حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی
خطابه و منبر (2)

انواع سخن و انواع خطابه در نهج‏البلاغه که مجموعه خطب امیرالمومنین (علیه السلام) است، یافت‏ می‏شود. موعظه هست، توحید و معرفت هست، خطبه سیاسی هست، حماسه‏ هست.

در كشور ما خطابه‏های دینی روی پایه عزاداری حسین بن علی (علیه السلام) است. ین خطابه و منبر كه الان در میان ما شایع است مولود حادثه‏ عاشورا و توصیه ائمه اطهار به اقامه عزای سیدالشهداء است، از بركات‏ عزاداری سیدالشهداء است.

كسی كه روی كرسی خطابه، روی كرسی حسین بن علی قرار می‏گیرد، نباید به جای اینكه هادی دین و مبلغ دین باشد دلال شخصیتها باشد، منبر را وسیله دلالی برای شخصیتها قرار دهد، حالا هر شخصیتی. شخصیتهای سیاسی باشند یا روحانی، یا شخصیت دیگر، دلال صاحب‏ مجلس و بانی مجلس باشد یا دلال پیشنماز باشد یا دلال بالاتر از پیشنماز باشد. اینها برخلاف شؤون و حیثیات منبر است. پیامبران با نقاط ضعف مردم مبارزه می‏كردند و ما از نقاط ضعف مردم‏ بهره‏برداری می‏كنیم. آنها می‏خواستند آن معایب و آن نقاط ضعف را اصلاح‏ كنند و از بین ببرند و ما معمولا می‏خواهیم از همان معایب و همان نقاط ضعف بهره‏برداری كنیم. جریانهایی در نقاط دوردست جامعه اسلامی واقع می‏شود و مردم بیخبرند و نمی‏دانند چه گذشته است، خطیب باید آنها را به مردم بگوید. اوضاع خارجی و داخلی دوردست را به مردم بگوید. دین اسلام هم باید سخنگو داشته باشد. سخنگوی دین، خطبا و اهل منبرند.


برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری



طبقه بندی: استاد مطهری،  حوزوی، 
برچسب ها: خطابه و منبر،
نوشته شده در تاریخ شنبه 27 فروردین 1390 توسط محمدقائم خانی

 

خطابه و منبر (1)

خطابه یك فن‏ است یعنی یك هنر است و هنر مطلقا می‏تواند به كمك یك فكر و عقیده و یا به جنگ یك فكر و عقیده بیاید. اسلام كه پیدا شد، در سه قسمت تأثیر كرد. در شعر تأثیر كرد یعنی‏ به معنای شعر وسعت داد. اشعار اسلامی با اشعار جاهلی از لحاظ معنا بسیار متفاوت است. در خطابه تحول عظیم ایجاد كرد و كتابت و نویسندگی را ابداع نمود. از طرفی در خود دین مقدس اسلام ماده ای وجود دارد كه سخنرانی جزء متن دین است، جزء نماز است . امیرالمؤمنین می‏فرماید: خطبه، نماز است. مادامی كه امام خطابه می‏خواند و مردم گوش می‏دهند، همه مردم باید سكوت بكنند و حرف او را گوش بكنند.

در نماز جمعه دو خطابه خوانده می‏شود نه یكی. به این ترتیب كه امام‏ یك خطابه انشاء می‏كند، بعد می‏نشیند و مختصری سكوت می‏كند، دو مرتبه‏ بلند می‏شود برای خطابه دوم. در خطبه جمعه علاوه بر حمد و ثنای الهی و ذكر رسول اكرم و ائمه دین و یك سوره قرآن، لازم است خطیب موعظه كند و عنداللزوم مطالب لازمی را برای مسلمین بگوید. خداوند با تشریع این‏ دستور خواسته است كه این وسیله‏ای باشد برای رئیس و پیشوای جمعیت كه‏ آنها را موعظه كند، به طاعت ترغیب كند و از معصیت و گناه، آنها را بترساند. مردم را به مصلحتهای دینی و مصلحتهای دنیائیشان آگاه كند. نچه در آفاق دور دست‏ از قضایای خوب و بد به حال مسلمین واقع می‏شود به آنها بگوید و به اطلاع‏ آنها برساند و آنها را در جریان بگذارد. علت این هم كه دو خطبه فرض شده اینست كه در یكی به حمد و ثناء و تقدیس الهی پرداخته شود و در دیگری به ذكر حوائج‏ مردم و ارشاد و موعظه آنها پرداخته شود.

خطابه اقسامی دارد، ممكن است حماسی و جنگی باشد، ممكن است‏ سیاسی باشد، ممكن است قضائی باشد، ممكن است دینی و اخلاقی باشد. وعظ و موعظه هم قسمی از خطابه است‏. موعظه در جائی گفته می‏شود كه كلماتی و جمله‏هائی به‏ منظور ردع و منع و تسكین شهوت و غضب القاء شود. موعظه یادآوری قلب است نسبت به خوبیها در اموری‏ كه موجب رقت قلب گردد. چون مجالس وعظ ابتدا از متصوفه تقلید شده و بنای صوف بر ردع و منع و زجر نفس و تهذیب و تزكیه نفس است و با وعظ سازگارتر است، خطبای ما هم با اینكه صوفی نیستند بیشتر به كلام خودشان‏ جنبه زهد و ترك و مبارزه با هوا و هوس می‏دهند. باید همیشه گروهی شایسته مردم را موعظه كنند، به یاد خدا بیاورند، از غفلتی كه از مرگ دارند بیرون بیاورند، مردم را متوجه آثار گناهانشان‏ بکنند، از قبر و قیامت به مردم بگویند و مردم را به عدل الهی متوجه نمایند.

اینكه شخص بخواهد مصالح عالیه دینی و دنیائی مردم را بگوید و آنها را به آن مصالح آگاه كند خیلی مشكل است. دو اشكال در این كار هست. یكی اینكه علم و اطلاع زیاد می‏خواهد، دیگر اینكه اخلاص بسیار لازم است كه آنچه را از مصالح عالیه دینی و دنیائی‏ می‏فهمد همانها را به مردم بگوید. پس باید علم و اطلاعش به مبانی دین كافی باشد ، باید اسلام را كاملا بشناسد، به روح تعلیمات اسلامی آگاه باشد، ظاهر اسلام و باطن اسلام، پوسته اسلام و هسته اسلام، همه را در حد خود و جای خود بشناسد تا بفهمد مصلحت دین یعنی چه؟ ثانیا تنها دانستن و شناختن دین برای‏ مصلحت‏گوئی كافی نیست، جامعه را باید بشناسد، به اوضاع دنیا باید آگاه‏ باشد، باید بفهمد كه در دنیا چه می‏گذرد و امروز مصلحت جامعه اسلامی در برابر جریانهای موجود دنیا چه اقتضا می‏كند، و مردم را به آن جریانها و مصالح واقعی آنها آگاه بكند. آدمی كه سر و كارش فقط با چند كتاب معین در یك علم بخصوص مثلا فقه، ادبیات، فلسفه و غیره باشد و در كنج مدرسه بسر برد نمی‏تواند بفهمد در جامعه چه می‏گذرد و چه باید كرد. انسان در كنج مدرسه نمی‏تواند مصالح جامعه را تشخیص بدهد. علم و اطلاع به اوضاع جاری و متغیر جهان لازم‏ است. شامه تیز می‏خواهد كه حتی حوادثی كه در آینده واقع می‏شود از حالا پیش‏بینی كند.


برگرفته از کتاب ده گفتار شهید مطهری




طبقه بندی: استاد مطهری،  حوزوی، 
برچسب ها: خطابه و منبر،
درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات