حکمت با طعم درد
آرمانخواهی انسان، مستلزم صبر بر رنجهاست
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 آذر 1389 توسط محمدقائم خانی

 

نشریه دانشجویی «الف ها»

انجمن اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه صنعتی شریف

شماره اول، شنبه 13 آذر 1389

 

ملک سلیمان نبی

محمّد نوری

 

فیلم با صحنه­ای از تلاش جادوگر فتنه­انگیز آغاز شده و ناکامی وی را در دستیابی به قدرت شیطانی، به خوبی نشان می­دهد. در ادامه فیلم به سراغ جوان چوپانی می­رود که با آن لباس ساده، فرق چندانی با سایر مردم کشاورز و مستضعف نداشته و آنقدر مهربان است که کودکان به راحتی با او انس می­گیرند. مخاطب بعد از رد و بدل شدن چند جمله بین جوان و کودکان متوجه می­شود که حضرت سلیمان، همین جوان ساده­ی بی­آلایش است که پس از پدر گرامی خود (داود نبی) در سن نوجوانی به نبوت برگزیده شده است. انتخابی الهی که مایه­ی خشم و ناراحتی علمای رباخوار، حسود و حریصِ بنی­اسرائیل شده و آنان را همچون مارهایی زخم خورده به لابی­گری علیه حکومت الهی سلیمان نبی، وا می­دارد.

 

این پیامبر بنی­اسرائیلی از خدا می­خواهد که حکومتی فرکتال گونه از حکومت منجی آخرالزمان را نصیبش نماید، خواسته­ای که به تبع خود، مزاحمت و آشوب اجنه­ی کافر و شیاطین­ را در پی دارد. قوم سلیمان برای نیل به حکومت اللهی- انسانی باید مشقات نسبتاً زیادی را تحمل نمایند، زحمات و خطراتی از جنس ناملموس نامعلوم. نکته­ی جالب آنجاست که این مردم اصلاً نمی­دانند باید چه اقداماتی را در مقابله­ی با دشمنان احتمالی (ناشی از القائات علمای کتاب حمل­کن بنی­اسرائیل مبنی بر خرافه خواندن وجود جن و شیطان) که هیچ پیش­فرضی درباره­ی آنان ندارند، انجام دهند.

 

پس از آغاز این جنگ بسیار مبهم، مردم مجبور می­شوند با عده­ای از دوستان، آشنایان و بستگان خود نبرد نمایند! در واقع می­توان گفت دشمن خطرناک این مردم، حقیقتی است بسیار تلخ به نام فتنه که دامنگیر این جامعه شده و می­تواند از انسان­های مثبت مظلوم، هیولاهایی وحشتناک بسازد که طی اندک زمانی تعدادی از عزیزان خود را به قتل برسانند، بی آنکه خود متوجه باشند چه می­کنند.



ادامه متن
طبقه بندی: نشریه دانشجویی «الف ها»، 
برچسب ها: سینمای ماوراء، سلیمان قرآن در سینما،
درباره وبلاگ

ما که هستیم؟ به ایمان پر از شک دلخوش
طفل طبعیم و به بازی و عروسک دلخـــوش

پایمان بر لب گـــور است و حریصیــم هنـــوز
با همان هلهله شادیم که کودک دلخـــوش

ماهی تنـــگ، در اندیـــشه دریــــا، دلتنـــگ
ما نهنـــگیم و به یک برکه کوچک دلخـــوش

جـــز دورویــی و ریــــا، ســکه نیندوخته ایم
کودکـــانیم و به سنگینـی قلــک دلخــــوش

بـــاد حیثیــت ایـن مــزرعه را با خود بــــــرد
ما کماکان به همان چند مترسک دلخـوش


موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
صفحات جانبی
پیوند ها
ابر برچسب ها
پیوند های روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ

دانلود فیلم

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات