حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 12 خرداد 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

(یک ماه پیش داشتم می نوشتم سلسله مطالبی با عنوان زیر؛ متأسفانه ناقص ماند، اکنون بخش دوم همان مطالب را می­گذارم:)

 

امام خامنه­ای چه می­گوید؟!

امید که سخنان امسال ایشان را دنبال نموده­اید! ایشان در فرازی از سخنانشان در حرم رضوی در روز اول فروردین چنین گفتند:

«در مورد شعار امسال و كارى كه امسال باید انجام بگیرد، البته سرفصلهاى مهمى وجود دارد كه همه داراى اولویتند. مثلاً تحول نظام ادارى یك كار لازم است كه باید انجام بگیرد؛ تحول آموزش و پرورش، یك كار بنیانى است؛ جایگاه علوم انسانى در دانشگاه‌ها و در مراكز آموزش و تحقیق، یك كار اساسى است؛ مسائل مربوط به فرهنگ عمومى، مسائل مربوط به اخلاق جامعه، این كارها همه‌اش كارهاى مهمى است»

ایشان با بیان این نمونه­ها خواسته­اند که توجه ما را به اولویتهای بعدی جلب کنند؛ فکر نکنیم که تنها مشکل و مسئله در کشور ما همین مسائل اقتصادی است. نظام اداری ما دارای نقائص و مشکلات زیادی است، چنانچه حضرت امام خمینی در کتاب «ولایت فقیه» خود (آن هم در سال 48) یکی از انتقادهایشان به نظام اداری بوده است و به نظر می­رسد هنوز کار شایانی درباره اصلاح آن صورت نگرفته است. در صفحه 36 این کتاب آمده است: «از طرف دیگر، تشکیلات اداری زاید و طرز ادارة توأم با پرونده­سازی و کاغذبازی، که از اسلام بیگانه است، خرجهایی بر بودجة مملکت تحمیل می­کند که از خرجهای حرام نوع اول(: خرجهایی که رژیم سلطنتی برای جشنهای به اصطلاح ملّی یا سایر عیش و نوشهایشان می­کردند) کمتر نیست. این سیستم اداری از اسلام بعید است. این تشریفات زاید که برای مردم جز خرج و زحمت و معطلی چیزی ندارد، از اسلام نیست. مثلاً آن طرزی که اسلام برای احقاق حقوق و حل و فصل دعاوی و اجرای حدود و قانون جزا تعیین کرده است، بسیار ساده و عملی و سریع است. آن وقت که آیین دادرسی اسلام معمول بود، قاضی شرع در یک شهر با دو سه نفر مأمور اجرا و یک قلم و دوات فصل خصومات می­کرد، و مردم را به سراغ کار و زندگی می­فرستاد. اما حالا این تشکیلات اداری دادگستری و تشریفات آن، خدا می­داند چه قدر زیاد است. و تازه هیچ کاری هم از پیش نمی­برد. اینهاست که مملکت را محتاج می­کند، و جز زحمت و معطلی اثری ندارد.»

 

درباره نقایصی که در آموزش و پرورش هست، حرف بسیار است. اینجانب نسبت به مسائل تربیتی و آموزشی سالهاست که دغدغه دارم و هرگاه به یاد وضع موجود و نبود یک نظام­تربیتی جامع و فراگیر می­افتم، از هدر رفتن سرمایه­های اصلی جامعه­اسلامی یعنی استعدادها و ظرفیتهای نوجوانان و جوانان، بسیار مهموم و ناراحت می­شوم. بنده که مدتی در یکی از مدارس به عنوان وظیفه مشغول به کار بوده­ام، از نزدیک مسائل و مشکلات آموزش و پرورش را به طور واقع­بینانه مورد بررسی قرار داده­ام؛ جدای از مشکلاتی که در محتوای متون آموزشی وجود دارد، به طور فهرست­وار به بعضی از مشکلات آموزشی اشاره می­کنم: گرفتن قوه­ی خلاقیت در ازای آموزش بعضی از مفاهیم، تأکید بر حفظ مطالب به جای روش یادگیری و پژوهش، ندادن افق علمی در مورد هر علم، ذکر نکردن کاربرد علوم و القا شدن بی­فایده بودن دانش­های مرسوم، هدف­سازی کاذب (قبولی در کنکور به جای رسیدن به سطح تولید علم)، پرکردن اغلب وقت کلاسها برای جزوه­نویسی به جای وادار کردنِ بچه­ها به فکر با طرح پرسشهای جهت­دهی کننده و ...

در زمینه مسائل آموزشی و مشکلاتی که به وجود می­آورد، سخن بسیار است و ذهن بنده اکنون تمرکزی بر این جهت ندارد؛ پس شما را برای آشنایی بیشتر به عواقب این نظام آموزشی به کتاب «نشت نشا»ی رضا امیرخانی ارجاع می­دهم. گر چه شاید وقتی دیگر به طور مفصل به این معضلات پرداختم.

اما در زمینه مسائل تربیتی و پرورشی باید گفت که وزارت «آموزش و پرورش» به وزارت «آموزش»! تبدیل شده است و رسماً کار چندانی برای تربیت نسل آماده به کارِ آینده کشور، انجام نمی­شود. گویی که تربیت مسئله­ای است که خود به خود و با بزرگ شدن نوجوانان و جوانان به طور طبیعی حل خواهد شد و اینها خودشان رشد خواهند کرد. خصوصاً در زمینه تربیت اسلامی و آشنا کردن نوجوانان با فکر اسلامی کار مؤثری انجام نمی­شود و تنها به کتب دینی بچه­ها که قرار است آن را امتحان بدهند، اکتفا می­شود! و ما که خود زمانی پشت این میزها نشسته­ایم می­دانیم که کتابی که قرار است امتحان داده شود، غالباً به طور مطلوب خوانده و در آن تأمّل نمی­شود...

 

(همینجا بود که کار نوشتن بیش از یک ماه، متوقف ماند! و نشد که کامل کنم بحث تحول در نظام اداری و تحول در آموزش و پرورش را، و نشد که از جایگاه علوم انسانی در ... بحثی به میان بیاورم؛ اما تأخیر بیش از این هم جایز نبود... اما بقیه این سلسله مطالب می­رسید به اینجای بیانات امام خامنه­ای، که:)

 

«... لیكن به نظر صاحبنظران، امروز در این برهه‌ى از زمان، مسئله‌ى اقتصادى از همه‌ى مسائل كشور فوریت و اولویت بیشترى دارد. اگر كشور عزیز ما بتواند در زمینه‌ى مسائل اقتصادى، یك حركت جهادگونه‌اى انجام بدهد، این گام بلندى را كه برداشته است، با گامهاى بلند بعدى همراه كند، بلاشك براى كشور و پیشرفت كشور و عزت ملت ایران تأثیرات بسیار زیادى خواهد داشت. ما باید بتوانیم قدرت نظام اسلامى را در زمینه‌ى حل مشكلات اقتصادى به همه‌ى دنیا نشان دهیم؛ الگو را بر سر دست بگیریم تا ملتها بتوانند ببینند كه یك ملت در سایه‌ى اسلام و با تعالیم اسلام چگونه میتواند پیشرفت كند.»

 




طبقه بندی: حضرت امام خامنه ای، 
برچسب ها: امام خامنه ای چه می گوید؟!،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 اردیبهشت 1390 توسط یه طلبه ی بی تکلّف

 

 

بصیرت یعنی ...

 

بصیرت یعنی بدانیم:

امام خمینی «چه می­گفت؟» و «چرا چنین می­گفت؟»

امام خامنه­ای «چه می­گوید؟» و «چرا چنین می­گوید؟»

...

ما سرباز ولایتیم؛ اما سرباز باید بصیر باشد تا شامل رحمت الهی شود که امام صادق چنین می­فرماید: «رحم الله عمّی العباس کان نافذ البصیرة»؛ و سربازان ولیّ غریب تاریخ، امام حسن مجتبی بصیرت نداشتند که نتوانستند هجمه دشمن را بشناسند و چنین ذلیل شدند و امام خویش را در محاصره دشمن تنها گذاشتند.

گفتم «محاصره دشمن» و یاد بی­بصیرتی فرقه­ای دیگر در صفّین افتادم که نه تنها امام خویش را در میدان جنگ تنها گذاشتند بل که برایش میدان جنگی دیگر ساختند به نام نهروان.

گفتم «تنها گذاشتن» و یاد مردم غیور! مدینه افتادم که چه بی­خیال از کنار ناله­های جگرگوشه رسول­الله گذشتند و چه راحت وصیّ رسول الله را در میان مسجد تنها گذاشتند تا کسی دیگر به ناحق از منبر رسول­الله بالا رود و جایی را غصب کند که جز یک نفر کسی سزاوار جانشینی آن نبوده است...

...

بگذریم که درد بسیار است. می­خواهم بنویسم از چیزی که مکمل نوشته­ها و مطالب چند روز اخیر بنده است؛ این که ما باید گوشها و چشمهایمان تیز باشد و ذهنهامان تیزتر! باید بشنویم و بخوانیم و بفهمیم!! هنر این نیست که ما شعار اطاعت از ولیّ­مان را بدهیم ولی ندانیم ولیّ چی می­گوید؛ حتی هنر این نیست که ما بدانیم ولیّ­مان چه می­گوید ولی دلیلش را ندانیم؛ هنر و البته بصیرت این که ما بدانیم چرا امام خامنه­ای چنین می­گوید. ما به آن­چه ایشان می­گوید شک نمی­کنیم، اما پرسش از چرایی بیانات و دستورات ایشان ما را به شناختی عمیق و دقیق می­رساند که با وجود این شناخت، دچار کج­فهمی و خدای­ناخواسته انحراف از جهت­دهی­ها و دستورات ایشان نمی­شویم.

 

دشمنان ما امروز به دنبال فتنه­ای عظیم­تر از آنچه در سال88 گذشت، هستند. آنها می­خواهند ما با «احساس تکلیف» و با ایمان و اعتقاد خودمان ولی نادانسته، مجری طرحهای ایشان باشیم؛ نمونه­های تاریخی­اش زیاد است که مجال ذکر همه آنها نیست ولی به طور اشاره: خوارج در صفّین و کوفیان در کربلا (که در وصف کوفیان آمده: یتقرّبون إلی الله بدمه). باید حواسمان جمع باشد که آیا این «انجام وظیفه»ای که می­کنیم حرکت در زمین دشمن هست یا نه؟!

 

این مطلب ادامه دارد...




طبقه بندی: حضرت امام خمینی،  حضرت امام خامنه ای،  سیاسی، 
برچسب ها: بصیرت یعنی...، امام خامنه ای چه می گوید؟!، تحلیل سخنان امام خامنه ای،
درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic