حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آذر 1389 توسط محمدقائم خانی

 

نشریه دانشجویی «الف ها»

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف

شماره اول، شنبه 13 آذر 1389

 

سینمای دوقطبی

 

متن زیر بخشی از مصاحبه اخیر حسن عباسی درباره تحلیل وضعیت کنونی سینمای ایران است. علاقه­مندان به دیدن متن کامل مصاحبه می­توانند به آدرس ذیل مراجعه نمایند:

http://www.jahannews.com/vdcfemdyew6djva.igiw.html

 

 

* این محیط دو قطبی در سینمای ایران از چه موقع پدید آمده است؟ از همان سال‌های پس از انقلاب؟!

- نه! محیط دو قطبی سینمای ایران، محیطی نوظهور است، اما شكل‌گیری آن حاصل فعل و انفعالات فرهنگی و سیاسی دوره‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی است.

 


* ... سینمای لیبرال كه از قبل انقلاب وجود داشت و با عناوینی چون «فیلمفارسی» معروف شد. سینمای دینی نیز كه دغدغه بسیاری از فیلم‌سازان پس از انقلاب بوده است؛ پس چگونه این نظام دو قطبی را جدید می‌دانید؟

- مشكل در همین ساده‌انگاری رایج در سینما است. نه سینمای قبل از انقلاب و به تعبیر شما «فیلمفارسی» سینمای لیبرال است، و نه سینمای پس از انقلاب با فیلم «توبه نصوح» و «استعاذه» سینمای دینی. لیبرال بودن یك اثر هنری، مؤلفه‌های ذاتی لیبرالیسم را می‌طلبد، همان‌گونه كه اسلامی­بودن یك اثر هنری، باید گزاره‌های ذاتی دین اسلام را در متن و بطن خود داشته باشد.

 


* مؤلفه‌های سینمای لیبرال چیست؟

- لیبرالیسم، یك ایدئولوژی مدرن است كه معنی دقیق آن «اباحه‌گرایی» است. این ایدئولوژی، ریشه در امانیسم یا پارادایم اصالت­بشر دارد. اساسی‌ترین مؤلفه‌ آن «ایندیویژوآلیسم» یا اصالت­فرد است. وقتی تفرّد اصالت پیدا كند، به سرعت به ورطه «اگوئیسم» یا خودگرایی می‌افتد. آن‌گاه كه «خود» مبنای همه چیز باشد، هسته‌ مركزی و جوهره‌ لیبرالیسم بروز می‌كند و آن «لسه‌فر» است، یعنی «بگذار هر چه می‌خواهد بكند.» لسه‌فر، نفی حداكثری «منع» در زندگی اجتماعی و فردی بشر است. این نكته با جوهر دین در تعارض بنیادی است، و از این روست كه سكیولاریسم، عنصر ذاتی لیبرالیسم محسوب می‌شود. هم‌چنین مؤلفه‌ دیگر لیبرالیسم، نسبی‌گرایی است. البته تعداد مؤلفه‌های آن بسیار بیشتر از این موارد است.

 


* نمونه‌های سینمای لیبرال در ایران كدامند؟

- لیبرال‌سینما Liberal cinema در ایران با یك مثلث پدید آمده است: «فریاد مورچگان»، «ده» و «درباره الی...». فریاد مورچگان، مدعی نفی فاشیسم از طریق نفی حقیقت، و در نتیجه نیل به نسبی‌گرایی یا «رلیتویسم» است. فیلم «ده» سوای از نسبی‌گرایی، مسئله «لسه‌فر» و «ایندیویژوالیسم» را نیز دست‌مایه قرار می‌دهد. این مؤلفه‌ها در فیلم «ده»، البته در تركیب ایدئولوژی لیبرالیسم، با ایدئولوژی فمینیسم صورت گرفته است. مشابه همان كنش، در فیلم «درباره الی...» نیز انجام پذیرفته است، یعنی «درباره الی...» نیز یك اثر لیبرالیستی و توأمان فمینیستی است.

 


* وجه اشتراك این مثلث «لیبرال سینما»ی ایران چیست كه از آن‌ها یك قطب می‌سازد؟

- آن‌چه این سه فیلم را به مثلث «لیبرال سینما»ی ایران تبدیل می‌كند، وجه فلسفی «حیازدایی» در آن‌هاست. توجه داشته باشید كه حیا با شرم متفاوت است. هر بشر بی‌دینی نیز می‌تواند شرم داشته باشد، اما حیاء، مقوله‌ای ایمانی است و مختص انسان دین‌دار و مؤمن است. ایمان درختی است كه ریشه‌ آن یقین، شاخه آن تقوا، و شكوفه و میوه‌ آن «حیاء» است.

 


* سینمای قبل از انقلاب اسلامی نیز كه حیازدا بود، پس چگونه نمی‌توان آن را لیبرال خواند؟

- به نكته‌ای كه اشاره كردم، توجه نكردید. گفتم «وجه فلسفی حیازدایی». حیازدایی سینمای قبل از انقلاب، فاقد وجه ایدئولوژیك یا فلسفی بود. مثلاً در سینمای قبل از انقلاب، یك زن بدكاره، در محله‌ای ساكن بود. قهرمان فیلم كه جوان‌مرد و غیرتمند محله بود، در نهایت آن زن را از دست باند فساد، نجات می‌داد و آب توبه بر روی او ریخته و سپس با او ازدواج می‌كرد. هر چند وجه شاخص آن فیلم‌ها، ابتذال بود، اما غیرت و توبه و نجات از منجلاب فساد، و تطهیر و بازگشت به زندگی، از پیام‌های كلی آن‌ها بود كه به صورتی مبتذل بیان می‌شد. این ابتذال را نمی‌توان لیبرالیسم نامید، زیرا وجه فلسفی آن را دربرنداشت. لیبرالیسم با غیرت و توبه در تعارض است. لیبرالیسم و به ویژه فمینیسم در جوهر خود با «حیا» تقابل ذاتی دارند. این نكته‌ای است كه فیلسوفان غربی به آن اذعان دارند.

 


* این وجه در فیلم «درباره الی...» چیست؟

- جمله شاخص در فیلم مزبور این است: «حالا درباره الی چی فكر می‌كنند؟» این جمله در شرایطی گفته می‌شود كه زن جوان یعنی «الی» در دریا غرق شده است و اكنون كه مقرر است مرد جوانی كه آشنای اوست برای پیگیری وضعیت او كه بی‌خبر، همراه یك گروه غریبه به شمال كشور رفته است به محل حادثه بیاید؛ در مورد قضاوت او و دیگران پرسیده می‌شود «حالا درباره‌ الی چی فكر می‌كنند؟» این نگرانی، بابت غرق شدن «الی» نیست، بلكه از بابت قضاوت درباره‌ سفر او به نیت شوهریابی است. اما چرا نگرانی از قضاوت؟! مگر مرد جوان تازه وارد كیست؟ اگر او صرفاً یك خواستگار بوده است كه «الی» او را نمی‌خواسته است، قضاوت او در مورد «چرایی حضور الی» در سفری گروهی، چه اهمیتی دارد؟ پاسخ این پرسش‌ها و ابهام‌ها، در تیتراژ ابتدای فیلم نهفته است. همه مسافران، به درون صندوق صدقات، پول اسكناس می‌اندازند، اما آخرین صدقه، یك حلقه ازدواج است. بعد از این تصویر، ابعاد حلقوی حلقه ازدواج، در نور به ابعاد حلقوی تونل تبدیل می‌شود. انگشت انسان و تونل جاده شبیه هم هستند، با این تفاوت كه تونل، یك «غلاف» انگشت یا در واقع یك انگشتانه كامل است، اما انگشت، هم‌چون یك «قالب» تونل است. از این حیث، تمایز انگشت دست انسان از تونل این است كه انگشت «تو پُر» و تونل «تو خالی» است. وقتی حلقه ازدواج، به صندوق صدقات می‌افتد، هیبت حلقوی آن، در نور، با ابعاد حلقوی تونل یكی می‌شود. خروج اتومبیل‌ها از تونل، توأم با جیغ و فریاد مسافران، نوعی رستگی و رهایی را تداعی می‌كند: در یكی، رهایی از ظلمت و فشار، و تنگی و تاریكی تونل، و در دیگری، رهایی از فشار و تعهد و تقید حلقه ازدواج. «الی» زن جوان، از مرد جوانی «حلقه» دارد، یعنی در عقد و عهد اوست. اكنون كه برای یافتن شوهری جدید، همراه گروه به شمال رفته، و در دریا غرق شده است، آمدن نامزدی كه یك سویه، حلقه‌اش به صندوق صدقات، بخشیده شده، ایجاد سؤال و استفهام می‌كند. پس، طرح پرسش «درباره الی چه فكر می‌كنند؟!» نه در مورد نامزدش، بلكه در مورد مخاطبان است. واقعاً درباره الی، یعنی زنی كه صبر نكرده است، تا رابطه با نامزدش را به صورت قانونی و شرعی خاتمه دهد، و به جستجوی رابطه‌ای دیگر تن در داده است، مخاطبان چه فكری باید بكنند؟!

 

وجه فلسفی حیاءزدایی، وجه ذاتی آثار فمینیستی و به تبع آن لیبرالیستی است. آلن بلوم در صفحه 101 كتاب گشایش ذهن آمریكایی می‌نویسد: حیاءزدایی، مركز پروژه فمینیست است كه از طریق انقلاب جنسی محقق می‌شود. با این تبیین فلسفی آلن بلوم از ایدئولوژی فمینیسم، یك اثر فمینیستی مانند «ده» یا «درباره‌ الی» حیازدایی را بن‌مایه فلسفی خود قرار می‌دهد. در فیلم‌های مبتذل مورد اشاره‌ شما در قبل از انقلاب، پیام غیرت جوانمرد محله و توبه زن بدكاره، پیامی ضدلیبرالیسم و ضدفمینیسم بود. اما پیام آثاری كه مبتنی بر ایدئولوژی لیبرالیسم یا فمینیسم ساخته می‌شوند، غیرت‌زدایی، توبه‌زدایی، عفت‌زدایی و همان حیاءزدایی است. این چنین روی‌كردی كه دارای وجه فلسفی خاصی است، در سینمای ایران پدیده‌ی جدیدی است. غالباً این‌گونه است كه نویسندگان، بازیگران و كارگردانان این آثار تمایل گسترده و باور عمیقی به غرب به ویژه به لیبرالیسم دارند، و همواره این‌گونه بوده است كه مورد حمایت غربی‌ها بوده‌اند.

 


* بالاخره معلوم است كه «الی» چه نامی است؟ مخفف است یا اسم است، مثلاً الهام، الناز، ... ؟!

- (با خنده:) نمی‌دانم! شاید این كلمه مخفف دو حرف نخست واژه اسلام لیبرال، یعنی آی و اِل؛ باشد. در آن صورت عنوان فیلم می‌شود «درباره اسلام لیبرال».

 


* این وجه فلسفی، چگونه به قطب‌بندی در سینمای ایران منتج شده است؟

- حیاءزدایی، در واقع ایمان‌زدایی است و این مسئله در تقابل با سینمایی است كه مایل به تولید حیاء و ایمان است. در نتیجة‌ این تقابل، قطب‌بندی جامعی پدید آمده است كه هر قطب آن را یك پارادایم ویژه تشكیل می‌دهد: پارادایم سینمای دینی و پارادایم لیبرال‌سینما.

 




طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: سینمای امروز ایران،
درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic