پرش کیهانی (کاسموژنیک) طراحی شده ، به طور مستقیم فلسفه دیکانستراکشن و فولدینگ را فریاد می زند. شاید هیچگاه معماری را به اندازه این سبک ، به یک گرایش فلسفی نزدیک نبینیم.

در پارادایم خداگرایی ، مسجد جایگاه سجده و بندگی خداست. در پارادایم انسان گرایی ، آنجا که خدایی نیست ، مسجد جایگاه سجده و بندگی کیست؟ مضحک بودن چنین تقلیدی در اینجا بیشتر خود را نشان می دهد که " مسجدی به سبک اومانیسم "

فلسفه دیکانستراکشن ، که سبک معماری دیکانستراکشن آن را پرورانده ، زاییده توهمات ذهنی ژاک دریدا ، فیلسوف پست مدرن فرانسوی است. لذا فلسفه دیکانستراکشن که فلسفه ایهام ، آشفتگی ، ابهام ، دوگانگی ، عدم ثبات ، تزلزل، فریب ، عدم سودمندی ، چندمعنایی و تناقض است نمی تواند به عنوان مبانی نظری معماری یک مسجد استفاده شود.

همچنین فلسفه فولدینگ (folding) که حاصل ذهنیات ژیل دلوز ، فیلسوف پست مدرن فرانسوی است، ابهام انگیزی ، عدم وجود ارجحیت در هیچ چیز، نفی سلسله مراتب عمودی و تاکید بر حرکت افقی را به دوش می کشد.

به راستی در معماری یک مسجد که بنایی برای یقین و توحید است ، چه جایگاهی برای فلسفه ایهام و دوپهلویی و عدم ثبات و تزلزل است؟

در سبک معماری که این بنا طراحی شده، آن سان که از فلسفه اش بر می آید، هیچ چیز به چیز دیگری ارجحیت ندارد و با مفهوم اوج و تعالی و حرکت از کثرت به وحدت در معماری اسلامی ، متناقض است. به همین دلیل نیازی به گنبد و گلدسته که بیانگر حرکت از کثرت به وحدت و عروج و تعالی و اوج گرایی ئر معماری اسلامی است ؛ نبوده است.

این سبک معماری بر اساس فلسفه اش ایهام دارد و دوپهلوست ، پس شرک آمیز است. دچار چند معنایی است و متکثر است و به جدال توحید می رود. متزلزل است و شک برانگیز، پس به ریشه یقین آدمی تیشه می زند. و همانگونه که از فلسفه دیکانستراکشن انتظار می رود، قرار است متناقض باشد، پس با همه آنچه که در معماری مساجد اسلامی به باور رسیده ایم متناقض است. با عدل سر ناسازگاری دارد چرا که دچار آشفتگی است.

اگر چه معماران غربی همچون " پیتر آیزنمن " کلیسا هایی را مانند آنچه که در تصویر می بینیدبه سبک فولدینگ طراحی و اجرا نموده اند اما باید به این نکته عنایت داشت که حتی اگر معماران ایرانی بخواهند صرفا یک تقلید فرمال و حجمی صرف از معماران پست مدرن غرب داشته باشند، باید بدانند که معماری پست مدرن یک معماری زمینه گراست. یعنی آن که در این شیوه باید به زمینه های فرهنگی، اجتماعی وعقاید و سنت های جامعه ای که در آن معماری می کنند توجه ویژه داشته باشند.

 البته طراحی چنین بناهایی در پایتخت جمهوری اسلامی توسط معماران و تایید ساخت آن توسط مسئولین، بدون غرض ورزی و زائیده غفلتی است که تذکر برای رفع این غفلت هدف این گزارش است. مع ذلک حداقل اتفاقی که با آگاهی مسئولین امر در خصوص ساخت این مسجد باید صورت پذیرد، در دستور کار قرار دادن تغییر کاربری این بنا و جلوگیری از طراحی و ساخت هربنا با هر کاربری است که به سبک های غربی ای طراحی می شود که با معیارهای معماری و زندگی اسلامی جامعه ما منافات دارد.

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: معماری،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

ماهیت هنر

 

ماهیت هنر

استاد و درس، صفحه 8

و از آنجا که خود بلاغت به تحلیلی عمیق­تر نیاز دارد، که گذشته از نیاز مخاطب، ناخودآگاه او را و گذشته از خیال هنرمند، شخصیت و سبک او را و گذشته از زیبایی کلمات و اوزان عروضی، به حال و هوای کلمات و فضای روانی و اجتماعی آنها راه بیابد و بتواند هنر را نه همچون ابزاری برای سرگرمی در دنیای موجود، که همچون دریچه­ای به دنیای مطلوب ببیند.

 

ماهیت هنر

زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، صفحه 61 :

هنرمندان سازنده و پیشرو که بشر را از محاصره شدن در معلومات و خواسته­های محدود و ناچیز نجات می­دهند، از آن عالم اکبر و دفائن (مخفی­های عقول) یعنی واقعیات تعلیم شده به آدم (علیه السلام) گرفته، استعدادهای مردم را برای بهره­برداری از عالم اکبر و مخفی­های عقول و واقعیات تعلیم شده، تحریک و به فعلیت می­رسانند.

 

ماهیت هنر

زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، صفحه 178 و 179 :

هم ما داریم کسانی را که این­چنین بگویند و هم آنها (غربی­ها) دارند: اما بالاخره ما چه می­گوییم؟ که آنچه خارج از ما هست، واقعا هست. یعنی برگ سبز را، من نیستم که برگ سبز کرده باشم، نور و رنگ و دیگر عناصر، همه دست به دست هم داده­اند تا این برگ با این مختصات و این کیفیات دیده شود. آن تابلوی زیبا، آن ترانه صبحگاهی بلبل... این­ها همه واقعیت دارند؛ ذهن ما آنها را به وجود نیاورده است. اما این انسان است، با این تمایزات روحیِ خاصی که این همه را ادراک می­کند؛ این حالات روانی، فقط مخصوص انسان است.

اگر شما زیباترین تابلوهای نقاشی از بزرگ­ترین هنرمندان جهان را جلوی موریانه­ای بگذارید، جز خوردن تابلو کاری نمی­کند و اگر یک گاو به این تابلو بنگرد، چیزی از زیبایی آن ادراک نخواهد کرد. لذا، از جانبی دیگر، این که بگوییم واقعیت زیبایی مطلقاً به جهان عینی رجوع می­نماید و ذهن ما تنها آیینگی می­کند، درست نیست و نهایتاً این ذهن ماست که باید زیبایی را دریافت کند. بر همین اساس، ما نسبیت را در این جا به طور محدود می­پذیریم: ما ایرانی­ها از رنگ­های باز، صورتی، ابی آسمانی و ... خوشمان می­آید، اما مثلا آفریقایی­ها یا هندی­ها رنگ­های تند را می­پسندند.

 

ماهیت هنر

زیبایی و هنر از دیدگاه اسلام، صفحه 203 و 204 :

زیبایی یک حقیقت دوقطبی است، یعنی زیبایی حقیقتی است وابسته به هر دو قطب درون­ذاتی و برون­ذاتی. به این معنی که نمودهای زیبا مانند دیگر حقایق و جریانات و پدیده­های طبیعی، واقعیت دارند؛ چه انسانی وجود داشته باشد که آنها را ببیند و از آنها لذت ببرد و چه انسانی وجود نداشته باشد. از طرف دیگر، هیچ گاو و گوسفند و خوک و شتر و پلنگی از دیدن زیبایی­های طبیعی یا هنری لذت نمی­برند و در هنگام رویارویی با آن­ها، آن عکس العمل ذهنی و روانی را که ما انسان­ها در خود در می­یابیم، از خود نشان نمی­دهد.

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: ماهیت هنر،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

ماهیت هنر

ماهیت هنر اسلامی

صحیفه امام    ج‏21   ص : 145 و 146  

هنر در مدرسه عشق نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعى، اقتصادى، سیاسى، نظامى است. هنر در عرفان اسلامى ترسیمِ روشن عدالت و شرافت و انصاف، و تجسیم تلخكامى گرسنگانِ مغضوبِ قدرت و پول است ..

 

عدم اصالت داشتن ابتذال در هنر

صحیفه امام    ج‏18   ص :  217 

ساختن تئاترى كه مطابق با اخلاق انسانى- اسلامى باشد زحمت دارد و سینما هم اگر بخواهد چنین باشد نیازمند به صرف مدت‏ها وقت است. و هرگز در متن سینما و تئاتر نوشته نشده است كه باید مركز فساد باشند و هنر آنها هم كه عبارت بود از چیزهاى مبتذل، جز این نبود كه افراد و جوانان ما را در دانشگاهها و خارج و داخل طورى تربیت كنند كه همه را منحرف سازد

 

 

بیان تجلی حقیقت

بیانات در دیدار فعالان عرصه هنر دفاع مقدس ۱۳۸۸/۰۶/۲۴ - ۱۹:۳۰

شما كه دفاع مقدس را روایت میكنید، بخصوص آنهائى كه روایت هنرى میكنند، در واقع آئینه‏اى هستید در مقابل یك مظهر جمال و جلال، كه او را منعكس میكنید. آنچه كه در دوران آن هشت سال از بروز خصلتهاى والا و پسندیده‏ى انسانى، از شجاعت، از ایثار، از اخلاص، از صدق و صفا، از بروز تدبیرهائى كه از یك جوان چنین تدابیرى انتظار نمیرفت - این برجستگیهائى كه در دوره‏ى هشت سال دفاع مقدس به وجود آمد - اتفاق افتاد، با هزینه‏هاى زیادى هم همراه بود. چقدر جان عزیز فدا شد، چقدر ثروت مال و ثروت وقت مصرف شد. شما امروز آنها را در واقع با كار هنرى خودتان بازآفرینى میكنید. همان تأثیراتى را كه آن حادثه میتوانست در یك نسل، در یك جامعه باقى بگذارد، شما با این نوشته‏ى خودتان، با این فیلم خودتان، با این كار هنرى خودتان كه بازآفرینى آن حادثه است، در مخاطب خودتان ایجاد میكنید. این خیلى كار بزرگى است، خیلى كار مهمى است؛ شما براى آن تابلوى پرشكوه و پر از ریزه‏كارى و ظرافت و زیبائى آئینه میشوید.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر

هنر گوهر بسیار گرانبهایى است كه ارزش و گرانبهایىِ آن فقط بدین جهت نیست كه دلها و چشمهایى را به خود جذب مى‏كند - خیلى از چیزهایى كه هنرى نیست، ممكن است چشمها و دلهایى را به خود جذب كند - نه، این یك موهبت و عطیه الهى است. حقیقت هنر - هر نوع هنرى - یك عطیّه الهى است. اگرچه بُروز هنر در چگونگىِ تبیین است، اما این، همه حقیقت هنر نیست؛ پیش از تبیین، یك ادراك و احساس هنرى وجود دارد و نكته اصلى آن‏جاست. بعد از آن كه یك زیبایى، یك ظرافت و یك حقیقت ادراك شد، از آن هزار نكته باریكتر ز مو كه گاهى آدمهاى غیر هنرمند نمى‏توانند یك نكته‏اش را هم درك كنند، هنرمند با همان روح هنرى و با آن چراغ هنر كه در درون او برافروخته شده است، ظرایف و دقایق و حقایقى را ابراز مى‏كند. این مى‏شود هنر واقعى و حقیقى كه ناشى از یك ادراك و یك بازتاب و یك تبیین است.

 

بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اصحاب فرهنگ و هنر

البته هنر از ثروتهایى نیست كه یكسره با كدّ یمین و عرق جبین به دست آمده باشد. تا قریحه و استعداد هنرى در شما نباشد، هر قدر هم كه زحمت بكشید، باز همچنان در آن خَم اوّل باقى خواهید ماند. آن قریحه، كار و دستاورد شما نیست؛ آن را به شما داده‏اند.

 

ادامه دارد...

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: ماهیت هنر،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

ف. حسین زاده

 

غزال غزل

 

مطرب از دفتر حافظ غزلی نغز بخوان

تا بگریم که ز عهد طربم یاد آمد

غزال غزل وحشی است و انیس مجنون بیابان نشین... آن درد نیز که کار عاشق شیدا را به تغزل و ترنم می­کشاند، جز در سینه­ی مجنون وحشی بیابان نشین لانه نمی­کند.

شهر، عادات و تعلقات است و مردمان اهل عادتند. این مجنون مردم گریز است و آن غزل مردم نفور... و اگر شاعر نباشد چه کسی مردمان را به ترک عادت بخواند؟

شاعر نبی نیست و پروای عقل مردمان ندارد و بر اونیست که طریق رفتن را تعلیم کند. او به ترک عادت می­خواند و عالم خلاف عادات، هم عالم وهم است هم عالم عشق. عالم عادات عالم حقیقت و معنی نیست اما چه بسا شاعران که گمگشتگان دیار وهمند و چه قلیلند شاعرانی که آنان را درد عشق بخشیده­اند و شرف حضور.

این درد نیز دردی است که مقیمان شهر عادت دشمنش می دارند زیرا که از عیش هر روزینگی بازشان می دارد. وزغ آنچنان با مرداب خو می گیرد که دریای آزاد را دشمن می دارد. شعر، آواز امواج آن دریای دور ونزدیک است.دور است زیرا که مردمان ، دلبستگان کرانه ی عادتند و نزدیک است اگر روی از عادات و تعلقات برتابیم.دل شاعر نهنگ دریای ژرف است و غزال بیابانهای دور ...اهل هجرت که کاروانیان و کشتی نشستگان ،خوب می دانند این خمودی که شهرنشینان را گرفته است از چیست.

مردمان مسافر کاروان مرگند اما خود نمی دانند. مرگ کاروان سفر زندگی است. کجاوه ثابت می­نماید اما کاروان در سفر است. شاعر مرگ­اندیش است و اهل حضور و این همه را به مشاهده در می­یابد، نه با عقل که با دل. شاعر پروای عقل ندارد و در عمق دل محضر حقیقت را بی واسطه در می­یابد.

شاعر حکایت­گر این حضور است، نه به زبان عقل که زبان عبارت است، به زبان دل که زبان اشارت است و او در این میانه واسطه­ای بیش نیست. شعر است که او را بر می­گزیند و از زبان و قلمش باز می تابد. فیضان باران را دارد و غلیان آب چشمه را و فوران آتش فشان را. چون باران طبعی لطیف دارد و از آسمان می­ریزد، چو آب زلال است و جوششی بی­خودانه دارد، و چون آتش فشان، سوزان است و فورانی مهیب دارد.

شاعر درویشی خانه به دوش است و در شهر عادات و خانه­ی تعلقات سکنی نمی­گیرد. در شهر دلتنگ است. شاعر اگر چه از خانه و شهر می­گریزد اما از اصحاب السبیل نیست که چون سائلان در رهگذر مردمان خانه بگیرد. شعر یاد وطن مالوف آدمی است و وطن مالوف نه اینجاست که اهل عادت چون موش کور در ظلمت خاک ساخته­اند. شاعر هرگز دعوت به خاک نکرده است و این جماعت شاعر نمایان را که چشم به مائده­های زمینی گشوده­اند کجا می­توان شاعر دانست؟ شعر اینان جز بازتاب انفعالات نفسانیشان نیست، نه از حضور در آن خبری است.

نه از درد فراق نه از شیدایی جمال و هیبت جلال و نه از مستی و بیخودی.....

مستان آب انگور از عقل گسسته­اند، اما آن عهد را با جهل باز بسته­اند .اما مستان می الست از عقل گسسته­اند تا به عشق باز پیوندند. اینان عقل را خراب  کرده­اند تا نقش خودپرستی را ویران کنند و شرف حضور یابند:

به می پرستی از آن نقش خود بر آب زدم

که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن

شعر امروز نیز همراه با شاعران به درک اسفل هر روزینگی هبوط کرده است.

Ø     برگرفته ازکتاب فردایی دیگر از شهید سید مرتضی آوینی

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

شعری برای جنگ

 

 

آن شب که در غبار

مردی به روی جوی خیابان

خم بود

با چشم های سرخ و هراسان

دنبال دست دیگر خود می گشت

باور کنید

من با دو چشم مات خودم دیدم

که کودکی ز ترس خطر تند می دوید

اما سری نداشت

لختی دگر به روی زمین غلتید

و ساعتی دگر

مردی خمیده پشت و شتابان

سر را به ترک بند دوچرخه

سوی مزار کودک خود می برد

چیزی درون سینه ی او کم بود ....

اما

این شانه های گرد گرفته

چه ساده و صبور

وقت وقوع فاجعه می لرزند

اینان

هر چند

بشکسته زانوان و کمرهاشان

استاده اند فاتح و نستوه

- بی هیچ خان و مان -

در گوششان کلام امام است

- فتوای استقامت و ایثار -

بر دوششان درفش قیام است

باری

این حرفهای داغ دلم را

دیوار هم توان شنیدن نداشته است

آیا تو را توان شنیدن هست ؟

دیوار !

دیوار سرد سنگی سیار !

آیا رواست مرده بمانی

در بند آنکه زنده بمانی ؟

نه !

باید گلوی مادر خود را

از بانگ رود رود بسوزانیم

تا بانگ رود رود نخشکیده است

باید سلاح تیز تری برداشت

دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست...

 

 

منبع:سایت تبیان

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  شهید و شهادت،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 10 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

شعری برای جنگ

 

اینجا

حتی

از انفجار ماه تعجب نمی کنند

اینجا

تنها ستارگان

از برجهای فاصله می بینند

که شب

چه قدر موقع منفوری است

اما اگر ستاره زبان می داشت

چه شعرها که از بد شب می گفت

گویاتر از زبان من گنگ

آری

شب موقع بدی است

هر شب تمام ما

با چشم های زل زده می بینیم

عفریت مرگ را

کابوس آشنای شب کودکان شهر

هر شب لباس واقعه می پوشد

اینجا

هر شام خامشانه به خود گفته ایم :

شاید

این شام ، شام آخر ما باشد

اینجا

هر شام خامشانه به خود گفته ایم :

امشب

در خانه های خاکی خواب آلود

جیغ کدام مادر بیدار است

که در گلو نیامده می خشکد ؟

اینجا

گاهی سر بریده ی مردی را

تنها

باید ز بام دور بیاریم

تا در میان گور بخوابانایم

یا سنگ و خاک و آهن خونین را

وقتی به چنگ و ناخن خود می کنیم

در زیر خاک ِ گل شده می بینیم :

زن روی چرخ کوچک خیاطی

خاموش مانده است

اینجا سپور هر صبح

خاکستر عزیز کسی را

همراه می برد

اینجا برای ماندن

حتی هوا کم است

اینجا خبر همیشه فراوان است

اخبار بارهای گل و سنگ

بر قلبهای کوچک

در گورهای تنگ

اما

من از درون سینه خبر دارم

از خانه های خونین

از قصه ی عروسک خون آلود

از انفجار مغز سری کوچک

بر بالشی که مملو رویاهاست

- رویای کودکانه ی شیرین -

از آن شب سیاه

 

ادامه دارد...

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  شهید و شهادت،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 9 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

شعر از قیصر امین پور

 

شعری برای جنگ

 

می خواستم

شعری برای جنگ بگویم

دیدم نمی شود

دیگر قلم زبان دلم نیست

گفتم :

باید زمین گذاشت قلمها را

دیگر سلاح سرد سخن کارساز نیست

باید سلاح تیزتری برداشت

باید برای جنگ

از لوله ی تفنگ بخوانم

- با واژه ی فشنگ -

می خواستم

شعری برای جنگ بگویم

شعری برای شهر خودم - دزفول -

دیدم که لفظ ناخوش موشک را

باید به کار برد

اما

موشک

زیبایی کلام مرا می کاست

گفتم که بیت ناقص شعرم

از خانه های شهر که بهتر نیست

بگذار شعر من هم

چون خانه های خاکی مردم

خرد و خراب باشد و خون آلود

باید که شعر خاکی و خونین گفت

باید که شعر خشم بگویم

شعر فصیح فریاد

- هر چند ناتمام -

گفتم :

در شهر ما

دیوارها دوباره پر از عکس لاله هاست

اینجا

وضعیت خطر گذرا نیست

آژیر قرمز است که می نالد

تنها میان ساکت شبها

بر خواب ناتمام جسدها

خفاشهای وحشی دشمن

حتی ز نور روزنه بیزارند

باید تمام پنجره ها را

با پرده های کور بپوشانیم

اینجا

دیوار هم

دیگر پناه پشت کسی نیست

کاین گور دیگری است که استاده است

در انتظار شب

دیگر ستارگان را

حتی

هیچ اعتماد نیست

شاید ستاره ها

شبگردهای دشمن ما باشند

 

ادامه دارد...

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  شهید و شهادت،  شعر، 
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

در کتاب ناید این کتاب

 

 

ایلای به‌عنوان منجی معنوی بشر با انجیل مونس عجیب داشته و دائم آن را می‌خواند و در دو عرصة نظر و عمل به آن ایمان داشته تا آنجا که در سراسر رفتار او می‌توان این تعهد را مشاهده نمود. وی همانند یک قدیسه لذت‌های دنیوی را کنار زده و تطمیع را نمی‌پذیرد و برای رسیدن به مقصودش جانفشانی کرده و در اوج شکوه و شكرگذاری به درگاه معبود در همین مسیر جان می‌دهد. تمام این نکات یک جنبه از شخصیّت اوست، در طرف دیگر نمونه‌ای کامل از یک منجی امریکایی غربی است که موسیقی غربی گوش می‌دهد و حاضر است برای آن بعضی از اشیاء همراهش را خرج کند، به همان اندازه كه برای آب آشامیدنی خرج می‌کند. بهداشت ظاهری برایش اهمیت زیادی دارد، در مبارزه با دشمنانش بسیار خشن بوده و به سبکی خاصّ و جذّاب عمل می‌کند که تصویری از یک گنگستر امریکایی را تداعی می‌نماید و این همان تصویر محبوب مخاطبان ژانر اکشن و وحشت است. ایلای فقط برای دفاع از جانش کسی را نمی‌کشد بلکه به نوعی آنها را مجازات هم می‌کند که از صفات یک منجی معنوی در آموزه‌های الهی اسلام به دور است.

 

ایلای دارای یک شخصیّت جهانی است که نشانه‌هایی از نقاط مختلف جهان را با خود همراه دارد مثل چفیه‌ ای که دور گردن او است و یا باتری‌ای که از شرق آورده است. همچنین در آخرین پلانی که از او می‌بینیم دشداشه‌ای عربی بر تن دارد که نمونه‌ای از این برداشت لباس را در سه‌گانة «ماتریکس» بر تن «نئو» نیز می‌بینیم. دیالوگ های او نیز همین موضوع را تایید می‌کند، در جایی از فیلم می گوید: «یاد گرفتم کاری که می‌کنم بیشتر به نفع دیگران باشد تا خودم» و در پلانی دیگر در جواب کارنگی شخصیت منفی فیلم می گوید: «من می خواهم کتاب به اشتراک گذاشته شود».

 

برخی قرائن در فیلم نشان از نابینا بودن ایلای دارد که البته «دنزل واشنگتن» در مصاحبه‌ای قبل از اکران عمومی فیلم در این رابطه می‌گوید: «در جستجوهای 30 سالة ایلای، او با آدم‌های زیادی مواجه می‌شود... بدون بخشش او نابیناست، چیزی نیست... من به شما می‌گویم او نابینا بود زیرا او با چیزها تصادم می‌كرد. ممكن هم هست كه او بتواند ببیند، شاید هم نتواند؟ شاید او بتواند خیلی كم ببیند؟ شاید چشم‌های او تار باشند؟ نمی‌دانم.»

 

به هر روی اگر نابینایی او قطعی باشد می‌تواند به بار معنایی فیلم کمک کرده و حاوی این مطلب باشد که درک معنویّت، چشمی ورای چشم سر می‌خواهد و حتّی منجی بشر می‌تواند نابینا باشد و این نکته‌ای است که کارنگی از درک آن عاجز است.

 

از عنوان اصلی فیلم گرفته تا پایان فیلم همه و همه می‌خواهند یک چیز را به بیننده القا نمایند و آن برتری کتاب انجیل است نسبت به سایر کتب آسمانی است. در انتهای فیلم پلانی را می‌بینیم که انجیل بین کتاب تورات و قرآن قرار می‌گیرد و به لحاظ حجم و اندازه از آن دو بزرگتر است و چاپی به مراتب وزین‌تر دارد. دیگر آنكه تا قبل از قرار گرفتن انجیل در كتابخانه هنوز بحران و دغدغة هدایت بشر وجود دارد. در آخرین پلان «سولارا» (با بازی میلا كوانیس) راه ایلای را ادامه می‌دهد و شمایل او به خوبی تداعی شعار تبلیغاتی فیلم را می کند. سولارا لباس شبه نظامی و همان شمشیر ایلای را همراه دارد و به خانه بر می‌گردد تا آنجا را از ظلم نجات دهد.

 

http://honaremotaali.com/NewsDetail.aspx?itemid=127

 

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  فرهنگی، 
برچسب ها: سینما،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

در کتاب ناید این کتاب

 

«ژوزف اسمیت»، بنیانگذار فرقة مورمون‌ها است. او در سال ۱۸۲۰ زمانی که ۱۵ ساله بود، ادعای رویایی از جانب خدا را دارد که در آن به او گفته شده همة کلیساها در اشتباهند و او نباید به هیچ‌کدام بپیوندد. ژوزف مجدداً در ۱۸ سالگی رؤیایی دیگر دریافت کرده که در آن از جانب فرشته‌ای به نام «مورونی» به او ماموریّتی عظیم داده شد تا به دنبال ارواح طلایی و لوحه‌های قدیمی انجیل مفقودی بگردد. سرانجام در سال ۱۸۳۰ پس از به‌دست آوردن این الواح و ترجمة آنها، این ترجمه به عنوان «کتاب‌ مورمون‌» انتشار یافت. اسمیت و برادرش از طرف حکومت ایالتی «ایلینوی» بازداشت و در سال ۱۸۴۴ توسط افرادی مسلّح که به زندان نفوذ کردند، کشته شدند. بدین شکل اسمیت به عنوان اوّلین پیامبر و شهید این فرقه نام گرفت.

 

در فیلم به روشنی می‌توان همین الگو را مشاهده نمود ایلای در دوارن نوجوانی یا جوانی (آنچنان که در فیلم می گوید سی سال پیش) الهام و وحی دریافت می‌کند و همانند اسمیت در فرقة مورمون که به جمع‌آوری الواح و ترجمه مامور شده بود، برای یافتن، حفظ و در اختیار دنیا قرار دادن انجیل مامور می‌شود. و همچون نبی مورمونی برای این حفظ و هدایت از طریق انجیل سفری را آغاز می‌کند. همچنانی که در یکی از عقاید مربوط به مورمون‌ها می‌خوانیم: «ما ایمان داریم که خدا باید کسانی را از طریق نبوّت و انتخاب افراد مجاز، فراخواند تا انجیل را موعظه کنند و در نظام آن به خدمت مشغول باشند.»

 

کلیسای مورمون، سخنان پیامبران زندة خویش که به آنان الهاماتی می‌شود را در حدّ کتاب‌های مقدّس می‌داند. جالب است بدانید با اینکه ادعا می‌شود اصل کتاب مورمون در سال ۴۲۸ میلادی نوشته شده‌ است، ولی در ترجمة ژوزف اسمیت حدود ۲۵۰۰۰ واژه آن عیناً از ترجمه انگلیسی کتاب مقدس «نسخة جیمزشاه» که در سال ۱۶۱۱ میلادی به چاپ رسیده، برداشته شده است و این همان نسخه‌ای است که ایلای در فیلم آن را حفظ و نگهداری می‌کند و نهایتاً آن را به مکانی در غرب می‌برد. در فیلم این مکان «جزیرة آلکاتراز» نشان داده می‌شود. جزیره‌ای کوچک در خلیج سانفرانسیسکو که در سال 1934 به عنوان زندان فدرال استفاده می‌شد. زندانی که در طی 29 سال فعالیّت امن‌ترین زندان دنیا معرفی شده که نهایتاً بعد از 1963 تا امروز پس از تعطیلی زندان، به‌عنوان یک مرکز تفریحی توریستی شناخته می‌شود. شاید محل نگهداری میراث بشری در فیلم به دلیل همین شهرت امنیتی آلکاتراز باشد.

 

مورمون‌ها عقاید باطل فراوانی دارند که از جانب گروه‌های دیگر مسیحی نیز نقد و گاهی تکفیر شده‌اند و نمایاندن نکات افتراق آن با فرهنگ راستین شیعی مجالی دیگر می‌طلبد. چنین گفته می‌شود که تعالیم کلیسای مورمون از آغاز تاکنون دستخوش تغییرات زیادی شده‌ است. انبیای زندة این کلیسا بارها نظرات انبیای قبل از خود را نقض کرده‌اند. امروزه کلیسای مورمون اعلام کرده‌ است که هیچ پیامبری حق آوردن پیامی را از طرف خدا ندارد، مگر آنکه به تأیید شورای رهبران کلیسا برسد. وحی بر این انبیاء (!) در این کلیسا بر دو نوع است: گفته‌هایی که از طرف خدا بر آنها نازل می شود، و سخنانی را که مورمون‌ها آنها را صرفاً عقاید شخصی پیامبران خوانده‌اند. برای مثال اسمیت مدعی شده بود که در کرة ماه آدم زندگی می‌کند و یانگ مدعی وجود موجودات زنده در خورشید شد.

                                         

اما دیدگاه دیگری از این فرقه که در فیلم هم مطرح می شود، نگاه مورمون‌ها به آخرالزمان مبنی بر نجات همگان است. ایلای در فیلم، هدایت و نجات را برای همه می‌خواهد نه فقط یک کشور یا گروهی خاص.

 

سکانس افتتاحیه فیلم تصاویری است از تفنگ، جنازه، مردی که ماسک بر چهره دارد و فضایی تاریک و مه‌آلود از سرزمینی كه از اصابت بمب‌های اتمی در امان نبوده است و همه نشان‌دهندة جهان تاریک پس از جنگ است.

 

جهانی که «برادران هیوز» به تصویر می‌کشند عاری از معنویّت، انسانیت، فرهنگ، بهداشت و ابتدایی‌ترین شاخصه‌های انسانی است. ایلای مردی است تنها (این تنهایی با نماهای باز ابتدایی فیلم به وضوح نشان داده می‌شود) و قرار است بر خلاف فضای غالب جهان، آرمان و هدف متفاوتی را دنبال کند. دنیای پس از جنگ کاملاً فضایی غربی دارد و شبیه فیلم‌های وسترن است. خانه ها، کافه، نوع لباس پوشیدن و... که همه همان فضای وسترن امریکایی را به تصویر می کشد. در فیلم نقشه‌ای از دنیا می‌بینیم كه تقسیم‌بندی متفاوتی ارائه می‌دهد.کشورهایی همچون ایران، مصر، اسپانیا و ... با رنگی دیگر و متمایز از بقیه کشورها ترسیم شده كه قابل تامل است. 

 

ادامه دارد...

 

شکاره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  فرهنگی، 
برچسب ها: سینما،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 توسط محمدقائم خانی

 

در کتاب ناید این کتاب

 

فیلم «کتاب ایلای» محصول مشترک کمپانی «برداران وارنر»و «کلمبیا پیکچرز»در سال 2010 است که در زمرة تولیدات آخرالزمانی هالیوود قرار می‌گیرد. کارگردانان فیلم «آلبرت»و «آلن هیوز»هستند كه آثاری چون «مرگ رئیس‌جمهور» و «از جهنم» را نیز در كارنامة هنری‌شان دارند. داستان فیلم نوشتة «گری ویتا»است. جالب آنکه نویسنده، فیلمنامة مطرحی در حوزة سینما ندارد و می‌توان گفت این اولین اثر سینمایی بلند او است. بازی شاخص «دنزل واشنگتن» و «گری اولدمن» و موضوع متفاوت فیلم موجب جذابیّت و فروش بالای آن شده است که البته واشنگتن در مقام تهیه‌کننده این اثر هم سهمی دارد. فیلم با هزینة بالغ بر هشتاد میلیون دلار ساخته شده که فروش آن تا صد و پنجاه میلیون دلار رسیده است.

 

«آخرالزمان» در اصطلاح یعنی سالیان پایانی حیات بشری که همراه با انتظار کشیدن برای ظهور یک منجی موعود است تا تحولی همه جانبه در زندگی یک قوم یا تمام بشریت ایجاد کند و بشریت را وارد دورة جدیدی نماید. این مفهوم در اعتقادات ادیان مختلف تعریف  جایگاه خاصی دارد اما «نبرد آخرالزمان» در اعتقادات بخشی از مسیحیان پروتستانی اهمیت والایی داشته که در واقع یک ایدئولوژی مهم در بین پیروان «صهیونیسم مسیحی» است لذا از طرق مختلف به ارائة اطلاعات در این زمینه پرداخته‌اند.

 

آنچه مسلّم می‌نماید تلاش دولت‌های غربی برای رسیدن به اهداف مختلف سیاسی و استحکام بنیان‌های فکری و نظری خود از راه هنر- صنعت سینما است. با همین رویكرد چند سالی است با تولید آثار مختلف تصویری در قالب‌های گوناگون با بودجه‌های چند صد میلیون دلاری به ترویج و تبلیغ این تفکّر تحریف شده می‌پردازند و نتیجه‌اش فیلم‌های تاثیرگذار، جذّاب و پر مخاطبی است که حجم عمده‌ای از تولیدات هالیوود را در بر می‌گیرد و معمولاً دارای ویژگی‌های مشترکی هستند مثل تهدید نوع انسان بر اثر بلایی جهان شمول، شروع جنگی فراگیر بین حق و باطل، تعیین سرنوشت انسان، نجات بشریّت از خطر نابودی توسط منجی امریکایی، توجیه اقدامات سیاسی و استفاده از تسلیحات جنگی و... نظیر: چهارگانة ترمیناتور (1984، 1991، 2003، 2009)، روز استقلال (1996/رولند امریش) ، آرماگدون (1998/میشاییل بای) ، کنستانتین (2005/فرانسیس لاورنس)، آخرالزمان (2006/مل گیبسون)، روزی که زمین ایستاد (2008/اسکات دریکسون)، 2012 (2009/رولند امریش)، 9 (2009/شین آکر)، ابری با احتمال بارش کوفته قلقلی (2009/فیل لورد، کرویس میلر)، لژیون (2010/اسکات چارلز استوارت)و...

 

نکتة مهم آن است که آنها معتقدند جنگ آرماگدون با ایمان آوردن یهود به مسیح به‌عنوان منجی پایان می‌رسد و در همین راستا به وضوح این عقیده را در فیلمی مثل «کتاب ایلای» شاهد هستیم.

 

«کتاب ایلای» فیلمی است که با موضوع آخرالزمان در کارخانة عظیم فیلمسازی آمریکا یعنی هالیوود ساخته شده است و بخشی دیگر از اعتقادات دینی و تفکّر غرب را نسبت به مفهوم پایان دنیا و مختصّات آن به نمایش می‌گذارد. فیلم اشاره به دورة زمانی «پس از پایان دنیا»دارد که داستان پایان یک دورة زمانی بشر و دهه‌های اولیة دورة جدید را به تصویر می‌کشد. در جایی از فیلم تصویر پوستر فیلم «پسر و سگش» بر اساس رمان «هارلن الیسون» و به کارگردانی «ال کیو جونز» را می بینیم که آن هم داستانی دربارة دوره ای پس از پایان دنیا است. در این فیلم پسری که در جریان جنگی جهانی پایانی در زیرزمین مخفی شده است بوسیله تله‌پاتی برای تامین غذا و دیگر نیازهایش با سگی مرتبط می‌شود. این داستان دو بار در سالهای 1936، 1946 با همین نام ساخته شده که آخرین نسخة آن در مرحلة تولید بوده و برای اکران سال 2012 آماده می‌گردد. فیلم کتاب ایلای هم روایت انسانهایی است که پس از جنگی فراگیر پا به عرصة ظهور گذاشته‌اند و در این میان تنها عده‌ای محدود از دنیای قدیم زنده مانده‌اند.

 

داستان فیلم در سال 2043 اتفاق می افتد که ایلای (با بازی دنزل واشنگتن) به عنوان شخصیت اصلی فیلم برای حفظ آخرین انجیل بازمانده سفری سی ساله را به غرب آغاز کرده و داستان دربارة چگونگی حفظ و انتقال این سرمایة معنوی و مواجهة او با حوادث است. شروع سفر او با الهامی از جانب یک صدایی درونی در سی سال پیش است که وی با این راهنمایی انجیل بازمانده را یافته و در جهت رساندن آن به محلی امن (غرب زمین) تلاش می‌کند به عبارت دیگر جایی که قدر آن دانسته شود. علاوه بر او فرد دیگری نیز به نام کارنگی (با بازی گری اولدامن) از باقیماندگان دنیای قدیم، پس از آنکه می‌فهمد کتاب همراه ایلای است، درگیری با او را برای به دست آوردن کتاب  شروع می‌کند و درام داستان شکل می‌گیرد. کارنگی ابتدا می گوید کتاب باید بین مردم به اشتراک گذاشته شود و با این اعتقاد به ظاهر زیبا قصد دارد انجیل را به تصاحب درآورد امّا در ادامه می‌فهمیم که او کتاب را سلاحی برای هدف گرفتن قلب و ذهن افراد ضعیف و ابزاری برای سلطة بر انسان‌هاخواسته است. از اینجا می‌توان فهمید که ایلای علاوه بر ماموریّت تاریخی خویش، برای مبارزه با انسان‌هایی ظهور کرده که می‌خواهند از دین به‌عنوان یک ابزار سلطه‌جویی استفاده کنند و بدین وسیله تقدّس هدف او به مخاطب گوشزد می‌شود.

 

جزئیاتی که دربارة ایلای، انجیل و چگونگی رفتار او در فیلم نمایش داده می‌شود به خوبی منطبق بر عقاید و نگرش فرقة «مورمون‌ها» می‌باشد. «مورمون‌ها» یا «کلیسای عیسی مسیح قدیسان آخر الزمان»، اقلیّتی مذهبی از مسیحیان هستند که خود را «پیروان راستین عیسی مسیح» می‌دانند.

 

ادامه دارد...

 

شماره سوم نشریه الف ها




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»،  فرهنگی، 
برچسب ها: سینما،
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات